۴ پاسخ

چرا همش خاطره زایمان پارت ۱ برام میاد.چی میشه همه رو یکجا بگین

مبارک باشه عزیزم

چه دکتری بوده ایول بهش

واقعاااااا تو مطبببببب ترکوندددد؟؟؟؟ کیسه اب. و اونم تو ۲ سانت؟

سوال های مرتبط

مامان برهان💙 مامان برهان💙 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱

اول از اینکه بگم این تجربه شخصی منه و قرار نیست برای کسی اتفاق بیوفته پس مامان های بارداری که میخونید به خودتون استرس ندین و یا دچار استرس هستین اصلا نخونید

من روز سه شنبه ۹ دی بود نوبت دکتر داشتم برای معاینه تحریکی قبل از اینکه برم دکترم بهم گفته بود که دهانه رحمت ۱ سانت نیم بازه و تا هفته دیگه زایمان میکنی خلاصه رفتم پیش دکترم برای معاینه دکترم یه معاینه ساده کرد گفت دهانه رحمت ۳ سانت بازه برو فردا بیا بیمارستان زایشگاه و بستری شو با نامه دکتر فردا صبحش چهارشنبه ۱۰ دی رفتم زایشگاه نوار قلب انجام دادم و فشار گرفتم خوب بود فقط چون از استرس صبحانه نخورده بودم یکم نوار قلب بد نشون میداد دکترم اومد گفت دو هفته جا هست برای زایمانت الان ۳۸ هفته ۳ روز هستی تا ۴۰ هفته جا داری اما چون دهانه رحمت بازه امکان داره زودتر زایمان کنی گفت که الان هم بچه ات به دنیا بیاد هیچ مشکلی نداره و دستگاه نمیره با خودته میخوای الان بستری میشی با آمپول فشار زایمان میکنی نمیخوای برو تا هروقت دردت گرفت بیا منم دیگه دل رو زدم به دریا گفتم حالا که تا اینجا اومدم میمونم و زایمان میکنم دیگه موافقتمو برای زایمان اعلام کردم پرستارا لباس مخصوص بهم دادن لباسمو عوض کردم رفتم اتاق زایمان برای آمادگی زایمان دانشجو ها با استادشون اومدن برای زایمانم و یدونه ماما خود بیمارستان رگ گرفتن و سرم وصل کردن یکساعت که گذشت آمپول فشار رو داخل سرم ریختن و سرم رو باز کردن حالا بگذریم که چقدر اومدن سوال الکی و چرت پرت پرسیدن خلاصه دردام بعد از نیم ساعت شروع شد از اونجایی که ماما همراه گرفته بودم
مامان رقیه مامان رقیه ۳ ماهگی
بعد یک ماه اومدم تجربه زایمان سزارینم رو بذارم.
پارت یک
من قرار بود طبیعی زایمان کنم 38 هفته بودم دکترم گفت هفته دیگه بیا که تا اوضاع آرومه زایمانت انجام بشه ، هفته بعدش بدون هیچ دردی خیلی شیک و مجلسی پاشدم رفتم برای زایمان. دکترم معاینه کرد یک سانت دهانه رحمم باز بود و ولی گفت نرمه دیگه کارامو انجام دادن و ساعت 8/30 بستریم کرد بهم سرم و آمپول فشار زدن، یک ساعت گذشت و من هنوز دردی نداشتم دوز آمپول رو بیشتر کردن و من کمردردم داشت زیاد میشد ، ساعت 10/30 بود دکتر معاینه کرد دوسانت بودم ولی دردام اذیتم میکرد معاینه هم میکردن برام ناخوشایند بود ، دیگه ماما اومد کیسه آبمو زد ترکید گفت سه سانت شدی ، از اینجا به بعد واسه من خیلی دردناک بود( بدن با بدن فرق میکنه از زایمان طبیعی نترسید من دوستم تا ۴ سانت درد نداشت)دیگ اشکم داشت در میومد ماما توپ آورد گفت روش بپر ولی من آنقدر درد داشتم حس خوبی هم نداشتم اصلا نمیتونستم ، دکترم ساعت حدود ۱۱/۱۵ بود معاینه کرد دوباره گفت دهانه رحمت داره متورم میشه و پیشرفتت هم خوب نبوده باید سزارین بشی ولی مامای بیمارستان نمیذاشت می‌گفت نه قدش بلنده باید طبیعی بشه حیفه 😑ادامه پارت بعدی