۱۰ پاسخ

نبابد یهو ازش بگیری باید هر وقت خواست بهش بدی خودش دیگه بندازه اونور نخوره تا سه روز. روز اول با سوزن چندتا سوراخش کنی روز دوم با قیچی کوچیک سرشو بچینی سوراخ درشت دراری که مک میزنه بفهمه مشکل داره واسه خواب شبش شل دوم سوراخشا بزرگتر کنی و بگی عه مامانی خراب شده بندازش با حرفات متعاقد شه خراله و بده و باید بندازه اونور.من پسرم با انگشتش میکرد تو سوراخش .خودش بالاخره پرت میکنه اونور. روز سوم اصلا جلو دستش نباشه اصلا جلو چشمش نباشه.هر وقت هم سراغش گرفت بگی مامانی دیدی ک خراب شده بود‌ نیست انداختمش آشغالی. و حتما حتما حتما خیلی باهاش بازی کن سرشو خیلی گرم کن ببرش حتما عصرا پارک بازی کنه خسته بشه. که شب راحت تر بخوابه. خودش بعد ۵ روز دیگه راحت قبول میکنه نیست. سختیش همون چند روز اوله اما یهو بی خبر ازش نگیر ضربه روحی میخوره

والا من از ۷ ماهگی گرفتم از پسرم ولی الان خواهر زادم میخوره بعد این همه مدت حتی همین یک دقیقه پیش دزدید رفت پشت مبل داشت میخورد 😂😂

منم میخوام بگیرم ازش ۲ هفته دیگه بعد از واکسنش الان ۱۸ ماهشه

عزیزم راهنماییم میکنی چطوری گرفی یهو یا کم کم پسر من گریه میکنه میگه ممه بده بهش میگه مه مه دستمو میگیره ببر بردار برام بیار اصلا نمیشه ازش گرف یکم توضیح میدید😭😭😭ممنون پوشک شیرخشک مای بی بی

حالا انشالله که سبک بگذره
اما تایم پستونک گرفتن یا شش ماهگی یا بعد از هجده ماه چون تو این سن بچه شما تایم وابستگیه بچه هست و بچه بیشتر اذیت میشه دقیقا اوج اضطراب جدایی
برای من که شش هفت ماهگی که دندون درآورد کم کردم چند وقت بعدشم خودش نگرفت اصلا نفهمید کی ترک کرده راحت بود خدایی

من که گرفتم خودمو راحت کردم خابش عمیق تر شده

من ک دخترم خیلی وابستشه قرار بگیرم ازش ی هفته دیگه خدا کنه اذیت نکنه

گناه داره حالا یهو نگیر یکم میخورد زوده 🥲 خواهر من سوراخ کرده بود توش چای خشک ریخت بچه خودش نمیخورد

مشکلی نداره ک آنقدر رود میگیرین خودتونو خسته می‌کنین تا دوسالگی بخوره بچه های من خوردن مشکلی هم نداشتن خودشونم انداختن

من‌ با اینکه فقط موقع خوابش میخورد سه شب درگیر بودم و‌ توی ده ماهگی گرفتم

سوال های مرتبط

مامان نورِدیده💓 مامان نورِدیده💓 ۱ سالگی
مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
روز ۵: در طول روز اصلا سراغ پستونک رو نمیگرفت،خودم آوردم براش گفتم چیشد پستونکت؟گفت اه اه شده و خودش انداخت سطل آشغال ، به هرکی میرسیدیم میگفتیم ،مثلا مامان بزرگش داییش دوستاش ، به همه جلو خودش میگفتم پستونکش اه اه شده انداختیم بیرون،شب گریه کرد آب دادم بهش باز گریه کرد بغلش کردم رو پا گذاشتم هی گفتم پستونک نیست ولی قیامت کرد و پستونک رو گرفت!
روز ۶:به جای پستونک شبا هروقت بیدار شد یه دندونی دادم دستش،جیغ کشید پرتش کرد! هی بلند بلند گفتم هیما پستونک رو انداختیم دور! یکی دوبار اول قبول کرد خوابید دفه سوم ک از خواب بیدار شد دیگه بهش دادم راحت بخوابه.
روز۷:در طول روز که اصلا نخواست ، خودمم میگفتم میخوای بهت بدم میگفت نه اه اه! شب موقع خوابم که اصلا نمیخواست،در طول شب بیدار ک میشد میگفت آب و با گریه آب میخورد میخوابید و این شروع پیروزی من بود😁
روز ۸:کلا پستونک به فراموشی سپرده شده بود،درطول شب نق نق میکرد،تختش گهواره ایه،تکونش میدادم بلند میگفتم بخواب عزیزم و خودش میخوابید!
امروزم که روز ۹! امیدوارم بیدارشدناش تا صبح کمتر بشه و دیگه بخوابه! 😄