۹ پاسخ

ولی قبول دارم اینو تازگیا دیگه هیچی جز خوشی خودم و همسرم و پسرام برام مهم نیس
قبلا برام مهم بود و شاید برای به سری چیزا حرص هم میخوردم
الان دیگه رهاااا کردم همه چیو

اوخی حدودا پس ۳ ماه از من بزرگتری😍 تولدت پیشاپیش مبارک عزیزممم

من ۳۳سالمه قبلا بی تحمل تر بودم الان ن اتفاقا الان انگیزم واسه آینده بیشترشده شاید چون ب این نتیجه میرسی ک داره دیر میشه پس ی کاری کنم ولی دهه ۲۰ سالگی میگی اوووو هنوز خیلی وقت هس برای همین خیلی متفاوتن باهم

ن اصلا اتفاقامن الان داشتم به این فکرمیکردم که ۳۰روردکردم واین چه وحشتناکه وتصورحرکت به سمت پیری برام وحشتناکع دوس دارم تواوج خداحافظی کنم☹️

دقیقا
من حوالی تولد سی سالگیم ی حال بد و سنگینی داشتم شاید بحران سی سالگی
اما بعدش کم کم حس خوب و جاافتادگی خاصی داشتم و الانم همه چی ارومه ی ارامش درونی و پختگی دارم ک خیلی راضیم ازش
پیشاپیش تولدت مبارک زیبای اردیبهشتی😍

از همه لذت بخشترش اون قسمت ک فقط خودت مهمی و همسرت و بچت و بقیه دیگ کاراشون اذیتت نمیکنه

کاش منم زود ۳۰ سالم بشه پس

ولی برای من دهه ۳۰ همش خستگی و ناتوانی جسمی و روحی بود،هرچی سنم بالاتر رفت مشکلاتم بیشتز شد
تولدت مبارک

واقعا همینطوره عزیزم زندگی بعد از سی پختگی داره

سوال های مرتبط

مامان یزدان و نیلا مامان یزدان و نیلا ۲ سالگی
مامانا لطفاً راهنماییم کنید من مامان دو تا بچه شیر به شیرم که همیشه ش خدا کلی کار دارم.به سختی نهار و شام و صبحونه حاضر میکنم و به سختی خونه رو تمیز میکنم چون نمی‌رسم واقعا‌.دخترم که کوچیکتره چنان انرژی از من میگیره که همیشه ی خدا خستم.همش گریه می‌کنه نق میزنه شب و روزم خواب نداره.حالا ۱۹ مهر تولد پسر عزیزمه‌الهی قربونش برم تولد یک سالگی رو بردمش آتلیه و یه تولد سه نفری کوچیک براش گرفتم .میخاستم دو سالگی جبران کنم و همه رو دعوت کنم ولی هرچی فکر میکنم تو خودم نمی‌بینم که از پیش بربیام.من کارهای روزمره رو به سختی میتونم مدیریت کنم حالا نمی‌دونم با یه تدلد بزرگ چطوری بتونم.بخاطر همین ب همسرم گفتم امسالم چار نفری تولد بگیریم و ببریمش آتلیه و شهربازی چون من نمیتونم.ولی بیش از اندازه عذاب وجدان دارم .خیلی ناراحتم من برنامه های زیادی واسه ی پسرم داشتم ک دخترم از وقتی ب دنیا اومده نمی‌ذاره مثل قبلا بهش برسم😭بنظرتون هرجوری که هست تولد براش بگیرم یا نه؟
مامان ߊ‌ܠࡅ࡙ߊ‌ܚࡍ🦋💕🥺 مامان ߊ‌ܠࡅ࡙ߊ‌ܚࡍ🦋💕🥺 ۲ سالگی