۵ پاسخ

مهم همون همسرتونه
ما هر دو توی یه تیمیم
امشب پسرم رفت به باباش گفت تی وی ساعت ۱۰ و نیم
باباش گفت مامان اجازه میده؟
گفتم نع دیر وقته تی وی فقط صبح
زد زیر گریه
گفتم برو تو اتاقت گریه کن ( بمیرم برای کوجولو بودنش )
رفت سرشو گذاشت رو بالشتش گریه میکرد ( ای مامانش فداش بشه )
همسرمم معلوم بود ناراحت شده بچه گریه میکنه ولی سکوت کرد
رفتم بغلش کردم بوسش کردم
گفتم فردا بیدار شدی میبینی
به نظرم با همسرتون صحبت کنید شاید درست شد من چندباری تذکر دادم

اول باید شوهرتو تربیت کنی

وقتی تو عصبانی میشی میری قاشق میاری ک داغش کنی بچه هم باید بزنه دیگه!
خشونتو یاد گرفته

خودت کتک زدنو یادش دادی دیگ
انتظار داری وقتی کتکش میزنی خوبم رفتار کنه؟!
بعدم قبح کارت دیگ ریخته

درکت میکنم خواهر وضعیت منم همینه پدرشوهرم لوسش کرده

سوال های مرتبط

مامان قلب خونمون 🩷🩷 مامان قلب خونمون 🩷🩷 ۳ ماهگی
برا زایمان اومدم خونه مامانم امروز ۱۴ روزه شوهرمم رفته مسافرت کاری بخاطر همین مجبور شدم خونه مامانم بمونم پریروز مادرم دخترمو یه صورتی محکم زد گفت چرا اینقد شیطونی تو بعد داداشم دیشب با کفش از دور پرت کرد سمت دخترم محکم خورد تو پهلو اش دخترم خیلی گریه کرد هم از صورتی که مادرم زد هم بخاطر پهلوش که داداشم با کفش زد امشب باباش زنگ زد حرف زد باهاش دخترم ب باباش گفت مادر جون الکی منو زد محکم تو گوشم دایی هم با کفش محکم زد تو پهلو هم خیلی درد داشت باباش دیوونه شد که چرا چیزی نگفتی چرا اجازه دادی دختر مو بزنن مگه اینا سر کوچه افتاده ست هرکی رسید بزنه یه عالمه حرف بارم کرد چون شوهرم خیلی خیلی رو دخترم حساسه خودش که باباشه هیچوقت دست روش بلند نکرده واقعا عصبی شد الانم با من قهر کرده واقعا خودمم از رفتار مادرم برادرم دلخور شدم ولی ب روشون نیاوردم شوهرمم گفت سریع صبح زود جمع کن برو خونه لااقل دخترام تو آرامشن خونه باشه خیالم راحته گفت دیگه اسم خونه مادر تو بیاری خودت میدونی 😔😓💔 فرزندپروری فرزندپروری
مامان هلیا مامان هلیا ۳ سالگی
سلام مامانا.
با شوهرم دعوام شد سر اینکه میگه تو همش غر میزنی از پس کارایی که وظیفت هست بر نمیای مامانت خم کمکت میکنه بازم نمیتونی.

من یک بچه ۳سال ۸ ماه دارم که از صبح که بلند میشه داره بهانه میگیره جیغ میزنه. یک دوماه که دلدرد هست یک دوماه که هم دلدرد اکثرا هم به شدت بد خواب در طول روز چون دخترم هم جیغ میزنه و میاد تکونش میده فشارش میده و بوسش میکنه.
شب که میشه تازه اینا میخوابن من شروع میکنم به جمع کزدن خونه نهار فردام رو میزارم. از روز اول همه کارهای دخترم با خودم بود چون همش گریه میکزد میگفت مامان و میخوام یعنی از بیمارستان اومدم غذا دادم بهش حمام بردمش همش میگفت داداش رو بغلمیکنی منم بغل کن مجبور شدم بغلش کردم. از روز ۴ زایمانم پارک بردمش از بس گریه میکرد کلا بد خلق هست بدتر شده از بعد داداشش. از ۱۵ روز بعد زایمان بردمش ثبت نام ژیمناستیک. خودم میبرم و میارم مامانم میاد پیش کوچیکه میمونه. شوهر هفته تی یکی دو شب شیفت شب هست بقیه هفته هم صبح میره ۹ شب میاد.
خونمم هیییچ وقت بهم ریخته و بد نیست. یعنی یک مهمون سر زده بیاد نهایت لباسام رو بندکس هست جمع نکردم و چند تا ظرف داشته باشم.
وگرنه کثیف و شلخته اصلا نیستم.
شماها که بچه کوچیک پشت هم دارین. چکار میکنید؟؟؟؟؟