۳۳ پاسخ

خیلی نمکه
دستشون درد نکنه

برا ماهم درست میکنه؟؟؟ 🥺🥹🥲قدر بابای گلتونو بدونید. خیلی قشنگه😍👍

دستشون درد نکنه

عزیزم چه شیک و نازه،سایه پدر مستدام.

عزیزمممم چ با سلیقه و تمیز خیلی خوشم اومد😊

خیلی گوگولیه

ای جانم. سایه‌ی پدر مستدام.

فوق العاده زیباست...البته نه به اندازه زیبایی کار پدرتون دستشون درد نکنه خداحفظشون کنه

وای ننه خدا پدرتو بران حفظ کنه شبیه میز و صندلی ایکیا شده

خدا پدرتون برات نگه دارع .پدر داشتن نعمته .خدا کنه همه بابا بزرگا نوه هاشون دوست داشته باشن .بابای منم جونش به جون دخترم بسته هست

خیلی قشنگ شده دستش دردنکنه قدرباباتو بدون

سلام
من فال تاروت و فال پاسور میگیرم ففط کافیه یکبار امتحان کنی مطمعن باش که پشیمون نمیشی قیمت فال ۱۸۰ تومان هر کس بار اول فال بگیره تخفیف هم داره 09965111360

چقد باسلیقه خدا برات نگهشون داره

آخی چه نازه مبارکش باشه

چقدناز و قشنگه مبارکش باشه
دست پدرتون هم درد نکنه 😍😍

وای خدا چقد قشنگه عاشقش شدم مبارکش باشه گلم

خیلی کیوته

خدایا چقدر نازه

خداپدرت برات نگهداره.مبارکش باشه

ماشالله چقدر خوش ذوق..دستش درد نکنه

چقدناز و قشنگه مبارکش باشه
دست پدرتون هم درد نکنه 😍😍

خیلی قشنگه عزیزم مبارک باراد جون
کاش اقای همشهری سفارش قبول میکردن😆

آخ ننه چقدر گوگولی و نمکه😍 مبارکش باشه دست پدربزرگ مهربون و هنرمند هم درد نکنه🌹🌹🌹

ای جان چ نازه مبارک باشه

آخ که چقد گوگولیه🫠

کلاس چی؟!
خیلی بامزس
دستشون درد نکنه😍😍

چ قشنگ😍چ کلاسی میره پسرتون؟

خیلی خوشگله 😍😍 مبارکش باشه
دست بابا هم درد نکنه
از یان چیزاس که قابلیت این رو داره برسه به نوه های باراد جون
البته اگر عمر چوبها تا اونموقع قد بده😁

چ قشنگ و گوگولیه🫠مبارکه عزیزم

خیلی. قشنگههههه

وای چقدر نازه کاش سفارش قبول میکرد من خودم اولین نفر میخوامش چون عاشق چیزای نقلی هستم و پسرم رو زمین که میشینه میگه گردنم دردمیگیره فعلا رو میز جلومبلی و صندلی خودش میشینه موقع کتاب حل کردن😅

تصویر

دستشون درد نکنه خیلی هم خوشگلن❤️

چ قشنگ دلم خااااس

سوال های مرتبط

مامان چشم قشنگ😍 مامان چشم قشنگ😍 ۴ سالگی
از وقتی با خودم تصمیم گرفتم به پسرم کمتر سخت بگیرم و بزارم تو هرسنی که هست بچگی کنه و لذت ببره از همچی میتونم بگم استرس و حساسیت خودمم ۷۰ درصد کمتر شده...شاید خودخواهی باشه ولی باید بگم من پسرمو پارک نمیبردم زیاد چون میترسیدم تو پارک یه اتفاق بد براش بیوفته تاب بخوره بهش چمیدونم بدزدنش و و و هزاران فکر خیال دیگه که قرار نبود حتی ۱درصد اتفاق بیوفته...دیدم اینجوری نمیشه خودمو بردم تو دل کار انگاری خودمو مجبووور کردم که این کار حتما باید بشه چه تو بخای چه نخای قراره اتفاق بیوفته..نتیجش خیلی خوب بود از اون روزی که این تصمیم گرفته شد پسرم تو حیاط خاک بازی میکنه(تو ذهن من:اشکالی نداره رفتیم بالا تو خونه لباساش عوض میشه دستاش شسته میشه)پسرم تو حیاط دوچرخه سواری کرده(تو ذهن من:اشکالی نداره اگه بخوره زمین نهایتش یه خراش کوچولو میوفته روی دستش ولی درعوض دوچرخه سواری یاد گرفته)اسباب بازیاش وسط اتاق و هال خونه پخش شده(تو ذهن من:اشکالی نداره مهم اینه الان سرگرم شده و داره بازی جدید کشف میکنه)و خیلی موردا از قبیل همین کارها. میخام بگم من زیادی سخت میگرفتم هم به خودم هم به بچم واقعا الان میبینم نیازی به این همه حساسیت نبود و خداروشکر میکنم از الان میتونم مادر بهتری براش باشم🥹