سوال های مرتبط

مامان معین🩵 مامان معین🩵 ۶ ماهگی
*پارت سوم*

بستری شدم و اومدم بالا زایشگاه لباس عوض کردم لباسام دادم همرو ب مادر شوهرم خدافظی کردیم رفتم دیگ داخل ، پرستار اومد گف من خانوم آل خانی ماماتم کارات با منه و شما با ماماهمرات ورزش میکنی برو بالا تخت دراز بکش معاینت کنم وضعیت ببینم رفتم دراز کشیدم دستگاه نوار قلب بچه ب شکمم وصل کردن بعد دستکش دستش کرد معاینم کرد دوباره تحریکی گف سه سانتی شروع کرد تحریک کردن رحمم و من میگفتم وای توروخدا بسه گف دارم کمکت میکنم زودتر باز بشی ب ماماهمراهم گف هنو سه سانت ولی دهانه رحم نرم و خوبی داره ورزشا نقاط فشاری باهاش کار کنم انشاءالله تا 12شب تمومه ب ساعت نگاه کردم هنوز ساعت 8 و ده دقیقه بود من دردی نداشتم فقط درد کمر بود و قابل تحمل اما یجور وانمود میکردم ک خیلی درد دارم اذییتم نکنن ، ماماهمراهم بعد نوار قلب گف بیا پایین از تخت ورزش کنیم ورزش کردیم باهم باز آل خانی اومد گف برو بالا معاینت کنم گفتم وای ن تورو خدا بسه گف برو بالا زود باش دوباره معاینه 😭😫با اون هیکل دستای گندش تا وقتی معاینم میکرد جونم در میومد میگف 4سانت شده هنوز بهم گف دردات هر چند دقه ی من دردی نمیفهمیدم الکی گفتم هر پنج دقه گف هر پنج دقه 😳اما دستگاه زودتر نشون میده برو بخواب نوار قلب بگیرم رفتم رو تخت دراز کشیدم ماماهمراه گوشیش زنگ خورد گف من باید برم اما زود برمیگردم عزیزم نکران نباش منم چون زیاد درد نداشتم
گفتم باشه برو دراز کشیدم رو تخت خوابم گرف یکم،،،
مامان پناه👧🏻🤰🏻 مامان پناه👧🏻🤰🏻 ۱ ماهگی
مامان مهراد مامان مهراد ۱۱ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان هامین و نیهان مامان هامین و نیهان ۳ ماهگی
پارت دوم زایمان طبیعی
منم اومدم خونه.دقیقا همون روز مجلس هفتم عموم بود.با خودم گفتم استراحت میکنم ک دردم شروع نشه ک امروز بتونم برم مراسم
و دقیقا همین شد ک من تا اخر شب هیچ دردی نداشتم
11 اردیبهشت ساعت 5 صبح دوباره دردام شروع شد.همه منظم هر 5 دقیقه.بیدارشدم اروم تو حال شروع کردم ب ورزش کردن و پیاده روی.ساعتای 6 دیدم داره شدت میگیره شوهرمو بیدار کردم ب مامانمم زنگ زدم ک بیاد.ماما همراهم گف هر موقع فاصله دردات ب سه بار در هر ده دقه رسید پاشو بیا زایشگاه.ساعتای 7 بود ک خودمو رسوندم زایشگاه دردا زیاد و پشت سرهم شده بودن.معاینه کردگف هنوز سه سانتی ولی سر بچه اومده پایین چون دهانه رحمت نرمه بستریت میکنیم.خلاصه بستریم کردن و ازمایش گرفتن و گفتن دراز بکش برا نوار قلب.در همون هین دردام شدت گرفته بود و ماما همراهم فقط میتونست از طب فشاری استفاده کنه و یجاهایی از پاهامو فشار میداد و نوک سینه هامم هم.بعد ی ساعت رفت توپ اورد گفت پاشو باید ورزش کنیم.گفتم دسشویی اب دارم گف خب عالیه بیا همونو نمونه بده برا ازمایشات.رفتم تو دسشویی تا رو توالت نشستم دردم گرفت مامام سریع با ی روغن شروع کرد کمرمو چرب کردن تا سه بار این کارو کرد دفعه سوم یهو انقدر بهم فشار اومد ک شروع کردم ب جیغ زدن و زور زدن.مامام تا دید دارم زور میزنم هول کرد سریع ب زور دو نفری بردنم رو تخت تا معاینه کردن گفتن فوله بره تخت زایمان