۵ پاسخ

من جدا کردم ولی یه شب دخترم تب کرده بود اگه من شانسی بیدار نمیشدم واقعا چی میشد دیگه از اون به بعد یه ترسی تو جونم افتاده
دیگه آوردم پیش خودمون با یکم فاصله تر
گفتم بزار یکم بزرگتر بشه تا ۵سالگی بعد جدا میکنم من خودم ۶سالگی جدا خوابیدم

حریم خصوصی خودم و شوهرمم جداس

۲ سالگی

ن من جرئت نکردم جداکنم

والا من جای شوهرمو جدا کردم🤣🤣🤣🤣🤣خودم و پسرم تو اتاق شوهرم تو حال می‌خوابه بچه خوبیه اصلا اذیت نکرد زود جدا شد 🤣🤣🤣🤣🤣پسرمو رو تختش میخوابونم خودم زمین کنارش حالا یه مدت بگذره ببینم چجوریاس می‌تونه تنها بخوابه همش میترسم تنهاش بزارم

پسر منکه جدا نشده والا کنار تخت خودمون گذاشتم تختشو چون از پیشش برم بیدار میشه گریه میکنه وسط خواب مثلا نق میزنه باید ببرم دستشویی برا اون فعلا جدا نکردم

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۳ سالگی
مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
فکر کنم کم کم باید به سه سالگی خوش‌آمد بگم
این بچه رسما از جمله یواش میشه امتحان کنم رسیده به جمله محکم خودم میخوام امتحان کنم:
تو دسشویی از صفر تا صدش رو باید خودش انجام بده فرقی نداره یک باشه یا دو
تو غذا خوردن همینه حتی در یه خوراکی رو براش جرات ندارم باز کنم
و تو تعویض لباس که همه‌ش در حال کشتی گرفتن با لباس بدبخته
و حتی تو خواب
امروز رفت تو تختش بخوابه ، بعد دیدم با جیغ و خوشحالی و لایک نشون دادن به خودش وسط اشپزخونه‌س! و تونسته برای اولین بار از نرده‌های تختش پایین بیاد!
خلاصه سرعت امور روزانه به یک دهم کاهش پیدا کرده اما به نظرم ارزشش رو داره ( با ویوی خونه ترکیده )
یه چیز باحال دیروز اومد : گفت دستت زخم شده؟ گفتم آره گفت من میدونم میسوزه و میدونم تو به چی نیاز داری، تو نیاز به یخ داری که بذاری روش دیگه نسوزه غصه نخور الان برات میارم( دقیقا با همین کلمات😄)بعدم خودش رفت از یخچال یخ برداشته با اینکه اینقد سفته دسته‌ش
و وقتی انگشت منو گذاشت تو لیوان و بهم نگه کرد که بگم بهتر شدم همون جا ضعف رفتم براش🥹
مامان داوین مامان داوین ۳ سالگی