۱۸ پاسخ

من باشم دیگه نمیرم حق باشوهرته نه برو نه دیگه زنگ بزن

خب دیگه همه چی یه حدی داره
دخترت ببر خانه بازی پارک و...

اونا هم می خوان مادر و دختر یکم راحت باشن حرف بزنن جلو شما نمیتونن
باید درک کرد

هر چیزی در کل زیادیش دل آدمو میزنه
دوست داره بیشتر با دخترش تنها باشه یه مدت که پیشش هست

همین که شوهرت قبول داره رفتار مامانش بده یک هیچ جلویی خواهر

عزیزم نرو بچرو توی خونه سرگرمش کن گریه بچه گوش کنی بهتر از منته وقتی میگه برین خونتون چطوری میری باز

من باشم دیگه پامم نمیزارم اونجا
چقدر خوب که شوهرت اینقد درک و فهم داره

خب شاید مادرشوهرت ب شوخی گفته ..آخه ما پیش میاد تا ۱ شب طبقه پایین خونه مادرشوهرم میمونیم اونم ب شوخی میگه پاشین برین خونتون ما میخوایم بخوابیم من ناراحت نمیشم چون شوخی کاملا مشخصه

وای راست میگه نرو دیگه.. چقدر بهت بگن.. بخدا من جای تو بودم همون بار اول دیگه نمیرفتم..

دخترت ببر پارک ولی اونجا نرو

ببر بچتو پارک اونجا نبر

چه شوهر عاقلی داری

این قضیه واسه منم پیش اومده
بخاطر بچه نرو خودتو کوچیک نکن ...من خودم یکی دو تا دوست بچه دار پیدا کردم هرروز خونه ی هم بودیم

برعکس مادرشوهر من وقتی میخایم بریم خونمون ناراحت میشه میگه بیشتر بمونین تازه هروز هم میریم😁😁😂

نرو جای دیگه ای برو پارکی چیزی
مجبوری مگه

ببرش پارک چرا میری خونه مادرشوهر که حرف بارت بشه دیگه نرو

واااا
دیگه چجوری بگه نیاین ک نرید؟!

دخترتون رو پارکم ببرید خوشحال میشه
بچس
با هرچیز دیگه ای میشه گولش زد
من یبار بهم‌میگفتن برین خونتون دیگه عزت نفسم اجازه نمیداد برم اونجا

منم ازبعضی حرفا و کارای مادرشوهرم عصبانی میشم چندروز نمیرم خونشون ولی باز دخترم هی میگه بریم مجبورم به خاطرش برم

ولی زیاد نرو خونشون زیاد ک بری زیادی میشی
برویه ساعت بمون برگرد دخترتو ببر پارک
یابچه خواهرشوهرتوبیار خونتون

اگ پیرن حوصله ندارن حق بده

وااااا من باشم پامم نمیزارم دیگه خوب صبر تحملی داری من بودم همون لحظه بدون خدافظی میرفتم دگ ام نمی‌رفتم بعدم گله میکردن میگفتم خودتون گفتین ماهم نمی‌آیم شما راحت باشید

وا خب نرو چه کاریه بچتو ببر پارک

سوال های مرتبط

مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزاد
نوزاد نارس
ریفلاکی خونه مادرشوهرم ۱هفته و چن روز شد اینجام
فردا بالاخره شوهرم میاد
تو این یه هفته پدرم در اومده
روستان بهد هر وعده ب ما میگف برید تو اتاقی ک توی حیاط درست کردن حموم هم داره برید اونجا بچت شلوغه
ما هم اینکارو می‌کردیم ولی دیگ پامو اینجا نمیزارم
امروز از ۲ ظهر بعد ناهار اینجاییم ناهارم صدا نمیکنه بخاطر بچه ک گشنه نمونه میرم زن و شوهر نشستن دارن تلویزون فیلم می‌بینن با خودشون نمیگن اینا اونجا حوصلشون سر میره
نمیگ عروسم ی لیوان چایی امروز نخورده ناهارم آبگوشت بود
نمیگ ی میوه ندادم دست نوه ام
واقعا از وضعیتم اونم گرفته
سردر گرفتم از وضعیتم
الان ۸ ونیم میریم شام .
بعد می‌آییم اینجا تا ۱۲ ک بچم خویش بیاد ببرمش سرجاش
اونا میان احترام میذارم خاک تو سر من
میخام فردا پسرش بیاد باز اینجوری بعد هر وعده بیام اینجا احتمالا مادرشوهرم پیش پسرش بگه نه کجا میرید بگم شما هروز مارو میفرستادی اونجا. این ۳روزم ک میمونیم باز میریم ک یه وقت بچم شیطونی نکنه سرش داد بزنید
فرزند مادر کودک نوزاد نارس
گهواره خوب است
ریفلاکس
مادر بدبخت
شیرخشک