۸ پاسخ

نه منظورش این نیست که همه بچه ها بدنیا میان ، فقط تعداد بچه تو طالع ایشون زیاده
هرچنتا خودتون بخاین بدنیا میاد😂

مگه اینکه بری ببندی کلا دیگ …..
راستی اسمی آدرسی چیزی از این حاج آقاهه نمیدی بهمون 🥲🥲🫣🫣🫣

نه جانم تا شما نخاید نمیشه

اين اقاي روحاني اسمي نشوني چيزي نداره؟!

شاید شوهرت خودش بچه دوست داره از زبون اون روحانی گفته

همه اینا میگن تو طالعت بچه زیاده، برای منم میگفت یکی از همینا، ولی کلا بچه دار نمیشیم، یک دونه با مشقت آوردیم 😁
زیاد جدی نگیر به نظرم

مگه اینکه موقع زایمان به دکتر بگی لوله هاتو ببنده که دیگه مطمئن بشی ،وگرنه من دیدم با تمام روشهای جلوگیری پیش اومده که ناخواسته باردار شدن

اگه جلوگیری سفت و سخت داشته باشی ن دیگه😅

سوال های مرتبط

مامان علیسان 🐣👶🏻 مامان علیسان 🐣👶🏻 ۱ سالگی
امشب خجالت و گذاشتم کنار به شوهرم گفتم بیا بریم تو فکر بچه دوم 🫠 کلا بچه با تفاوت سنی سر دوسال موافقم ینی این یکی دوسالش میشه یکی بعدی دنیا میاد یه ساله که روش فکر هم کردم ولی خوب چون روم نمیشد در مورد فکرهایی که برای آینده م داشتم حرفی بزنم هیچی نگفته بودم الان دیدم دیگه وقتشه که بگم و خوب گفتم و با جوااااب نهههههه رو به رو شدم واقعا خورد تو پرم دوست داشتم ۲۵ سالگی بچه دومم بغلم باشه ولی خوب با این شوهری که من دارم نمیشه اینقدر بدم میومد تفاوت سنی زیاد داشته باشیم با بچه هامون 😫 وقتی فک میکنم که شوهرم ۳۵ سالشه و آخر امسال ۳۶ ساله میشه حس میکنم خیلی داره پیر میشه برا بابا بودن نیاین بگین ما تازه تو این سن داریم بچه میاریم هرکی تصورات و ذهنیاتش یه جوره🥲🫠
از اونجایی که من بابامو تو سن کم از دست دادم و سنش خیلی بالا بود متنفر شدم از تفاوت سنی زیاد و اینو شوهرم درک نمیکنه 💔💔🫠🥲

کسایی که دوتا بچه دارین تفاوت بینشون دو سال و سه سال لطفا بیاین بگین راضی این سخت بوده یا نه!؟ مخصوصا اونایی که بچه اول پسر بوده آخه معمولا دخترا خیلی مسئولیت پذیرن کمک میکنن با سن کم ولی معمولا پسرا نه اینجور نیستن🙂‼️
مامان نگارین زهرا💖🪷 مامان نگارین زهرا💖🪷 ۱ سالگی
غم خودم یه طرف ، فشار حرف های بقیه یه طرف
مامانم هر بار که به خاطر وزنگیری نگارین زهرا ناراحت میشم و باهاش درد و دل میکنم میگه تقصیر خودته ما بهت گفتیم الان وقت بچه دار شدنت نیست ،برو بستریش کن ، اگه می‌رفتی پیش فلان دکتر اینجوری نمیشد ، چقدر بهت گفتم بخور ولی گفتی من وویار دارم و نمیتونم ، اگه شیر خودتو می‌دادی اینجوری نمیشد و .... بقیه فامیل هم هر بار بچه ام رو میبینن انگار دارن یه عقب مونده میبینن ، یکی میگه حتما از فامیلیه ، اون یکی پشت سرم میگه اینطوری که تو ازش نگهداری می‌کنی معلومه بزرگ نمیشه
یکی دیگه میگه این بچه برات بچه نمیشه یکی دیگه بیار به اون ذوق کنی ، یکی دیگه میگه بچه تو تو رحم هم رشد نداشت اینجا میخواد رشد داشته باشه
یکی دیگه میگه چون موقع حاملگیت هیچی نخوردی اینجوری شد ، چون خودت شیر ندادی اینجوری شد یکی دیگه میگه تو همش خودتو گول میزنی میگی بچه ام متفاوته نه بچه تو مریضه اینو بپذیر
من خیلی بهم ریختم ، دیگه هیچ امید و انگیزه ای ندارم
خودمو حبس کردم تو خونه که کسی بچه ام و نبینه که بپرسه چند ماهشه و من بازم از هم بپاشم
هیچ مهمونی و مسافرتی نمی‌رم ، حتی خونه مامانمم نمی‌رم چون نگاه های ما امید مامان و بابام و نصیحت هاشون خیلی اذیتم می‌کنه
حتی یه بیرون ساده هم نمیتونم برم چون شوهرم می‌ترسه بچه مریض بشه گزمازده بشه ، انقدم به خودم وابسته است که پیش شوهرم نیم ساعت هم نمی‌مونه
تروخدااا تو رو جون بچه هاتون برام دعا کنید خیلی شرایطم سخته هر شب آرزو میکنم فردا صبح دیگه بیدار نشم
مامان آوین مامان آوین ۱ سالگی