عزیزم من دوتا بچه شیر ب شیر آوردم بافاصله سنی یک سال ونیم..
مادرمم فوت شده توی سن ۷سالگیم..
هییییییچکس کمکی نداشتم از هیچ لحاظی.
خودمو وخودم بودم
کاملا درکت میکنم..
سخته ولی خودت سخت ترش نکن.
بزرگ میشن خیلی راحتتر میشی حتی وقتم اضاف میاری..
این رفتاراشون هم طبیعیه اولا..دوما برمیگرده ب استرس وپرخاشگری خودت هم روبچه اثر گذاشته ..
حق داری عزیزم توام ادمی ربات که نیستی
عزیزم بزرگترین مشکل ساعت خواب پسرته اونو تنظیم کنی میتونی خوب بخوابی
آخه پسر۳ساله چرا باید ساعت ۲شب بخوابه!!!
یکاری کن نهایت ساعت۱۱ بخوابه
بعدش از شوهرت کمک بگیر ..از سرکار میاد حداقل پسرتو یه یک ساعتی ببره بیرون
خداصبرت بده واقعاسخته
عزیزم میتونی پسرت رو بزاری مهد ماک یه دونست کم آوردم شماک کوچیک هستش
گلم خواب پسرت رو با قطره ملاتونین تنظیم کن...که با دخترت باهم بخوابن...هییییییییییییییییچ ضرری هم نداره ملاتونین...میتونی تحقیق کنی...یک ماه بده خوابشون که تنظیم بشه اوکی میشن....بعدم اول روز بعد صبحانه نیم ساعت فارغ از گوشی و تلویزیون با پسرت بازی کن...آنچنان تا آخر شب خودش سرگرمه که حبرت زده میشی
مطمئن باش همه مامانایی که دو تا بچه کوچیک دارن همینه اوضاعشون.دختر من آبم از دست کسی جز من نمیگیره
منم مثل شما به مرز فروپاشی روانی رسیده بود
این کارا رو کردم بهتر شد
یه سری کارای اضافه رو حذف کردم حتی تمیز کردن خونه رو گذاشتم اولویت آخرم
یه روز در هفته رو بچه ها رو میذارم خونه مامان جوناشون و یه نفسی میکشم انرژی جمع میکنم واسه بقیه روزای هفته
کتاب تربیت بدون فریاد خیلی به حفظ آرامشت کمک میکنه
یه چیز مهم دیگه
هرچی بیشتر عصبانی و پرخاشگر باشی بدتر میگذره سعی کن از بچگی بچه هات برای رشد خودت استفاده کنی اینو تو کتاب تربیت بدون فریاد یاد میگیری
دخترم رفلاکس و الرژی داشت و برای یه شیرخوردنش چه شیرخودم چه شیرخشک چقدر خودمو میکشتم تو خواب میدادم تازه یکم داشت به سینه خودم علاقمند میشد ۸ماهه بود که دیدم یاخدا باردارم و قلبشم تشکیل شده دخترمو از شیرخودم گرفتم و شیرخشکی شد و بدتر بعدشم غذای کمکی که واویلا انگار میبستیش به صندلی شکنجه و جیغای بنفش، گفتم باشه منکه از اول دوست داشتم دوتا بچه داشته باشم حالا یکم زودتر ،داشتم کنار میومدم باقضیه که رفتم غربالگری گفتن دوقلوعه منو میگی روانی شدم گفتم میندازمشون اطرافیان جمع شدن که ای وای گناه داره نکنیا واینکه ددقلوها بهم نگاه میکنن میخورن مارو خرکردن و گذشت همش چه تو بارداری و زایمان دعا میکردم مثل هلنا نشن و بخور بشن اینا و راحت بزرگ شن که بااولین واکسن دیدم صدرحمت به هلنا ، بازتو خواب شیشه میخورد اینا تو خواب با سرنگ شیر میدادم درنهایت بعد از یکساعت تلاش اونم بالا میاوردن
هلنا همچنان بدغذا و الگوی بد غذایی برای بچه ها باگوشی و کارتون میکس میکردم غذا میدادم قشنگ میدونم چی میگی یه کلیپی بود که گربه شوهر شادوخندون و غافل توراه برگشت به خونه بود و یه گربه ماده وحشی تو خونه منتظر جردادنش قشنگ میگفتم این من و شوهرمیم قشنگ این ۴سال اندازه ۲۰سال پیرشدم
منم پسرم تا دخترم دنیا بیاد ۳ سال و ۱۱ ماهش میشه خیلی لج باز شده و بلبل زبون یعنی قشنگ دهنم میخواد سرویس بشه خدا رحم کنه بهم فقط
و اینکه روان شناس چیز بدی نیست راهنماییت میکنه برو به نظرم
ببین میگی پسرم دیر میخوابه . از اون ور کی بیدار میشه ؟
اول بیا ساعت خواب جفتشونو تنظیم کن . یعنی یک ساعت به خصوص خواب باشن همون ۱۱ اینا . که حداقل نیم ساعت یکساعت آخر شب برا خودت باشی این واقعا آرومت میکنه.
خودتم روزی یک قرص آهن بخور یا مولتی ویتامین . یا یک فنجون قهوه
بعدشم کلا یک بچه هم سخته اذیت میکنه چه برسه دوتا . از یکی کمک بگیر غیر شوهرت .
ولی خب خستگیت خیلی طبیعیه حق داری .
عزیزم واقعا ناراحت شدم از اینکه انقدر بهت سخت میگذره
من نمیدونم شرایط شهر شما و یا زندگیتون چطوره ولی به نظرم پسرتون رو شیفت ظهر بذارید مهد معمولا از ساعت ۲ تا ۷ اگه شوهرتون ظهرا میاد خونه دخترتون پیش شوهرتون بمونه شما با پسرتون یک یا دو ساعت تو مهد بمونید تا عادت کنه معمولا یه ماه طول میکشه تا عادت کنن اینجوری حداقل ۵ ساعت از روز با یکیشون سر و کله میرنی و اینکه از مهد که بچهها میان خستن معمولا دیگه خیلی بتونن بیدار بمونن تا ساعت ۱۰ اینجوری دختر و پسر گلتون همزمان میخوابن
یک سال دیگه فوقش اوضاع اینه بعد خیلی راحت میشی
چون دخترها زودتر عاقل میشن پسرت هم ۵ ساله میشه اونم عاقلتر میشه
بنظرم سختی دورانت تا همین یکسال اینده اس
صبور باش چشم بهم زدی تموم شد
خب با ایناین فاصله سنی بچه داری واقعا وحشتناکه حق داری روانت داغون بشه اگه شیر نمیدی به دخترت ارامبخش مصرف کن تحت نظر پزشک بهت کمک میکنه من سر همین یدونه بچه عصابم به فنا رفت هنوز هم به حالت سابق برنگشتم
خب با ایناین فاصله سنی بچه داری واقعا وحشتناکه حق داری روانت داغون بشه اگه شیر نمیدی به دخترت ارامبخش مصرف کن تحت نظر پزشک بهت کمک میکنه من سر همین یدونه بچه عصابم به فنا رفت هنوز هم به حالت سابق برنگشتم
صبحونه شون باهم بده اهنگ بزارببینن یاتلوزیون روشن کن غذاهم خورش بیشتردرسن کن دووعده بشه که بتونی کارای دیگه روانجام بدی یااستراحت کنی
چند ماه دیگه ی من هست چیزایی که گفتی. چون دخترم کاملا شبیه پسرتون هست. و پسرم هم داره دنیا میاد.
دخترم میبرم خونه مامانم لجبازی هاش و اخلاقش بد تر میشه.
به نظرم از یک تراپیست کمک بگیر شاید با مصرف یک داروی کوچیک بتونی حالت رو بهتر کنی یا حداقل افسردگی رو کنترل کنی. شرایطت سخته حق داری
من بچهام خیییلی باهوشن خداروشکررر..
ولی درعوض بینهاااایت شیطونن وغر غرو اذیت کن..
طوری ک تمام اطرافیان از من فراری هستن..
همه میگن بچه ب این شیطونی دیگه ما ندیدیم و تو چرا دیوونه خونه نیستی الان از دستشون..
وخصوصا پسرم..یعنی آشوبم همیشه از دستش..
کلی هم گریه میکنم ودرد ودل میکنم باشوهرم
اگه کسی باشه کمکتون کنه خیلی خوبه یکیشون رو چندساعت نگه دارن براتون یا پسرتونو بزارین مهد
برنامه ریزی باید بکنی مثلا صبح ها وقتی بچه ها خوابت غذاتو بزار یا شب قبلش مثلا تو آرامپز یا شعله کم خورشت بزاری هم زمان ب دوتاشون غذا بده عصرها ببرشون پارک خسته بشن شب زودتر بخوابن تمیزکاریتو بکن. وقتی خودت بی حوصله باشی بچه ها هم بدتر میکنن. خستگی شما کاملا طبیعی هست ولی باید ریتم زندگیتو پیدا کنی
کاملا طبیعی هست برای منم همونطوره من دخترم۳سالو ۷ماهشه فحش میده منو میزنه جیغ و داد میزنه خیلییی بد غذا هست غذاشو برمیدارم کوچه قاشق قاشق میدم پسرم هم یکسالو ۸ماهشه اونم خیلییی لج باز شلوغ هست یعنی بدجور شلوغ مثل تو باید ۲۴ساعته مرتقبش باشم خلاصه من ساعت میشه ۳ظهر کوچه هستم تا ۱۱شب بخاطر غذای دخترم یعنی نمیخوره قبلا با گوشی میدادم اونم اینترنت رفت دخترم کلن نخورددددد وزن بدجور کم کرد الان هم کوچه میدم تا این دوران بگذره پیر میشم
حالا کارایی ک باید بکنی اینه..
مهم ترینش غذا درست کردنه ک حتما شب وقتی خوابیدن غذای فردا رو سریع آماده کن وبزار یخچال مثلا خورشت آمادهکن ک فردا فقط بخای بزاری بپزه برنج هم همینجور..
بعدشم یه دوش بگیر وبخواب سریع..
صبح بیدار شدی اول ب فکر صبحونه خودت وبچها باش..
بعدش یکم بازی کن..
یه تایمی ب پسرت گوشی بده بازی کنه ک اذیت نکنه سریع جارو واینا بکش..
شوهرتم ک اومد بگو یکم ببرتشون پارک نزدیک خونه توهم ظرفارو بشور وچایی بزار یکم اومد باهم بتونین بشینین کنارهم با بچها..
واین اوضاع رفته رفته درست میشه گلم.
خداروشکر کن برای وجودشون
تازه یادم رفت اصل داستانو بگم که پسرم ساعت ۱ و۲ شب میخوابه از اون ور دخترم کله صبح ۷و۸ صبح بیدار میشه و من واقعا چشمام باز نمیشه همش کمبود خواب دارم........
سلام عزیزم واقعا درکت میکنم منم دقیقا شرایط شما رو دارم و میفهمم چی میگی…..دلم میخواد فقط ی شب بی دغدغه بخوابم تا صب …اینقد هر صب طلوع خورشید دیدم که اینقد زود بیدار میشن…واقعا خستم…ولی چاره چیه…تحمل میکنم
اولی رو اگر میتونی یه چند ساعتی در طول روز بفرست مهد
عزیزم طبیعی شماهم خسته میشی و باید سعی کن در کنار همه اینا در روز یک ساعت هم شده برای خودت وقت بزاری ، حالا هر کاری که ارومت میکنه انجام بده و اینکه برنامه ریزی داشتی باشی
خواستی من میتونم کمکت کنم
من ک ۲سال ۷ماه بود دومی دنیااومد باز از شما ۳سال و هه۸ماهه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.