۲ پاسخ

یه اسفند دود کن و یه مقدار پول بذار زیر بالشتش صب بیدار شد بده صدقه
ب ما اینجوری میگن وقتی مثلا بچه بی قرار باشه
اما خب ممکن هم هس سه تا علتی ک گفتی هم باشه بخصوص دندوناش

از دندونه پسر منم یه سالگی همینطور شد خیلی بی قراری میکرد

سوال های مرتبط

مامان لیانا مامان لیانا ۶ سالگی
این نون شکلاتی برا صبحونه ی فردای دخترم (یک لیوان آرد ، نصف لیوان شیر ولرم ، یه قاشق غذا خوری مخمر ، یه قاشق غذا خوری شکر ، یه قاشق مربا خوری بکینگ پودر ، ۲۵ گرم کره به دمای محیط ، نصف قاشق چای خوری نمک ، یک عدد زرده تخم مرغ ) مواد خشک و شیر و تخم مرغ رو با هم مخلوط میکنیم ورز میدیم تا خمیر لطیفی به دست بیاد بعد کره رو اضافه میکنیم و ورز میدیم تا خمیر لطیفی به دست بیاد به دو قسمت تقسیم میکنیم به یکیش یه قاشق پودر کاکائو اضافه میکنیم به همرا یک تا دو قاشق شیر و ورز میدیم که خمیر شکلاتی شه و میزایم یه ساعتی استراحتی کنه هر دو خمیر بعد یه کم سطح کار رو چرب میکنیم و چونه های هم اندازه میگیریم و میزاریم باز ده دقیقه استراحت کنه بقیقه مراحل رو طبق عکس براتون میزارم چون نمیدونم چه جوری توضیح بدم بعد از پیچیدن رومال زعفرون و روغن میزنیم و میزاریم تو فر از قبل گرم شده به مدت ده تا پانزده دقیقه و زیر کال طلایی شد چند دقیقه شعله بالا رو میزنیم که سطح کار طلایی شه . وسطش هم من نوتلا گذاشتم
مامان توت فرنگی🍓 مامان توت فرنگی🍓 ۶ سالگی
فرزندپروری
فرزندپروری
فرزندپروری




سلااممممم مامانای گل 😍
خدا قوت قشنگا 🌟


میان وعده امروز
دخترا، لقمه ها یکیش نون جو هست با عسل و کره
یکیش نون سبوس دار پنیر و گردو

سیب هم امروز به محض اینکه برش زدم رنگش تغییر کرد 😒
حالا باید بندازم تو اب یخ ( طبق اموزش کلیپ های اینستاگرامی😂😂) ببینم سفید میمونه یا نه 🥴
دیروز که کلا هیچکدوم از میوه هاشو نخورده بود
ایشالا ک امروز میخوره🥴


دیروز اومده بود تا یک ساعت بعد فقط گریه میکرد
باهاش همدلی کردم تا اروم شد
دیگه تا عصر واسم تعریف کرد که نماینده هایی که معلمشون گذاشته
واسه ساکت کردن بچه ها ( وقتی خودش حضور نداره) هی میکوبن رو میز و هی میگن ساکت 😏 گویا اینقد داد زدن بچه مغزش رگ به رگ شده 🫣
چند بار دیگه هم گفته بود که هی سر همه بچه ها داد میزنن که بشین ساکت باش
منم بهش توضیح دادم مثل همیییییشه که هیچ کس حق نداره سر کسی داد بزنه
حالا باید برم با معلمش صحبت کنم توجیهشون کنه خیلی جوگیر نشن هی داد بزنن سر دوستاشون 😂



فرزندپروری
فرزندپروری
فرزندپروری
مامان سیدعلی طاها مامان سیدعلی طاها ۶ سالگی
بارداری#فرزندپروری#فرزندپروری#فرزندپروری#فرزندپروری#شیردهی#زایمان#تب#واکسن
خانوما از دیروز کفری ام ، گفته بودم که پسرم بردم دکتر و سونو کلیه اش سنگ داشت ، بعد چون شهرستان بودم و شوهرمم سرکار
و تو بیمارستان الافی زیاد داشت پسر کوچیک ام گذاشتم خونه مادر شوهرم چون هم محیط بیمارستان کثیف هم هزار جور آدم میاد دیگه نبردم ، بعد مادرشوهر من از همون مجردیش کلا ول خونه این و اون ، اصلا خونه بمونه یه چیش میشه ، حالا من شاید خواستم کسی مشکل بچم خبردار نشه ، شاید جدی نبود و بعد چندروز حل میشد ، دیروز رفته بودم خونه دوستای مشترک یعنی دعوت کرده بودن ، بعد مادرشوهرمم با یکی از دوستاش بود
همین که رسیده دوستش برگشته پسرت چطوره کلیه اش خوبه
مال ما فلانی اینجور بود فلان چیز خورد خوب شد اونجا خواستم بلند بگم دور زمونه جوری شده مردم خونشون بگوزن ، بقیه جلو جلو خبردار میشن ، دیگه نگفتم و پاشدم اومدم ، خونه پریدم شوهرم
که نخود تو دهن مامانت خیس نمی‌مونه ، فقط دیگه چیزی خونه شد تعریف ننه ات کردی با تو می‌دونم ، مامانت شبیه بی بی سی
عالم عالم پر می‌کنه ، دقیقا هم همینه باز بی بی سی خوبه از یه چیزای بی خبر، اینو ابجیش از صبح که باهم تلفنی حرف میزنند تا خود شب ، فلانی اینو خورد، فلانی مرد ،فلانی اینو پوشید ،فلانی باردار ، فلانی زایید
از کسی نیست که اینا خبر داشته باشن
حالم از اینجور آدما بهم میخوره