سلام مامانا.
با شوهرم دعوام شد سر اینکه میگه تو همش غر میزنی از پس کارایی که وظیفت هست بر نمیای مامانت خم کمکت میکنه بازم نمیتونی.

من یک بچه ۳سال ۸ ماه دارم که از صبح که بلند میشه داره بهانه میگیره جیغ میزنه. یک دوماه که دلدرد هست یک دوماه که هم دلدرد اکثرا هم به شدت بد خواب در طول روز چون دخترم هم جیغ میزنه و میاد تکونش میده فشارش میده و بوسش میکنه.
شب که میشه تازه اینا میخوابن من شروع میکنم به جمع کزدن خونه نهار فردام رو میزارم. از روز اول همه کارهای دخترم با خودم بود چون همش گریه میکزد میگفت مامان و میخوام یعنی از بیمارستان اومدم غذا دادم بهش حمام بردمش همش میگفت داداش رو بغلمیکنی منم بغل کن مجبور شدم بغلش کردم. از روز ۴ زایمانم پارک بردمش از بس گریه میکرد کلا بد خلق هست بدتر شده از بعد داداشش. از ۱۵ روز بعد زایمان بردمش ثبت نام ژیمناستیک. خودم میبرم و میارم مامانم میاد پیش کوچیکه میمونه. شوهر هفته تی یکی دو شب شیفت شب هست بقیه هفته هم صبح میره ۹ شب میاد.
خونمم هیییچ وقت بهم ریخته و بد نیست. یعنی یک مهمون سر زده بیاد نهایت لباسام رو بندکس هست جمع نکردم و چند تا ظرف داشته باشم.
وگرنه کثیف و شلخته اصلا نیستم.
شماها که بچه کوچیک پشت هم دارین. چکار میکنید؟؟؟؟؟

۱۰ پاسخ

سلام عزیزم ، من فقط دخترمو دارم واقعاً سخته برام کم میارم ، خدا به شما قوت بده که دوتا بچه کوچیک پُشت سرهم داری ، حالا توی دعوا همسرت یه حرفی زده اهمیت نده منظوری نداشته

شما خیلی بیشترم کار میکنی عزیزم برات آرامش و نیرو و اعصاب آروم آرزو میکنم واقعا دوتا بچه قدرت زیادی میخواد من اصلا ظرفیت و تواناییشو ندارم..خدا براتون نگهداره..بعضی از آقایون ک سخته از کارن میان روی همسرشون خالی میکنن ک واقعا کار جالبی نیست

شوهر منم جدیدا یاد گرفته هی از خونه داریم ایراد میگیره منم دوتا بچه پشت هم دارم پدرمو در اوردن با بدبختی سر میکنم
تازه جدیدا نمیزاره مامانم بیاد کمکم
غذاهای اقارو باید جدا رژیمی درست کنم غذای پسرم جدا دخترمم جدا
از صبح ک بیدار میشم گاز میبینم تا شب ک بخوابم

منم همین مشکلات رو دارم از صبح که 6بیدارشدن منم بیداربودم یه سره سرپابودم تاالان که پیام مینویسم دوست عزیزشماتنه نیستی من خودم یه دختر 3سال وخورده ای ویه دختر 8ماهه دارم خیلی فشار رومه دست تنها هستم شوهرم صبح میره شب میاد اکثر وقتاهم شبکاره صبح که میادخونه استراحت کنه اگه بچه ها سر وصداکنن میگه تومقصری فقط اینو میدونم دوست دارم برم جایی تنها وتنها استراحت کنم درارامش

عزیزم یه کم شل کن.به درک که خونه یه مقدار بهم ریخته باشه.اشتباه میکنی . لطف بیجا توقع بیجا میاره .من واقعا درک میکنم چه حالی داری خودم شرایط جالبی ندارم از لحاظ اعصاب.یه کم کمتر کار کن که خستگی فشار کمتری داشته باشه برات

بوگو بیا برو تو کوچه بابا
یک روز این مردارو با بچه ها تنها بزاری روانی میشن به خدااا
کاراتو جلو چشم اون بکن وقتی نیست استراحت کن قشنگ . یکسره جمع نکن خونه رو . بزار اون بچه بزرگه بریزه بازی کنه.

این دوره زمونه دیگه کسی سر زده جایی نمیره حتما قبلش زنگ میزنه مخصوصا برای شما که دو تا بچه دارین...
بنظر من وقتی همیشه غذات اماده خونه هم مرتب و به بچه ها هم میرسی دیده نمیشه جای حداقل سکوت حتی تشکر هم نه .... نکن فقط در حد رسیدگی به بچه ها غذا درست کردن باشه گاهی حتی حاضری درست کن تا متوجه بشه سخته برات نمیرسی یبار هم بچه هارو بذار برو خونه مامانت ببین ۱ ساعت میتونه نگهشون داره... یا اصلا بگو مریضی اسنپ بگیر برو درمانگاه ببین میتونه نگهشون داره....

عزیزم درکت میکنم منم یه پسر۳سال ۹ماهه دارم یه دختر۱ساله خیللی سخته خیلی کم میارم وقت نمیکنم عدابذارم

طبق قانون وظیفه زن فقط تمکین هست بقیه کارها به عهده مرده🤣🤣

بهش بگو همونطوری که تو بیرون فقط یک مسئولیت کار روی سرت ریخته
من توی خونه مسئولیت کار خودم و دوتا بچه ات به روی دوشم هس
علاوه بر اون مسئولیت خونه داری و پخت غذا هم بر روی دوشمه چطور انتظار داره دست تنها از پس این همه کار بربیای
منم دوتا بچه کوچیک دارم یه پسر ۲.۵ ساله یه دختر نزدیک ۱۰ ماهه با اینکه هر دوتادپیشم خونن باز برام سخته حالا شما میگید که بچه بزرگتون رو هم کلاس ژیمناستیک میبرید و میارید دیگه واقعا براتون سخت تره

سوال های مرتبط

مامان هلیا مامان هلیا ۳ سالگی
امروز دلم گرفته بود گفتم بریم بیرون شوهرم گفت بریم خونه مامانم گفتم بریم. رفتیم اونجا ازپنجا که دخترم هم شیطونه هم بد قلق هست به خاطر حضور داداشش بدترم شده. سر یک چیز الکی صهز کرد رفت لبه پنجره پشت پرده نشست.
منم داشتم پسرم و شیر میدادم یک از لبه پنجره پرت شد رو زمین یک صدای وحشتتاکی داد بعد زیر پنجره کمد دارن الت تناسلیش خورد به کلید چنان گریه میکرد که لباش کبود شده بود. بد نگاه کردم دیدم یکی از لبه ها کبود شده مجرای ادرارش خونی شده.
اصلا نفهمیدم پسرم چطوری انداختم کنار رفتم سراغ دخترم.
بچه ها زندگی خیلی سخت شده برام با دوتا بچه و شوهر لجباز و بد خلق.
برام دعا کنید خدا بهم کمک کنه خدا بهم صبر بده.
مامانم ۲.۳ روز رفته شهرستان. مادر شوهرم همش میگه بگو کار داشتی من اگه بتونم میام.
میدونن پسرشون بد اخلاق میدونن شیفت شب داره میدونن حتی یک روز تعطیل نیست.
یک ساعت نمیان پیشم حتی خونه مامانم رو به روی خونه مادر شوهرم هست برای سر زدن به نوه هاشونم نمیان چه برسه دلتنگی
مامان علی مامان علی ۴ سالگی
مامان سام🐣فندقک 🌰 مامان سام🐣فندقک 🌰 ۳ سالگی
مامانا بیاین لطفا شما بگین با این شرایطی که من دارم باید برم پیش روانشناس یا فقط خستمو مشکل شمام هست :(من پسرم ۳سال و ۸ ماهشه به شدت لجباز،بد غذا،بدخواب... دخترمم ۹ ماهشه خیلی شیطون شده هر طرفی بخاد بره نیاز به مراقبت ۲۴ ساعته داره یعنی عملن به هیچ کاری نمیتونم برسم وقتی همسرم نیس حتی ظرف شستن هم باید بیاد از سرکار حالا این وسط پسرمم کلن وابسته منه هر چیزی بخواد بخوره از صبحانه ناهار شام باید غذا خودم بزارم دهنش وگرنه از گشنگی تلف بشه خودش نميخوره بعد دخترمم همش میاد چنگ ميندازه به غذا نمی‌دونم اونو بگیرم اینو بدم ، پسرم میخاد بازی کنه دخترم میره سمت وسیله هاش جیغ و داد میزنه که بگیرش نیاد اونم نمی‌مونه فقط میخاد بره سمتش یه روزایی در هفته هم میام خونه مامانم ولی شرایط خیلی خیلی بدتر میشه از لحاظ رفتارهای پسرم بشدت پرخاشگر جیغ و داد لج افتضاح دیگه واقعا کم آوردم یعنی دارم فروپاشی روانی میشم بعد زایمان هم یه کم حالت افسردگی داشتم ولی بهش دامن نزدم حالا الان واقعا دیگه به حدی خستم که دوست دارم از زندگی لفت بدم یعنی شوهرم میاد از سرکار فقط میخوام پاچه اون بیچاره رو بگیرم آنقدر عصبی میشم غر میزنم خیلی خیلی خستم کسی هست اینجا مثل من دوتا بچه تو این سن و سال داشته باشه شما چه می‌کنید به کاراتون می‌رسید؟؟
#شیرخشک آنومالی رفلاکس کولیک