۲۰ پاسخ

عزیزم من کاملا درکت میکنم منم دقیقا حس تورو دارم ‌ . من هرموقع هم میخواستم بچمو صدا بزنم صداش میزدم هامین . نمیدونم چرا ولی تموم وجودم حس میکردم که پسره .وقتی سونو گفت دختره اصلا جا خوردم نمیتونستم باور کنم ‌. شاید دیگران فکر کنن که ما بچمونو چون شده دختر دوس نداریم . درحالی که من هرچی باشه عاشقشم ولی یه فکرایی داشتیم یه رویاهایی تو سرمون بوده که الان چیزی برعکسشو داریم تو واقعیت میبینم و تو ذوقمون خورده . من وقتی شنیدم خیلی ناراحت شدم حتی گریه کردم ولی هیچکی درک نمیکنه که من اون لحطه چه حس بدی داشتم

ای جان عزیزم حکمت خداست دیگه چه میشه کرد🥲❤️

چقدر مثل منی
با تمام وجود درک میکنم‌

ابجیم اول یک دختر داشت مریض بودش ۷ ماه بیشتر زنده نبود معقد نداشت اون دخترش مرد و بعد از اون دوتا پسر آورد هرچی دعا کرد نظر و نیاز کرد بازم دید نمیشه بعد حتی الکی الکی ی سرکتاب هم گرفت گفت تو تالع خودت و شوهرت اصلان دختر دیده نمیشه الان هر دختری و میبینه حسرت میخوره نکن با خودت خیلیا توی حسرت دختر دار شدن موندن من خودم دختر باردارم همش تح دلم میگم نکنه یهو پسر بشه با اینکه اول ک دختر دار شدم دوست داشتم پسر باشه چون میگفتم خدا ب من دختر نمیده حالا ک داده میترسم یهو پسر بشع بازم بشع اصلان اشکالی ندارع سری بعدی انشاالله سالم باشم میرم دکتر

عزیزم بیا قصه خودمو بهت بگم ما سه تا خواهریم مامان و بابای منم خیلی پسر دوست داشتن وقتی بچه اولشون بدنیا اومد ک دختر بود و ۳سال دیگه مامانم باز حامله شد میگفتن این صددرصد پسره ولی مادرم دختر ب دنیا آورد بد ۸سال منو باردار شد دیگه همه صددرصد گفتن ک حتما این پسره ولی مادرم باز دختر ب دنیا آورد همه پسر داشتن ب جز مامان من
من خیلی حسرت بقیه رو میکشیدم حسودی میکردم ک اونا داداش دارن ولی من ندارم ۷سالم شد کلاس اول بودم فهمیدم مامانم حاملس اونم پسر وای نمیدونین چقدر خوشحال بودم ن تنها من بلکه کل طایفه خوشحال بودن بد ک داداشم ب دنیا اومد زندگیمون نابود شد داداشم سندورم داشت مامانم افسردگی بد زایمان شدید گرفت نمیموند خونه خونه مادربزرگم میموند دیگه سیستم ایمنی داداشم ضعیف بود فقط تو بیمارستان های سلماس خوی تبریز ارومیه بستری میشد دیگه ی پامون بیمارستان بود هیچ کس به من نمیرسید من بچگی نکردم خواهرام رفتن خونه خودشون مامانم افسردگی ک داداش من از داداشم مواظبت کردم عزیزم اینارو گفتم ک بدونی خدا ی حکمتی میدونه پسر نداده بهت قدر دخترای قشنگتو بدون راضی هستی خدادبهت پسر بنده ولی خدانکرده مریض باشه وقتی دخترات سالم هستن شکرگزار خداوند باش
چرا دورغ بگم منم حسرت پسر دارم دیگه داداشم اونطوری بود از بچگی ب خدا میگفتم خدا الاقل برام ی پسر بده ک حسرتش تو دلم نمونه ولی اونقدر سختی ک کشیدم میگم خدا مصلحتتو شکر هرچی ک بدی دختر یا پسر دیگه برام مهم نیست فقط سلامت باشه
الانم ک نرفتی ک انومالی توکلت بخدا باشه بگو خدا سالم باشه دختر و پسر مهم نیس

اشکالی نداره سری بعد زیر نظر متخصص رژیم باش برای پسرزایی

سلام عزیزم درخواست دادم قبول کن منم مثل تواول گفتم چرادخترخدابازدادبهم نمیدونم توچندتادخترداری این حرف زدی من دوتادخترداشتم سومی هم الان باردارم بازخدادختربهم دادیعنی سه تادختربااینکه ارزوی همسرم پسردارشدن بوددلش میخواست خدابهش یه کمک حالی بده تواین گرونیها امانشدچون من مشکل معده دارم دکتراهم گفتن نبایدبارداربشم امامن بخاطرارزوی همسرم اقدام کردم این به کناردوتادخترام بیشترازهمسرم به داداش احتیاج دارن همش میگفتن مامان ماداداشی میخواییم همه بهمون سرکوب میزنن میگن مادرتون دخترزاست من سرنمازم ازخداخواستم بهم دختربده حتی ازدکتری هم کمک نگرفتم چون بدلیل مشکل مریضی داشتم نمیشدخلاصه بگم بدترازمن نیستی خواهرم به بچه ۸ساله ام سرکوب میزنه ببینم عزیزم بیخیال شودگه قسمت سرنوشت هرچی باشه نمیشه به جنگش رفت الان اینقدرمهراین بچه توشکمم به دلم رفته میگم خدایافقط سالم بدنیابیاددگه جنسیت برام مهم نیست وقتی قسمتم نیست پسردگه نمیشه کاریش کرد

الهی فقط سالم بغل بگیری عزیزم

بچه ها اصلا بخدا دختر پسری نکنید،فقط سالم باشن وخدا رو شکر کنید به راحتی باردار شدید، بخدا یکی مثل منی که ۱۸ ساله در انتظار بودم راههای خیلی سختی رو رفتم تا الان به آرزوم رسیدم بچمم دختره انگار همه دنیارو بهمون دادن شب روز داریم خدارو شکر میکنیم🙏🥹🥹

حکمت خدا رو دست کم نگیر عزیزم
همسرم یه دایی داره مثلا اونم پسره مادرش و خواهر کوچیکش اون همه به پاش سوختن و برای زندگیش از جونشون مایه گذاشتن ولی مادرش رو حتی تا سر کوچه هم نمی‌برد حتی برای یه بار برمی‌گشت می‌گفت مگه من نوکرتم حوصله ندارم خودت پا داری پاشو برو خودشم که همه زندگی اینا رو به فنا داده باعث شد مادرش سکته کنه و هزار جور مصیبت دیگه
هروقت خدا بچه ای بهت داد فقط دعا کن هرچی که هست اولاد صالحی باشه فردا روز عوض اینکه سرافکنده ات کنه سربلندت کنه

بعد ب دنیا امدنش همچی حل میشه خیلیییی براتون عزیز میشه

اگر کلن بچه نداری اشکال ندارع فکرشو نکن هر دوش خوبن

هرچی باشه سالم باشه.وقتی میری انومالی اون چهره ی قشنگشو میبینی وقتی دستاشو تکون میده .مهرش چنان بیوفته تو دلت ک😍❤️خدارو شاکر باش

منم دلم میخواس بچم پسر باشه چون بچه اولم دختره دوس داشتم هردوتاشو داشته باشم،شوهرمم دلش میخواس این بچمون پسر بشه ولی خدا نخواست، با خدا ک‌نمیشه جنگید،شکر خدا حتما صلاح میدونه
میدونم چی میگی عزیزم،منم همین حس و دارم،همش تا یکی میبینم بچش پسره میگم خوش بحالش
بچه هرچی باشه شیرینه حالا یکم دیگه تکون بخوره میبینی چ معجزه ایه،وقتیم ک ب دنیا بیاد بیشتر شیرین میشه😍

کاشکی بچه دوم من دختر میشد
سالها آرزوی قلبیم بود و همه جوره از خدا میخواستم دختر بهم بده
یکی پسر دارم، بعد ازون برای بچه ی دوم چند تا سقط داشتم وحشتناک
حالا به سختی حامله شدم و پسره
نمیدونی چه غم بررگی دارم همه آرزوهام ب فنا رفت😢

بچت پسر بشع بزرگ بشه هزارجور کار کنه دهنتو سرویس کنه انوقت میگی پسرررر دارم باز این افکار چرتو بریزید کنار و قبل بچه دار شدن اول یادبگیرید جنسیت مهم نیست مهم سلامت بچه و عاقبت بخیری بچس

عزبزدلم هرچی قسمتت باشه حتما مصلحت اینجوره ولی هنوز تا انومالی احتمالش خیلی خیلی زیاده تغییر کنه

منم عزیزم دوستداشتم بچه ی اولم پسر باشه من ک کلا طرف خودم و همسرم پسر دوستن ولی انشالله ک خداوند حکمتی خوب وسرنوشتی شیرین برای دخترام رقم بزنه ک همون پسر دارا حسرتشو بخورن

طرف حسرت بچه میخوره بعد تو میگی پسر ؟؟پسر مثلا چ‌گلی میخاد بزنه ب سرت شاید خدا صلاحتو میدونه ک اولسن بچتو دختر کنه شاید بعدی پسر باشه چرا اینقدر ناشکری میکنی بگو خدایا هرچی بهم میدی عاقبت بخیرش کن سالم باشه بتونم با خیال راحت بغلش کنم خوشبختش کنم دختر نعمته خونس دختر دلسوز مادر و پدره دختر فرشته ایه که فقط بال نداره دختر نعمته برا هرخونه ای ناشکری نکن بگو خدای راضیم ب رضات ببخشید ناشکری کردم بچمو سالم و عاقبت بخیر کن

انتی ب منم احتمال دختر داد همه هم گفتن دختره ولی انومالی پسر شد

سوال های مرتبط

مامان هانا جان. مامان هانا جان. ۶ ماهگی
سلام از ۱۳ شهریور
چهارشنبه روز سختی بود برام نمیدونم چرا از وقتی ک لکه بینی پیدا کردم وقتی میخام سوار ماشین بشم و جایی برم استرس میگیرم از روز قبل حالم خوب نیس ولی نمیتونمم ب کسی بگم چون میگن ینی چی استرس برای چی نمیدونم چرا حتما باید همه چیز دلیل داشته باشه
دلم میخاد بشینم یه دل سیر گریه کنم ولی نمیتونم چون مامانم حرص میخوره فک میکنه مشکلی دارم من فقط دلم گرفته،دلم میخاد بارداری زودتر تموم بشه،دوس دارم بچمو صحیح و سالم بزارن تو بغلم همین
کی گفته بارداری خیلی قشنگه نمیگم خوب نیس خوبه ولی برای منی ک ب شدت استرس دارم و اضطراب فراوان خیلی سخته وقتی استرس میگیرم نمیتونم بخابم تو دلم انگار رخت میشورن هی صلوات میفرسم میگم آروم باش ب خاطر بچت و دوباره غصه ام میشه خدایا سالم باشه خدایا
از طرف دگ خیلی وقته ب بابام سر نزدم چند وقته تو خابم نمیاد من دلم تنگ شده بابا دلم میخاد دلداریم بدی بابا میبینی منو دگ
این روزا خوبی و بدی باهم قاطی شده بعضی وقتا از نبض شکمم سر ذوق میام بعضی وقتا ب خاطر شرایطم غصه عالم میگیرم
ببخش ک طولانی شد اگ تونسی برای آرامش دلم دعا کن.