پارت 2 زایمان طبیعی
ساعت فک کنم 8 یا 7ونیم بود معاینم کردن گفتن 10 سانتم حین تمرین ها اونقد بالا اورده بودم حال نداشتم خوابیده ورزش میکردم ب کمک ماما همراه بچم از 8ونیم صب که کیسه ابم پاره شده بود تا 9 شب بدون اب مونده بود درست ساعت 9 به دنیا اومد اون لحظه همه دردام رفت بچمو ک دیدم،
اصلا بغلم ندادن زود گذاشتن دستگاه چون از صب بدون اب مونده بود لگنمم کوچیک بود ب دنیا نمیومد کلی پارم کردن 12 ساعت بدون اب مونده بود شکمم وقتی بدنیا اومد نمیتونست خوب نفس بکشه زود گذاشتن دستگاه بردن دیگ نتونستم ببینم 😢شب گفتن تا 9 صب بچه هارو میدن ب ماماناشون از 5 صب بیدار بودم صدای چرخ ک میومد چشمم فقط ب در بود ک میگفتم الا بچمو میارن تا ساعت 10 منتظر موندم نیاوردن امروز خودمو ساعت 5 مرخص کردن بچم موند ت دستگاه گفتن 3و4 روز باید بمونه😢😭الا بجای اینکه کنارو بغلم میبود و شیدمو میخورد ت دستگاه خوابیده دستو پاش کلی کبود شده ایدخداااا نشستم😭

۱۲ پاسخ

عزیزم میدونم سخته
خدا لعنتشون کنه ادم اینهم درد میکشه بخاطر بچه اش اخرش بخاطر قوانین مسخره انقد پافشاری رو طبیعی دارن ک این اتفاق ها میوفته
امیدوارم جگر گوشه ات رو زودتر با شادی بغل بگیری

چ‌احمقی بودن خوب سزارین میکردنت

مبارکه عزیزم
خدا لعنتشون کنه فقط مادر و بچه رو عذاب میدن

منم نشتی کیسه آب داشتم آخر ۳۶هفته ختم دادن تقریبا بچه تفریبا تو خشکی بود ساعت ۱ظهر آمپول زدن ساعت ۴صبح اومد بستری شد گفتن ممکن خونش عفونت گرفته باشه ازش آزمایش گرفتن کلی کبود شد خودم بخیه هام باز شد ولی گذشت الان بغلم و خداروشکر حالش خوبه

منم پسرم دیر بدنیا اومد نگه داشتن ولی دستگاه یه شب گذاشتن از فرداش خودم پیشش بودم یه چهار نگه داشتن آنتی بیوتیک وصل کردن

وای چرا سزارین نکردن اینقدر اذیتت کردن کاش نمیذاشتی کارآموزا معاینتت کنن .منم واس زایمان رفته بودم کارآموز رو حتی نزاشتم آمپول بزنه واسم گفتم تازه کاری بلد نیستی .برا معاینه یکی یبار معاینه کرد ناخن داشت دگه نزاشتم گفتم بلد نیستین در دردم میاد

غصه نخور منم مثل شما بچه اولم رفت دستگاه ۹ روز مونده بد یه شب خواستن رفتم موندم پیشش دیدن شیر میخوره مشگلی نداره بد مرخص کردن

خب کور بود دکترا میدیدن لگنت کوچیکه سزارین میکردن. والا من 36 هفته رفتم معاینه لگنی منو نوشت سزارین اجباری. بچه اول منم طبیعی بود به زور به دنیا آوردم خیلی سخت بود از اونموقع دیگه لگن من همیشه درد میکنه

الهی که به سلامتی بقل بگیریش عزیزم
واقعا بعد این همه درد خیلی سخته بدون بچه بیای خونه 🫠🤍
بعد میان از خوبیای زایمان طبیعی میگن 😒همیشه ریسک این اتفاقات و از این بدترش تو طبیعی هست ... درود بر سزارین واقعا!

خدا بزرگه عزیزم
انشاءالله زود زود خوب میشه

ای خدا ایشالا به سلامتی بغل بگیریش🥺
چرا سزارین نشدی؟

عزیزم قصه نخور انشاالله به زودی بغلش کنی وبادل خوش ببریش خونه

سوال های مرتبط

مامان ارکان💙 مامان ارکان💙 ۲ ماهگی
پارت اول زایمان طبیعی
8ونیم صب بود از خواب بلند شدم ازم اب اومد شلوارم کلی خیس شد فک کردم ادرار کردم شلوارمو عوض کردم هی ازم اب اومد با مامانم رفتیم زود علوی اورژانس ان اس تی و اینا گرفتن معاینه کردن کلی ازم خون اومد بعد معاینه منو فرستادن طبقه بالا اونجا س بار ت یه اتاق معاینه کردن نوار قلب گرفتن ساعت 12و1 بود بردن تو یه اتاق با مامانم دوتایی بودیم سرم زدن بهم تا رحمم باز بشه دانشجو ها سرمو زدن رگمو پیدا نکردن سرم کار نمیکرد 9و نیم صب رحمم 1 سانت بود تا 5 بعداز ظهر درد داشتم ساعت 4 بعداز ظهرشدم شدم 4 سانت و با ماما همراه ورزش هارو شروع کردیم تا قبل 4 سانت هر 5 دقیقه یه دکتر میومد با نزدیک 10 تا دانشجو همشون هم اموزش میدیدن هر سری دستشونو تا ته میکردم معاینم میکردن از درد میپیچیدم به خودم خودمو از تخت پرت میکردم از درد وقتی ک 4 سانت شدم دردام بیشتر شد از ساعت 5 دردام بیشتر شد از صب اونقد دانشجو ها اذیتم کرده بودن اصلا انرژی نداشتم ماما همراهم خودش تکونم میداد رو توپ دردم ک میگرفت کمرمو ماساژ میداد حمامم میکرد از 4 تا 7ونیم و 8 شب ماما همراه از 4 تا 10 سانت شد دردامم خیلیییی بد بود لگنم کوچیک بود بچه به دنیا نمیومد ب خودمم نمیگفتن
مامان هانا 💝 مامان هانا 💝 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی...صب ک از خاب پاشدم کمرم در میکرد فک کردم عادیه نزدیک ظهر بود ک شکمم هی در میکرد هی ارپم میشد میگرفت و ول میکرد ولی بازم توجه نکردم سرکلاژ هم بودم ولی بعدازظهری توی ترشحاتم رگه خون دیدم و ترسیدم و دوش گرفتم و رفتم بیمارستان اصلن ب زایمان فک نمیکردم چون 34 هفته و 4 روزم بود رفتم اولین کار سرکلاژمو باز کردن و بعدش گفتن خداراشک زود اومدی وگرنه دهانه رحمت اسیب میدید چون سرکلاژ بودی و دهانه رحمت 2 سانت باز شده و بستریم کردن و امپول فشار ساعت 8 شب زدند و من همونطور درد داشتم تا 8 شب روز بعد ک دوز امپول بعدی فشاز زدم و دهانه رحمم 9 سانت بود ینی بعد 24 ساعت 9 سانت شدم و دردم شدید شد و بچه بدنیا نمیومد خیلی سخت بود میگفتن دهاته رحمت ضخیمه بچه نمیاد جلو از این ک فول بودم و نمیشد بهم امپول فشار یا هیچی بزنن چون میخاستن امپول ریه تاثیر کنه و از ساعت 8 شب تا 12 شب دردام خیلی خیلی شدید شد و ساعت 12 و 10 دیقه دخترم بدنیا اپمد ینی 34 هفته و 5 روز وبعدش خونریزیم شدید بود و بخیه زیادی خوردم .بچه بردن مراقبت ویزه و منو ساعت 4 صب بردن بخش ...روز بعد مرخص شدم ولی از روز بعد درد بخیه هام شروع شد عفونت کرد ...ادامشو تو تاپیک اول. میزارم
مامان جواد و جانا مامان جواد و جانا هفته بیست‌وششم بارداری
پارت دوم
بهم لباس بستری دادن همراهم صدا زدن لباسام بهشون دادم
سنوم چک کردن گفتن ک وزن بچت کمه 2کیلو 750 گرم سنو 37 هفته داده بودم خب خلاصه منو بردن داخل زایشگاه ساعت 8 بهم سرم زدن تقویتی با ان سی تی گذاشتن تا ساعت 10 شب بعد ساعت 10 امپول فشار شروع کردن ولی خیلیییی یواش یواش میرف من ساعت 12 شب تقریبا دردام شروع شد در حد کم پریودی بود 1نیم شب سرم قطع کردن گفتن استراحت کن صبح ساعت 6 امپول فشار دوباره وصل کردن نیم ساعت بعد معاینه کردن 2 سانت بودم نیم ساعت بعد ک ب 3 سانت رسیدم کیسه ابم را پاره کردن و دردام شروع شد امپول فشار بیشتر کردن ساعت 7نیم صبح ب 5 سانت رسیدم دردام قابل تحمل بود ساعت 9نیم دردام زیاد شد بدجور وحشتناک فق راه نجات میخاستم پرستارا خیلییییی کمک میکردن بهم پمپ گاز دادن ک یکم بی حس بشم ولی فایده نداشت خیلییی معاینه تحریکی میکردن خیلییی کمک می‌کرد پرستارا واقعا خوب بودن کمک میکردن بعد بهم امپول تو پام زدن ک روند زایمان زود پیش ببره
مامان فندوق مامان فندوق ۷ ماهگی
چون بچم زود دنیا اومد گفتن مشکل تنفس داشت بردن گذاشتن دستگاه من همچنان باز بچمو نتونستم ببینم هی داد و گریه میکردم گفتم بچمو میخوام ولی بچمو با آمبولانس بردن بیمارستان دیگه ک دستگاهاش پیشرفته بود گفتم منو مرخص کنید برم بچمو ببینم ولی گفتن تا شکمت کار نکنه مرخص نمیشی . من روزی که از عمل درومدم افتضاح درد داشتم ولی اونایی که سر بودن از کمر اونا حالشون بهتر بود ولی اونی ک بیهوشی بود مث من حالشون تا فردا صب بد بود خیلی درد کشیدیم تا میتونید سر کنید اونایی ک میخوان سزارین کنن . خلاصه من ظهر مرخص شدم رفتم بچمو دیدم ولی چون چیزی نخورده بودم شیرم نمیومد از دستگاه دراوردن ولی امروز گفتن میبرنش تو پخش ب احتمال زیاد اگه خدا بخواد فردا مرخص میشه.‌ فقط توروخدا استرس نگیرید اگ واقعا سزارین میخوایید حتما سر بشید بیهوشی خیلی بده دردش از سر بدتره من ن نتونسم بچمو ببینم هم این ک دردم خیییییییییلی زیاد بود خیلی ولی انشالله هرکس عمل میکنه با بچش باهم مرخص بشن 😭
مامان پناه مامان پناه ۸ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی
تو هفته ۳۷ و ۴ روز
ساعت ۴صبح پنجشنبه کیسه آبم پاره شد
رفتم بیمارستان و معاینه کردن گفتن ب زور یک سانتی
معاینه وحشتناک بود خیلی چون دهانه رحمم اصلا پیدا نمیشد😭
دیگه بستری شدم و تا ۹ صب ک دردام شروع نشده بود قرص بهم دادن ک
دردام شروع بشه تا ۲ ظهر قابل کنترل بود و هنوز یک سانت بودم
از ۲ ی قرص دیگ بهم دادن ک دردام غیرقابل تحمل شد و ماما همراهم اومد و هرچی میخواست باهام کار کنه ب زور میتونسم ورزش کنم از درد زیاد دوبار بهم مسکن زدن دیگ وسط دردام خوابم میبرد
انقباض ک میگرفت میپریدم و جیغ میزدم از درد
ساعت ۱۱ بود ماما همراه بردم تو وان آب گرم و تا ۱۱:۵۰ دیقه روی سینه ب پایین دوش آب گرم باز کرده بود و گرفته بود خودمم ک تو وان بودم و با انقباض ها دوباره حالم بد میشد دیگ ساعت ۱۱:۵۰ معاینم کردن گفتن سر بچه پیداس زور زدنای با دردم شروع شد ک ۱۵ دیقه زور میزدم انگار ک مدفوع دارم و همزمان شکم ک کمر و کلیه ام تیر میکشید وحشتناک
دیگ ۱۲:۵ با برش ناحیه پرینه بچم ب دنیا اومد و انگار آب یخ ریختن روم آروم شدم و جفتم بعدش خودش اومد بیرون و بخیه زدن و شکمم رو فشار دادن تا هرچی اضافس بیاد بیرون با اینک خیلی درد کشیدم ولی بچمو ک گذاشتن بغلم خیلی آروم شدم
ایشالا همتون ب سلامت زایمان کنین
ولی آستانه تحمل هرکسی فرق داره من تحمل دردم خیلی کمه و خیلی اذیت شدم🥺