۹ پاسخ

منم اینقد گریه میکنم برا پسرم 😭میگم برم‌زایمان کنم پیش کی شب بخابه اون فقط بغل من میخابه 😭😭اشکم در اومد

وای من شیر به شیره هستن
فاصلشون دوساله
اما محبتم هزاره به هر دو و عشقم به اولی به نظدم بیشترم شده
الان هر دو هم جنسن و خیلی با هم همبازی شدن شکر خدای بزرگ
سختی داره ولی تعادل برقرار کردم

وای گریه ام گرفت منو پسرمم خیلی بهم وابسته ایم

کلا بچه دوم سخته من از الان ب فکر اینم ک میخوام بره زایمان برم بیمارستان بچم تنها میمونه

من حس میکنم به اندازه اولی دوستش نخواهم داشت چون اصلا شور و ذوقی براش ندارم تو این شرایط و وضعیت😢 برا دختر اولم خیلی خوشحال بودم و ذوق داشتم ولی این یکی.......

پسر منم خیلی بهم وابسته بود سر باردری دوم من حالم خیلی بد بود چن وقتع خونع مامانم اینا میمونم الان کلا دیگه منو حساب نمیکنه😂 خودتونو اذیت نکنه انشالله خدا کمکمون میکنه 🥲من خودم برگام ریخته با دوتا بچه چ جوری میخوام سر کنم

من مطمعنم اندازه هم دوسشون دارم🥹🫀
حتا الان هربار تکون میخوره کلی قربون صدقش میرم مثله پسرم که وقتی تکون میخورد کلی ذوق میکردم😍👼🏻
واسه هر خرید براش مثل. همون اول ذوق دارم خیلی برام جالبه که انقدر ذوقشو
دارم💋👩🏻‍🍼
فقط و فقط چون پسرم خیلی کوچیک بود که حامله شدم یکمی میترسم از اینکه حسودی نکنه🥺🤝🏻
خدا خودش کمکمون کنه

دقیقا آدم دلش میمونه
من از الان هولم برده برای زایمان که میخام بزارمش خونه چون پیش هیچ کس نمی‌خوابه فقط پیش من می‌خوابه

منم خیلی بهش فکرمیکنم واعصابم خرابه همین الان چنددیقه نشده که بغض کرده بودم برای پسر بزرگم میگم چطوری میشه خیلی وابسته است اخه

سوال های مرتبط

مامان نازگل مامان نازگل هفته سی‌وچهارم بارداری