وای من چقد این حس رو داشتم، یعنی الکی الکی گریه میکردم تا میخواستم حرف بزنم اشکم در میومد .. ب بچه نگاه میکردم ب خودم تو اینه نگاه میکردم ب شوهرم نگاه میکردم اشکم میومد و فکرای مزخرفی داشتم اما الان خیلییی حالم بهتره، ی شب ک خیلی حالم داغون بود رفتم هرچی فکر دارم نوشتم تو کاغذ و انداختمش بیرون و بعدش دیگه هر موقع خوب نبودم با شوهرم حرف میزدم در موردش و از اون ب بعد خیلی بهتر شدم و الان اوکیم
من منتظرم شروع بشه مطمئنم بعد رفتن همسرم یه افت شدید روحی دارم
۱۲ روز دیگه بیشتر پیشم نمیمونه
من هنوزم با سگ سیاه افسردگی دارم میجنگم
وقت مشاوره گرفتم
حس پوچی داره نابودم میکنه
من تا دو هفته این طوری بودم. الان بهترم. سعی کن خیلی تو فکر نری. و این که این شرایط هم تموم میشه
واي خدا نياره منم همينم دورم شلوغه والا ميرم دسشويي گريه ميكنم🥲
طبیعیه منم مثل توام🥲
روزها اول همین طوری خوب میشی
منم تو همین شرایطم
مدام میپرم به همه اشکم ک فوری میاد پایین بچمم ک تو دستگاه
زایمان اول همینجوری بودم ب شدت...میفهممت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.