۱۳ پاسخ

من بعد زدن سوند از شدت استرس پنیک شدم

بهم تهوع دست داد
توسرمم ضد تهوع زدن


باز موقع راه رفتن هم استرسی شدم اما کوتاه

شدت استرسم بالاست😞

تا صدای گریه شو شنیدم آروم شدم استرسم بعدش واقعا معنایی نداشت بهترین حس دنیاست

من اصلا استرس نداشتم با پا خودم رفتم همراهیام بیشتر استرس داشتن
به این فکر کن قراره شیرینترین لحظه زندگیتو تجربه کنی و کسی که ۹ماه منتظرش بودی رو بغلت میکنی

دیشب درد داشتم زایشگاه هیچ استرسی ندارم نگرفتم البته بچه دومم هستش استرس هم بده استرس نگیر بخدا توکل کن

من استرسی نداشتم ترسم نداشتم انگاری که برام خواب بود ، حتی بچمو آوردن چسبوندن به صورتم باورم نمیشد بچه منه

من دوهفته به زایمان خاب وخوراک نداشتم ازاسترس روززایمان ترس واسترس وذوق وهیجان قاطی بودوارداتاق عمل که شدم ترسم ریخت وفکرنمیکردم انقدخونسردباشم😅

اخی ان‌شاءالله که به سلامتی زایمان کنی🥰
من تاربخ زایمان یا ۵ خرداده یا ۱۰ خرداد
ولی تا الان که استرس ندارم
دیگه نمیدونم چی میشه😬😬

تا زمانی که صدای گریه اش نشنیدی استرس داری
وقتی به دنیا اومد و صداش اومد ارامش میگیری، وقتی میارنش میذارنش رو بدنت بهترین حس دنیاست

وای منم همینطورم میگم زایمان کنم ولی موقعش بشه سکته رو زدم🤕

استرس فقط موقع دردا
راحت شدن موقع اتاق عمل وکشیدن بچه ازرحم چون اونموقع دردندارم فقط بایدزوربزنم ودرنهایت وصال

۳۵ هفته چند روزی؟؟؟؟

من سونو آخر ۳۸هفته ۴ روز

35هفته ی علائم مشکوکی داشتم ک رفع شد
تو بیمارستان نه ولی تو خونه از وقتی برگشتم تا الان اوضاع روحیم خیطه

سوال های مرتبط

مامان ⁦کیان مامان ⁦کیان ۸ ماهگی
تو این ۹ ماه بارداری هر روز هر لحظه اش برام پر از استرس بود اوایل که فهمیدم باردارم هفته ۶ یا ۷ بارداری بودم نمی‌خواستمش اصلا نمیتونستم با خودم کنار بیام که دارم مادر میشم حتی یه کارای بیخودی هم کردم ولی خب وقتی رفتم واسه تشکیل قلبش هفته ۸ بارداری بودم همین که صدای قلبشو شنیدم اشکام سرازیر شد بغض گلومو گرفت همون لحظه گفتم تو چجوری دلت اومد اون کارا رو کنی .... گذشت و گذشت و فندق کوچولوی من هر روز تو شکمم بزرگ و بزرگتر میشد تا ماه پنج بارداری خیلی سخت شد حالت تهوع و استفراغ بارداری تا پنج ماهگی باهام بود ماه شش خوب بود و خوش گذشت و وقتی وارد ماه هفتم شدم با اینکه هیچ مشکلی نداشتم ولی همش ترس از دست دادن داشتم اینکه یه وقت زایمان زودرس نشم بچم زود به دنیا نیاد هر روز و هر لحظه ترس از زایمان زودرس داشتم همش با خودم میگفتم ینی میشه من هفته ۳۸ بارداری رو ببینم ؟؟؟!!میشه بچمو وقتی کامل شده و زایمان زودرسی درکار نیست ببینم؟؟
بلد شد واقعا شد و من الان ۳۸ هفته و ۱ روز بارداری هستم
و فردا یا پس فردا میرم برا زایمان!!! باورنکردنیه اون همه استرس اون همه خودخوری اون همه اشک همش گذشت و فقط چند قدم مونده که به پسر کوچولوم برسم 😍😍😍🧿
امیدوارم این یکی دو روز هم به خوشی بگذره و من کیان کوچولوم رو بسلامتی بغل کنم و ببوسمش😘😘خیلی دوست دارم پسرم بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهتم💓💓

این متن رو گذاشتم بمونه به یادگاری🥹💙 1404/9/2