۱۳ پاسخ

دخترم 6 سالشه و شوهرم میگه تا ماه هشتم نباید بهش میگی چون بچه تحمل اینهمه انتظار رو نداره از طرفی میدونم بهش بگم خیلیخوشحال میشه دوست دارم زودتر بگم

من دخترم تازه رفته تو ۴ سال
قبلاً خیلی باهم بازی میکردیم رو دلم میپرید می‌خندیم شوهرم بهش گفت قرار نی نی بیاد مامانی رو دیگ اذیت نکنی اونم خیلی مراقبمه همش بهم میگه مامان داداشی رو خیلی دوست دارم همش دوست داره داداش باشه
منم میگم مامان شاید آجی باشه میک آجیم دوس دارم😅

وقتی فهمید پسره و یدونه ناراحت شد که چرا دوتا نیست یکی دختر باشه. گفتم جا نمیشن تودلم باهم سری بعد.الان برای داداشش اسم هم انتخاب کرده .دیان
برای ابجیش دلوین انتخاب کرده‌ بود

من پسرم کوچیکه متوجه نمیشه ولی دخترم ۴سال وخورده خیلی خوشحاله و مراقبه از وقتی فهمیده و هوای داداشش داره.کمتر اذیت میکنه.حتی ی اسم دختر وپسر انتخاب کرد قبل فهمیدن جنسیت

دوست من پسرش ۱۱سالشه اونم نمیخواست تا بعد امتحاناش بهش بگه که خودش متوجه شده بود.اما گفت تا دور روز حرف نزده و قهر بوده

تا فهمیدم حاملم به پسر6سالم گفتم ولی اشتباه کردم چون قلب تشکیل نشد و ما نتونستیم بگیم بچه سقط شده گفتیم باهات شوخی کردیم هنوز مارو دروغگو میدونه اگر خدا قسمت کنه دوباره بارداربشم ایندفعه تا 5ماه نمیگم

من روزی که رفتم ازمایش بتا بدم (هفته سوم بودم) وقتی داشتن ازم نمونه میگرفتن شوهرم به دخترم گفته بود با یه نگاهی اومد کنارم گفت بابا راست میگه از ذوق زیاد رو پاش بند نبود دخترم ۱۱ سالشه

من که شکم سومم هست از روزی که بی بی چک زدم فهمیدن کلی هم ذوق کردن

من بعد سونو قلب بهش گفتم ۶ سالشه

پسر من تازه رفته تو 4 سال من از همون اول تا فهمیدم بعش گفتم. چون یه دفعه می‌پرید رو شکم و کارای خطرناک می‌کرد گفتم بهش. ولی خداروشکر استقبال کرد الان میاد با شکمم صحبت میکنه هی میگه آبجی زود بیا

پسر منم پنج سال و نیمشه فعلا نگفتم

فکر کنم بچه ده ساله عاقل تر از این حرفها باشه که شرایط و درک کنه به نظرم زودتر باید میگفتی اما فعلا امینوسنتز تو بده بعد بگو که یه وقت ذوقش کور نشه من سر خواهرم مادرم فهمید گفت منم نه سالم بود انقدر خوشحال بودم هنوزم برام لذت بخش ترین روزمه

من. دخترم ۵ سال و نیمشه و انشالله سونو قلب که برم میگم بهش🙂

سوال های مرتبط