تجربه زایمان طبیعی🙂
دوستان میخوام تجربه زایمانم رو بگم
من تو۳۶هفتگی رفتم ماما واسه معاینه لگن گفت یک سانت باز هستی و رحمت و سربچه کاملا پایین هست وهمه چی اوکیه میتونی ورزش و پیاده روی هم. کنی
من از روز دوم که معاینه شدم پیاده روی و خاکشیر وتخم شربتی باکاسنی قاطی کردم و هرروز صبح یک لیوان میخوردم و شب هم شاهتره نصف لیوان بخاطر زردی نوزاد گفتن خوبه ولی من درد پریودی از هفته ۳۵داشتم ازهرکی که سوال میکردم میگفتن رحمت داره جاباز میکنه وهمچنان درد پریودی هرزگاهی میومد سراغم
رسیدیم به۳۷هفته که رفتم سنو واسه وزن بچه که اصلا هیچ تغییری نکرده بود فقط ۳۰۰گرم وزن اضافه کرده بود ۲۳۰۰شده بود خیلی حالم گرفته شد چون دوست داشتم بچم وزن خوبی داشته باشه
ب وقت ۳۷ و۱روز پیاده روی داشتم حدود نیم ساعت پیاده روی کردم و بعدش رابطه داشتم وقتی رفتم حموم زیر شکمم احساس درد پریودی ولی یکم شدید از از قبل بود حدود ده ثانیه درد امد ورفت و بعدش خوابیدم تاروز بعد🙂
ب وقت۳۷هفته و۲ صبح درد خفیف پریودی ده ثانیه گرفت ورفت
ظهر درد پریودی زیرشکم هر دوساعت یا سه ساعت بود وقتی شش عصر شد درد پریودی یکمی بیشتر شد که هر یک ساعت میگرفت وول میکرد تا ساعت۱۲شب که دردم بیشتر شد تاساعت ۲شب که دردام بیشترشد همش ده دقیقه ربع ساعت میگرفت و میرفت تااینکه رفتم زایشگاه و ان اس تی گرفتن و گفتن بچع خوابه برو یه چیز شیرین بخور وبیا

۱۳ پاسخ

بشدت از زایمان طبیعی وحشت دارم

من حس میکنم هیچوق نمیتونم دردای طبیعی رو تحمل کنم

خبببب

یعنی ۳۷ هفته و دو روز زایمان کردی عزیزه دلم؟

.و...

🥹🥹🥹🥹♥️

بقیش گلم

.......

دردش قابل تحمله!!!!

خوب بقیش

🤚🤚🤚

.....

ادامه چند دقیقه دیگه

سوال های مرتبط

مامان 👼اقا مَهدی🩵 مامان 👼اقا مَهدی🩵 ۳ ماهگی
تجربه زایمانم با کلی تاخیر
پارت یک
من از ۳۶هفته شروع کردم پیاده روی نیم ساعت یا یک ساعت کم کم بیشترش کردم رسیدم تا ۳۸هفته روزی ۳الا۵ساعت پیاده میرفتم از خونمون تا بازار بعدش دوباره تو بازار هم هی میچرخیدم
هر روز دوش اب گرم میگرفتم زیر دوش ورزش میکردم و خونه تکونی هر روز بدون استراحت درد میگرفتم از ۳۸هفته دردام شروع شدن دردم میومد و ول میکرد تا یک هفته درد پریودی شدید داشتم و بی حاال بود درد کمر و لگن و رون شکم داشتم بازار هی دردام میومد دلم مخواست زنگ بزنم به شوهرم بریم بیماستان اما تلاش میکردم بیشتر دردام بگیره مرتبتر بشه خلاصه که رسید روزی خواهزشوم دعوتمون کرد شام منم از پیاد روی رفتم خونشون اما خیلی بیحال بودم و درد داشتم همون شب برگشتیم خونه و اسهال شدید گرفتم که هر ربع ساعت میرفتم دسشویی تا اینکه از بس زور میزدم شکمم کامل خالی شد و تا صبح من درد داشتم اما شوهرمو بیدار نکردم نصف شبی بود هم درد زایمان داشتم هم اسهال شدید صبح شد دردام بیشتر شده شوهرم با صدای ناله هام و