۱۶ پاسخ

عزیزم درکل‌از نظر شرعی نذری ک بدون اجازه شوهر باشه قبول نمیشه.. باید اجازه اونم باشه و با مشورت هم باشه دوم میتونی چیزای دیگ نذر کنی‌مثل شیر برای حضرت علی اصغر. ک‌رد خور نداره شیر پاکتی بگیر‌روز سوم محرم بین بچه‌ای کوچیک پخش‌کن شده ۱۰ تا دونه.. و از خدا طلب بخشش کن و نذرتو عوض کن..

اصلا نذر شما واجب نیست، هم صیغه نذر جاری نشده هم قبل هر نذری اجازه شوهر میخواد،اصلا بحث نکن هراسمی که آقاتون دوستداره بزار. شماهم بجای نذر کردن برا پسر اول برا سلامتیش نذر کن

اولا که عیبی نداره ببین اون چه اسمی مد نظرشه اگه خوب بود همونو بزارین ولی تا ۱۰ روز بعد ب دنیا اومدنش محمد مهدی صداش کنید بعد اسم خودشو بگین
دوما گلم چه فرقی داشته پسر یا دختر بشع ک نذر کردی اخه 😅

عزیزم بچه شما جنسیتش قبل اینکه شما بدونی بارداری تشکیل شده بوده
از اونجایی که نذر شما تاثیری تو جنسیت بچه نداشته پس نذر شما باطل هست
زمانی نذر شما درست بود که شما بگی خدایا بهم بچه پسر بده اسمشو بذارم فلان بعد اقدام کنی و حامله بشی پسر بشه
بچه شما از اول پسر بوده ذاتا
پس نذرتون درست نیست
بذار شوهرت اسم مورد علاقشو بذاره

خب بهش بگو نذر کردم میتونید اسم مورد نظر شوهرت و بزاری رو پسرت بعد محمد مهدی اسم شناسنامه ای پسرت باشه یا برعکس

شوهرت چه اسمی میگه

اشکالی نداره ۴۰ روز اول محمد مهدی صداش کن بعد همون اسمی که شوهرت گفته

عزیزم مشکلی نداره خودتو ناراحت نکن منم تو شکمم که بود نذر کرده بودم اسمش رو بگذارم امیرمهدی و تا وقتی که تو شکمم بود امیر مهدی صداش می‌کردم بعد از دنیا اومدن تو گوشش هم امیرمهدی صدا زدیم اما شناسنامه مانیار گرفتیم این چند ماه که تو شکمته اسمی که نذر کردی صدا کن تا نذر شما هم ادا بشه

اول اسمش محمدبزار کنار اسمی که شوهرت میگه

حالا از جنسیت مطمعنی؟

تا۴۰روز خودت محمد نهدی صداش کن نذرت ادا میشه

منم رو پسر اولم نذر کردم بزارم اباالفضل ولی شوهرم قبول نکرد منم اصرار نکردم بالاخره هرچی باشه پدرش هست باید راضی باشه...فک نکنم مشکلی باشه خدا خودش می دونه دیگه تو دلت خواست شوهر راضی نبود حساس نباش

اسم دختراتون چی گذاشتین؟

حالا پسره

وا خوب بزار شوهرت انتخاب کنه مگه بچه اون نیست؟

ب نظرم تو نذرتو کردی تا حد اجرا هم تلاشتو کردی عیب ندارع

سوال های مرتبط

مامان ♥️آوای منی🧿 مامان ♥️آوای منی🧿 ۱ سالگی
بچه ها بیاید چالش و درد دل 😔
من حدود یک ماه پیش خاب دیدم باردارم و بچه م دختره تو خاب کلی خوشحال شدم میگفتم خدا رو شکر ک بچه دختره مگ اوا چیز بدیه یکی میشه لنگه اوا و اینا خدا شاهده مو ب مو این خاب بود خب بعدش فرداش زن داداشم ادم فضول و حسودیه دوس داره کسی چیزی نداشته باشه فقط اون داشته باشه زنگ زد کفر ناسزا ک این داداش مادر ج ن ده ت توم ریخته منم گفتم خب ریخته ک ریخته آقا اول کفر ناسزا ک میندازم منم گفتم بنداز من چیکار دارم بعد من بهش گفتم خاب دیدم باردارم بچه م دختره من ک نیستم ولی اگ تو باشی دختره خب بعد گفت خدانکنه دختر باشه نفوذ بد میزنی سق سیاه و اینا من چیزی نگفتم فقط خابم گفتم بهش بعد ی هفته بعدش من زنگ زدم گفت بخدا باید ۵ ۶ تا بچه بیارم منم گفتم مگ دامداریه یا از لج یکی میاری دیگ ن گذاشت ن برداشت گفت بچه هام ن ننه بزرگ خوبی دارن نه بابا بزرگ ن عمه ن عمو دیگ نگفتم ب تو نیستم ولا هر کی ک براش بد بوده ن من بد بودم ن مامانم منم دسگ الان یک ماه ن زنگ زدم ن اون بخاطر حرفم ک گفتم دختر نباشه بچه ت زنگ زده و جالب اینجاس اجاقشم کور نیست وقتی پسرش اومد هیچ خدایی نداشتن همین ک دخترش اومد از زمین و اسمون براشون میباره ک از وجود دختر ناراضیه واقعا ادم چقد باید نفهم ک از نعمت و رحمت خدا بدش بیاد و دختر پسر کنه من موندم پسر چی داره ک دختر نداره دختر داشتن لیاقت میخاد ک خدا نصیب هر کسی نمیکنه و من خودم ب شخصه روز ی هزار بار از خدا ممنونم برا وجود دوتا دخترام و اگ بازم باردار شم دختر باشه هیچ باکی ندارم 😍
پوشک بچه شیشه شیر خشک مولفیکس مای بیبی
مامان ♥️آوای منی🧿 مامان ♥️آوای منی🧿 ۱ سالگی
بیاید چالش در مورد خاب های ک ترس از تعبیرشون دارید بگیم من خودم چند وقت پیش خاب دیدم تو ی خونه خیلی بزرگ بودم ی سفره رنگی چیده بودنتو اون خانواده دوتا پسر بودن پسر بزرگه اسمش آراز بود کوچیکه میثم بزرگه ک آراز باشه زن داشت من نمیدونم تو خاب چه نقشی داشتم هر کی میدونه بعد از تعریفم بهم بگه 🙄پشت بودم خاب بودیم من تنها خاب بودم تشنه م شد آب خوردم ک ته مونده آب رو پرت کردم پشت سرم ک جیغ یکی از پشت سرم بلند شد با کمال نا باوری پسر کوچیکه تو بغل زن داداشش خاب بود من رفتم پایین بهشون گفتم ک میثم تو بغل زن داداشش خاب بوده بین دوتا داداشا بحث و دعوا راه افتاد ک پسر کوچیکه رفت بیرون مامانشون ب پسر بزرگه گفت ک بره دنبالش پسر بزرگه گفت ب جهنم بزار بره زن داداشه گفت من میرم من نمیدونم چرا رفتم جلو در زن داداشش نمیدونم چی تو گوشش خوند ک برگشت ولی وقتی ک دید من جلو درم تردید کرد ک بیاد یا نه ک من با دستام التماس وار 🙏گفتم ک برگرده ک پسره ی لبخند بی جون زد اومد پیشم بهم گفتش اگ ی چیزی ازت بپرسم راستش رو میگی گفتن اره گفتش پردیس و اوا رو دوس داری گفتم ک معلومه ک دوسشون دارم گفتش جون پردیس و اوا دوسم داری منم گفتم بیشتر از جونم حتی بیشتر از اوا و پردیس شخصیت میثم ی پسر قد بلند هیکلی خوشگل خوشتیپ و پولدار بود بچه ها بخدا رمان نست و بجان دخترام دقیقا همین بود ک گفتم الان میترسم نکنه تعبیر شه واسم 😁
مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی