تجربیات زایمان
پارت دوم:
هفته ۳۷ همین ک شروع شد من هم شروع کردم به پیاده روی از نیم ساعت شروع کردم و واقعا سخت بود برای منی ک هیچ تحرکی نداشتم از هفته های اول بارداریم و واقعا بسختی میتونستم ورزش کنم و اسکات که میرفتم دیگ نمیتونستم بلندشم و زانو هام تحمل وزنم رو نداشتن! و من ب سختی میگذروندم هفته ۳۷ رو با رابطه بدون جلوگیری،پیاده روی،اسکات،ورزش های کگل ، پله بالا پایین و ...
تموم کردم و اصلان اصلا شیاف گل مغربی استفاده نکردم
و هفته ۳۸ من شروع شد
دقیقا روزی ک ۳۸ شروع شد من نوبت بهداشت داشتم و رفتم بهداشت
بین حرفای کسی ک داشت وضعیتم رو ثبت میکرد شنیدم ک گفت روزی ی لیوان تخم شیوید دم کن و بخور و سعی کن گرمیجات بخوری
و من با تعجب نگاش میکردم چون دکترم گفت بود تا ۴۰ هفته وقت داری و ماماهم گفته بود شکم اول طولانی تره یکم
دید که دارم با تعجب نگاش میکنم گفت وزن بچه زیاده همین الان و اینکه ی هفته رشدش جلوتره و همین الان ک ۳۸ هفته ایی بچه اندازه ۳۹ هفتس و شاید نتونی زایمان کنی😬
و من همون روزی ک از بهداشت اومدم خونه بعد پیاده روی ب شوهرم گفتم اومدنی تخم شیوید بگیر ک شروع کنم ب خوردن
شبش دم کردم و خوردم و بعدش ک دراز کشیدم حص میکردم ی درد ریز پریودی دارم و کمرم ی خورده سنگین شده
روز بعد و بعدتر هم همینطور هم ورزش هام و پیاده روی هامو انجام میدادم و هم دم کرده تخم شیوید
چون ی دور بند ناف دور گردن جنین بود باید خیلی حواسم به حرکاتش میبود و خب من حص میکردم کم شده رفتم. Nst و خب معاینه هم شدم تو ۳۸ هفته و ۳ روز ک گفت دوسانت شدی و دهانه رحمت نرمه و من خوووشحال و تاثیرداشتن ورزشام

۲ پاسخ

همون بیمارستان پارس nst دادی؟

ادامه

سوال های مرتبط

مامان 🩷مهداومحراب🩵 مامان 🩷مهداومحراب🩵 ۲ ماهگی
🩷😁 شرح زایمان طبیعی بارداری دوم (پارت اول)😁🩷🩵
من ۳۶ هفته ۳ روز رفتم دکتر برای چکاب معاینه کرد گفت یک سانت باز شدی و یکم هم نرمه از همونجا ورزش شروع کردم توی خونه تااا ۳۷ هفته
از اولین روز ۳۷ هفته گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و خاکشیر خوردن رو شروع کردم
۳۷ هفته سه روز ورزش با ماما شروع کردم
۳۷ هفته و ۴ روز مامام معاینه کرد گفت ۲ رو به سه و خیلیییی نرمممممم
دیگه منو انگاری برق گرفت شروع کردم پیاده روی های طولانی و زیاد و سنگین و ورزش زیاد خونه رو جارو دستی میکشیدم موقع ظرف شستن اسکات میزدم روزی دو بار دوش آب گرم میگرفتم زیر دوش اسکات و لانژ میزدم اون مغربی و رابطه و خاکشیر هم ادامه میدادم
رسید ۳۷ هفته و ۶ روز دردام و انقباضام بیشتر شده بود ولی منظم نبود
منم حسابی خسته شده بودم
گفتم دیگه من باید ۳۸ هفته زایمان کنم همهه کارایی که گفتم انجام دادم کنارش آهنگ محلی گذاشتم حساااابی رقصیدم بپر بپر کردم کلیییی قر دادم
غروب پیاده روی کردم
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۳ ماهگی
خب خانما میخام از تجربه ام از زایمانم براتون بگم 🥰پارت یک
من احتمال زایمان زودرس داشتم دو ماه شیاف پروژسترون مصرف کردم و پساری داشتم 36 هفته و 3 روز بودم دکترم پساری رو دراورد و بهم گفت برو ورزش کن من ورزش هامو شروع کردم و پیاده روی کردم 37 هفته و 6 روز رفتم دکتر ک گفت ی فینگری و معابنه تحریکی برام انجام داد دکتر و گفت ک اگه تا 25 اسفند دردت نگرفت برو بیمارستان برای زایمان من همون شب حس کردم حرکات بچم کم شده رفتم بیمارستان و معاینه کردو گفت همون ی سانته و معاینه نتیجع نداده و ان اس تی گرفتم گفتن برو و شیاف گل مغربی استفاده کن من همون شب شیاف و استفاده کردم و از فرداش کل روز و پیاده روی ورزش هامو انجام دادم و درد هم داشتم 25 ام شد من رفتم بیمارستان درد هم داشتم ولی منظم و شدید نبود معاینه شدم گفت ک یک سانت و نیم گفتم من و بستری کنین گفتن چرا میخایی با مکافات زایمان کنی گفتم اره میخام بامکافات زایمان کنم منو بستری کنین زنگ زدن ب دکترم و شرح حال دادن گفت ک بهش بگو ک من تو تعطیلات هم هستم نگران نباش و برو هرموقع درد داشتی بیا من با نا امیدی امدم و دیگه ورزش نکردم ولی شیاف گل مغربی رو مصرف میکردم
#فرزندپروری#زایمان
مامان فسقلی مامان فسقلی ۲ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....