۱۲ پاسخ

مادر شوهرم پیشم بود خیلی هوامونو داشت بعد از ده روز رفت گریه کردم اولش بعدش به خودم اومدم و تونستم از پس بچم بر بیام سخت بود ولی شد

سخته ولی عادت میکنی

بعد ده روز مامانم ک میخاد بره خونشون منم باهاش میرم تا چهلم بچه😂

۱۰ روز
با دو تا بچه اره سخته ولی میگذره

۴۰ روز

۱۰روز اما هرروز عصرا پ
میاد

از اتاق عمل اومدم تنها بودم 😅 یعنی آدم بود دور برماااا ولی صفر تا صد کارای دخترم با خودم بود

من بعد ۱۵ روز تنها شدم خیلی سخت بود کلافه بودم مامانمم نزدیکه بهم خیلی تو ی شهریم حالا گاهی شبا میاد من بیشتر میخابم فقط برای شیر دادن بیدار میشم مامانم بقیه کاراشو میکنه چون خیلی خسته میشم

10 روز. بعدش شوهرم دم دستم بود تا ی مدت حجم کار زیاده سختت میشه بعد ب روال میوفتی

بعد از ۱۰روز مامانم رفت منم برد خونش ۲۰روزگی برگشتم خونه خودم

بعد از ۱۰ روز
چون شرایط جنگی بود مجبور شدم برم شهرستان و ۱۲ روزم اونجا بودم پدرم در اومد دست تنها

بعد ۱۴ روز
اره خیلی سخت بود خیلی
افسرده شدم
چون مامانم ۸ ساعت ازم دور بود
هعی خیلی سخت گذشت ولی دیگه الان عادت کردم

سوال های مرتبط

مامان دیاکو 💙 مامان دیاکو 💙 هفته چهلم بارداری
مامان مهرادم مامان مهرادم ۱۵ ماهگی
مامان مامان دلانا
💖 مامان مامان دلانا 💖 ۲ ماهگی
مامان علیسان وشاهان مامان علیسان وشاهان ۱۰ ماهگی
مامان جوجه رنگیم مامان جوجه رنگیم روزهای ابتدایی تولد