۱۲ پاسخ

عزیزم بچه ها همه اوایل از مدفوعشون میترسن من این کارو میکردم پوشکش میکردم میگفتم پیف کن تا میکرد میبردم مینداختم تو توالت میگفتم واای ببین چ قشنگه شکل فلان چیزه براش شعر میخوندیم فصه ی پیف کوچولو رو میگفتم ک تو دل نی نی تنها بوده هی پیچ میخورده تا بره پیش مامانش نی نی دلش درد میکرده چون پیفه ناراحته.بعد نی نی میندازتش تو توالت تا بره پیش مامانش.باش بای بای میکردیم و پیفش خوشحااال میرف پیش مامانش😂این راه واسه من خییلی جواب بود ۳روز نشد ک دیگه ترسش ریخت و خودش میرفت دسشویی برای مدفوع

پسر منم اولا همینطوری بود ولی الان خوب شده خودش میره دستشویی

پسر منم همین بود
به عشق جایزه اکی شد جایزشم لپ لپ بود یه چندباری براش گرفتم دیگه براش پی پی عادی شد
الان نمیترسه ولی باز شکمش سفته

خب شاید یبثه
اصلا باهاش تند برخورد نکن
پسر منم ترس از مدفوع داشت چند روز نگه می‌داشت و بعد تو شلوارش سر پا انجام می‌داد
منم اصلا دعواش نمیکردم وقتی پی پی میکرد با خوشحالی بغلش میکردم بهش میگم آخ جون بچه‌ها جواد پی پی کرده بعد باهم میرفتیم دسشویی با شوخی و خنده میشستمش تو دسشویی بهش میگفتم هروقت پی پی داری بگو باهم بیایم دسشویی پی پی کن که شلوارتم کثیف نشه چندین ماه باهاش اینجوری برخورد کردم الان خداروشکر بهتر شد.ولی هنوزم چند روز نگه میداره

دقیقا منم این داستانو دارم کلا داخل شلوار

عزیزم م دختر منم همین جور بود خودشو نگه می‌داشت دوسه روز اوایل منم بهش روغن زیتون میدادم شکمش چرب میگردم دوبار ریخت تو شلوارش بردم دسشویی گفتم نگاه الان میشوریم میره چاه خیلی بدش اومد شلوارش کثیف شد دیگه می‌نشست روی صندلیش نمیذاشتم نگاه کنه شکمش ماساژ میدادم حواسشو پرت میکردم دیگه دوباره که رفت ترسش ریخت

مرمر هم میترسید
کارتون بذار خوب میشه

سلام عزیزم ببخشید شما بچتون رو میبرین گفتاردرمانی حرف زدنش بهترشد ؟ تو خصوصی نمیشه بهتون پیام بدم

وای پسر منم اینجوری بودا اولش مورده و زندم اومد جلو چشمم باهاش حرف بزن من حتی پیشش مجبوری پی پی کردم تا ببینه ولی خب اونموقع کوچولو بود نمیفهمید الان خیلی میفهمه نمیشه اونکارو کرد

دخترمنم میترسید پی پی میکرد و فرارر میکرد.یه روز توحیاط پی پی کرد منوباباش واجیش تو حیاط بودیم براش دست زدیم و خوشحالی کردیم و آفرین گفتیم بهش☹️شاید باورت نشه همون شد دیگه درست شد نترسید

خیلی بده من الان شش ماهه پسرم را گرفتم هنوز باهاش درگیرم
پری روز یه پودری بود می گفتن بریزید تو آب بخوره شل می شه دیگه نمی تونه نگه داره کم کم ترس اش می ریزه
چون بیشتر به خاطر یبوست هستش که درد می گیره ازش می ترسن
خلاصه بعد خوردن پودر دیگه هر وقت به بهانه جیش می ره کارش را می کنه خودش تعجب می کنه امیدوارم ترسش بریزه حالا یه مدت این راه را برم ببینم چی میشه

بابرچسبی ابرنگی چیزی سرگرمش کن تودسشویی

سوال های مرتبط