قربونت من بچه اولم اینطوری بودم
برام سخت بود بخوام بپذیرم بچه دار شدم و دارم مادر میشم! حس مادری حس خوبیه ولی پذیرفتن بچه برام خیلی سخت بود چون احساس میکردم سنم دیگه زود داره میره بالا و تو دغدغه زندگی میفتم و دیگه نمیتونم مثل قبل به خودم برسم و ازادی و تفریحات قبل رو داشته باشم، من خیلی به سنم فکرمیکردم احساس میکردم با وجود بچه زودتر عمرم میگذره و پیر میشم...
اما الان برای بچه دومم دیگه این احساس رو ندارم ...
افکارم عوض شده و همه چی بستگی به خودم داره....
زندگی خیلی سخته واسه اینه که دلمون خوش نیست یا افسرده ایم هیچی برامون لذت بخش نیست ولی باید رو خودمون کار کنیم از لحظات لذت ببریم
من یه وقتایی ک سرگرم چیزی میشم یادم میره بچه دارم
منم همینطوری نازه پسرم بزرگتراز پسر شماست
چون ذغذغه ها ذهنی مون و درگیری ذهنمون خییییییلی زیاده اونم تو این اوضاع
به قول مامان آریا که کامنت گذاشته دلمون خوش نیست
منم همینطور
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.