۱۰ پاسخ

قدیمم بوده متوجه نبودن بیقراری و گریه نوزادو میذاشتن پای بی وقتی وچشم زخم و...
تاچیزیم میشد اب قندی چیزی میدادن به بچه قنداق میکردن انقد تکون میدادن بچه میخوابید

شوهر من تا ۶ ماه بی قرار بوده و مدام گریه میکرده هیچکس نمیدونسته چشه الان بود می‌دونستن از کولیکه انقدر زجر نمی‌کشید بعد مامانش میگه اصلا رژیمی چیزی خم رعایت نمی‌کرده مثلا کلی حبوبات و قرمه سبزی خورده همون ماه اول

قدیم هم بوده به قول مامان بزرگم فقط اسمش رو نمیدونستن میگفتن دلش درد میکنه یا بچه هایی که بالا میاوردن میگفتن معده کوچیکه زیاد خورده رودل کرده واسه همین بالا آورده
بعد روش های نادرست هم داشتن مثل آب قند و اینها که بچه رو آروم میکرده ولی خب معده رو داغون میکرده ، الان ثابت شده خیلی از مشکلات بزرگسالی از اشتباهاتی که توی تایم نوزادی و بچگی انجام میشده و گاهی میشه متاسفانه

بود ولی نمیدونستن کولیک چیه رفلاکس چیه من قشنگ یادمه اجی کوچیکم داخل تخته بود اینقدر شما گریه میکرو بعضی موقع مامانم ک خسته میشد داد بیداد میکرد ما بلند میشدیم اینقد تکون میدادیم تخته رو تا بدبخت میخوابید 🥲

مامانم میگه خود من تا 3 ماهگی شب تا صبح گریه میکردم و اروم نمیشدم
دکترم میبردن میگفته یا گوشش درد میکنه یا دلش درد میکنه.
بعد 3،4 ماهگی خوب شدم.
قدیمم بوده اما سر در نمیاوردن

قدیمم بود مامان میگه همه خواهربرادراش شباگریه میکردن میگفتن بچه تا 4هفته یا40روز یا4ماه گریه میکنه.هلاک میشدن.الامه فهمیدن کولیکه

همش این غذا انگاری

هفت تا بچه بودیم از صبح خودمون ب در دیوار میکوبیدیم پول یدونه بستنی بهمون میدادن تا روز بعد خبری نبود الان تمام کمد یخچال شده بستنی شکلات و هله هوله. پسرم شیر خودم‌میخورد سالم بود از یکسالگی که با اینا اشنا شده گرفتارمون کرده

شیر باید زیاد به نوزاد نداد که رفلاکس نگیره

منم الان داشتم ب این فکر میکردم هرچی میخونم راجب رفلاکس و کولیکه ، چرا همه درگیریم 😮‍💨😮‍💨

سوال های مرتبط