۹ پاسخ

نترس از پسش بر میای.
بعدم خیلی به خودت سخت نگیر . قرار نیست تمام وقت یه مادر عالی باشیم. مگه چندبار تا حالا مامان بودیم که همه چی رو بدونیم؟
قراره خودت هم با اون بچه بزرگ بشی و چیزای جدید یاد بگیری . به خودت فرصت بده راه و رسم مامان بودن رو کشف کنی.

عادت میکنی عزیزم
وقتی مامانت پیشته بعضی کارای نینی رو خودت انجام بده تا وقتی تنها شدی دسپاچه نشی
تنهایی خیلیم بهتره

من کلن مامانم یک هفته پیش بودم بعدش دیگه خودم اولین بار که خواستم لباسش عوض کنم انقد میترسیدم ولی دیگه تونستم زیاد سخت نگیر من الان دیگه همکاراش با خودمه فکر میکردم نمیتونم از پسش بر بیام ولی خداروشکر دل دار شدم دیگه😂

مهساجون ترس نداره ب هرحال باید بااین چالش رو ب رو بشی پس قوی باش

اصلا نترس سخت نیست چون الان مامانت پیشته بعد که بره فکر میکنی نمیتونی از پسش بر بیای ولی بعد که رفت خودت میتونی از پس تک تک کاراش بر بیای

منم 11 روزم بود که برگشتم خونه ی خودمون
اوایلش سخته اما بعد عادت میکنی
من البته شوهرم خیلی کمکم بود

طبیعیه این حس توی اولی چون تجربه نداریم سخته تو دومی با وجود بچه ی اول سختیش بیشتره چون ممکنه اذیت کنه یا اینکه باید مدام مواظب باشی اولی از لحاظ روحی آسیب نبینه
مشکلی که من الان دارم اینه
مدام بغض دارم همش دلم برای پسر بزرگم میسوزه هرچند خودش اصلا حسادت نمیکنه ولی من خیلی اذیتم کسی بهش بگه تو گریه ام میگیره
کلا مادر بودن خیلی سخته خیییییییلی😭😭😭

منم دقیقا وضعیت تورو داشتم چون کولیک هم داشت می‌ترسیدم باهاش تنها بمونم ولی تا وقتی دل درداش بهتر شد مامانم پیشم موند هنوزم زیاد تنهام نمی‌ذارن یا شوهرم مدام پیشمه یا مامانم

در حد سه چهار ساعت تنهام فقط

اره دقیقا منم حس تو رو داشتم هنوز که هنوزه مامانم کمکم هست یا مادرشوهرش کمکم می‌کنه تنهایی نمیتونم

سوال های مرتبط