۸ پاسخ

به یکی بگو ببره دورش بزنه و حال و هواش عوض بشه ،و بیشتر به بزرگه توجه کنید،براش هدیه بخرید

منم همین مشکلو دارم،اوایل پسرم نشون نمیداد ناراحتیشو منم حواسم نبود،بعد دیدم گریه هاش بیشتر شده و لجبازتر شد و مثل بچه ی شما دست و پای برادرشو فشار میده،(پسرم هنوز کامل حرف نیومده)اونجا تازه حواسم جمع شد،هردفعه ک ب پسر کوچیکم شیر میدم تموم ک شد شیر خوردنش موقع زمین گذاشتنش بلند بلند میگم اه برو پایین از بغلم ببینم،میخام برم داداش بزرگه رو بغل کنم لپشو بخورم،اونم ذوق میکنه میاد بغلم،یا میگم بیا سرتو بذار رو پام موهاتو ناز کنم،خلاصه کارای اینجوری دیگه

وقتی داری بهش شیر میدی یا میخای بخوابونیش کوچیک رو به بزرگ مثلا یه کم ای بده بگو برو اسباب بازی ها تو بشور یا خمیر بده بازی کن اینجوری فکرش مشغول میشه کمتر پرخاشگری میکنه

اگه همه توجهتون به اون باشه چرا میگه منو دوست ندارید از یه مشاور هم کمک بگیر

مثلا واسه جشن دندونی پسرم همه واسه دخترم هدیه آوردن

هیچی همه فقط توجهشون به دخترم بود و دوستش داشتن همش واسش چیز میخریدن

منکه بچه دوم ندارم ولی میدونم الان یه سنی هستن ب شدت حسود و حساس و لجباز هستن از یه مشاور کمک بگیر حتما تا جلوی آسیب های بیشتر بگیره دختر منم حتی به طوطی خونمون هم حسودی میکنه اگه یکم اونو بیشتر تحویل بگیریم

تو رو خدا بگین شما ها چه کردین؟؟ من چکار کنم دارم دق میکنم.

سوال های مرتبط

مامان هلیا مامان هلیا ۳ سالگی
سلام مامانا.
با شوهرم دعوام شد سر اینکه میگه تو همش غر میزنی از پس کارایی که وظیفت هست بر نمیای مامانت خم کمکت میکنه بازم نمیتونی.

من یک بچه ۳سال ۸ ماه دارم که از صبح که بلند میشه داره بهانه میگیره جیغ میزنه. یک دوماه که دلدرد هست یک دوماه که هم دلدرد اکثرا هم به شدت بد خواب در طول روز چون دخترم هم جیغ میزنه و میاد تکونش میده فشارش میده و بوسش میکنه.
شب که میشه تازه اینا میخوابن من شروع میکنم به جمع کزدن خونه نهار فردام رو میزارم. از روز اول همه کارهای دخترم با خودم بود چون همش گریه میکزد میگفت مامان و میخوام یعنی از بیمارستان اومدم غذا دادم بهش حمام بردمش همش میگفت داداش رو بغلمیکنی منم بغل کن مجبور شدم بغلش کردم. از روز ۴ زایمانم پارک بردمش از بس گریه میکرد کلا بد خلق هست بدتر شده از بعد داداشش. از ۱۵ روز بعد زایمان بردمش ثبت نام ژیمناستیک. خودم میبرم و میارم مامانم میاد پیش کوچیکه میمونه. شوهر هفته تی یکی دو شب شیفت شب هست بقیه هفته هم صبح میره ۹ شب میاد.
خونمم هیییچ وقت بهم ریخته و بد نیست. یعنی یک مهمون سر زده بیاد نهایت لباسام رو بندکس هست جمع نکردم و چند تا ظرف داشته باشم.
وگرنه کثیف و شلخته اصلا نیستم.
شماها که بچه کوچیک پشت هم دارین. چکار میکنید؟؟؟؟؟
مامان یاسین مامان یاسین ۳ سالگی
سلام دوستان خوبید .خانمایی که تک فرزند دارن .پدر یا مادر همسرتون میاد بچتونو از پیش شما ببره بگه میبرمش بیرون یا خونه خودمون چند ساعت باهاش بازی کنیم بعد بیارمش؟ پدر و مادر همسر من اینجورین خونه ما سر بلوار هست دقیقا اونا اونور بلوار هستن هر از گاهی میان بچه رو میبرن منم اگر بخوام مخالفت کنم فایده نداره بچمم خودش دوس داره بره یا حتی امکان داره بحث و دعوام پیش بیاد با اینکه میدونن من خوشم نمیاد از این رفتارا ولی بازم تکرار میکنن منم نمیخوام باهاشون بحث کنم و اینکه نمیخوام متوجه ناراحتی من بشن با وجود اینکه هنوز کار خونم مونده مجبور میشم یا همون موقع یا با فاصله ۱۰ دیقه برم خونشون که پیش بچم باشم .یه بار پدر همسرم گفت چرا بچه رو نمیارید اینجا بذارید خودتون برید به کاراتون برسید .منم گفتم من همچین اخلاقی ندارم و طاقت نمیارم بچم ازم دور باشه بعد گفت بالاخره چی وقتی شما کار براتون پیش بیاد یا خودش بخواد بره مدرسه اگر ازتون دور باشه بهونه میگیره هم شما اذیت میشید هم خودش منم گفتم تا اون موقع خدا بزرگه با محیط آموزشی و مدرسه هم آشناش میکنم .نمیدونم چیکار کنم آخه یه مواقعی رفتاراشونم مناسب نیست حرفای زشت میزنن بچه ام همونو تکرار میکنه .البته همسرمم اصلا موافق نیست که بچه تنها خونه مادرش باشه میگه هر موقع اومدن ببرن خودتم باهاشون برو .مام همیشه با بچم میریم بیرون تفریح .اونجور نیست که همش تو خونه باشه به نظرتون من حساسم یا این رفتارا طبیعیه ؟ شما طاقت دارید بچتونو ( هر چند به بهانه بازی ) ۲ . ۳ ساعت ازتون دور کنن ؟