۷ پاسخ

عکس مرسانا وقتی به دنیا اومده بود
عکسشو نگاه میکنه میگه مامان ددن مرسانا کثیفس
میشستی خو
میگم مامان شما کوچولو بودی نمیتونستم ببرم با اب بشورم ولی با دستمال پاک کردم تند تند شیر میخوردی باز کثیف میشد میگه اهاااان ولی خیلی کثیفس 😑🤣

عزیزم خدا حفظش کنه
ولی این که میگید مثل جوجه رنگی مدام دنبالمه اضطراب جدایی داره

ای مادر🥹 خدا حفظتون کنه برای هم💚🥹

ای جونم خدا حفظش کنه پسرک منم همینه
وقتی خوابه رومو برمیگردونم میفهمه خودشو به زور جا میده بغلم😂
آیدا جان شما میری سرکار مرسانا رو کجا میزاری?
خب انقدر وابستس چطور بدون شما میمونه?

واي دقيقا مثل پسر من اشك ميريزه براي اينكه حتي من حمام و توالت نرم

اخی عزیزم

اره بچها دوسدارن آغوش مادر رو🥺🥺

ای خدااا عزیزدلم نگاش کن🥺🫂🤍خدا برا هم حفظتون کنه

سوال های مرتبط

مامان بهاره مامان بهاره ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز
دخترم 2سال و 6ماهشه از وقتی دوسال شد ی اخلاقای بدی گرفت که دیگه به زور تحملش کردم تا الان (لجبازی میکنه جیغ گریه و..)ولی الان چیزی که نگران کننده تر شده برام اینه که تو این مدت از من و باباش (مخصوصا باباش)خیلی دور شده سرش داد میزنه همش میگه بوسم نکن برو اونور و...ولی من ب شوهرم میگم صبر کن ان شاالله درست میشه خونه ما آپارتمانه و با مادرشوهرم واحدمون رو ب روی همه و دخترم هرشب گریه و جیغ می نه که من باید برم پیش مامانی بخوابم و ما ز زور میاریمش پیش خودمون که عادت نکنه یا عموش وقتی کاری بکنه همش سرش داد میزنه احساس میکنم حال روحی روانی دخترم داره خراب میشه من هیچ خانواده ای یا آشنایی اینجا ندارم که برم پیشش تا دخترم آرامش پیدا کنه یکم فقط گیر کردیم تو این خونه پس فردا قراره برم پیش مامانم از الان دخترم خوشحاله باباش میگه دلت تنگ نمیشه برام میگه نه
دیگه نمیدونم باید چیکار کنم با برادرشوهرم قهرکردم بابت اذیت کردن دخترم ولی بازم چون غریبم اینجا ول کن نیست همش اذیت میکنه با کاراش شوهرمم اصلا از ترس مامانش حرفی نمیزنه
ممنون میشم راهنمایی کنید
مامان دخترم وتودلی💓 مامان دخترم وتودلی💓 ۳ سالگی
مامانای که خیلی وقته بچه هاتونو از پوشک گرفتین.
هنوز شبا چندبار بیدارشون میکنین جیش کنن؟
من سه شبه دخترمو از پوشک گرفتم خودش متوجه میشه جیش داره شبا ولی تا میاد بیدار بشه جیش میکنه یعنی دوبار باید بیدار بشه جسش کنه بخوابه یه بارش بیدار میشم فوری میبرمش یه بارش دیگه تا بیدار شم‌میبینم جیشش اومده و خودشم ناراحت میشه با اینکه من هیچی نمیگم کلی قربون صدقه ش میرم میگه پوشکم کن پوشک میخوام ولی دیروز و امروز که روز سوم و چهارم بود خداروشکر اصلا خطا نداشت خیلی خوب بود فقط وقتی خوابش میگیره میگه پوشکم کن یا اگه بیاد تو شلوارش .
من براش چندتا آسمون کشیدم تو هر آسمون ماه کشیدم برای هر دسشویی رفتن بهش ستاره میدم خودش بچسبونه درکل وقتی سرحاله مشکلی ندارم با دسشویی رفتنش فقط نصف شبا چیکار کنم
راستی لگنشم آوردم کنار تخت زیرش یه پلاستیک بزرگ متری پهن کردم که دسشویی داشت نخواد بره تا دسشویی تو همونم سه بار آبکشی میکنم با آفتابه کوچیک پاک بشه چون دسشوییمون ته حیاطه و گناه داره بچم‌
مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
سلام
مامانا دیشب مادرشوهرم خونمون بود من و شوهرم دعوامون شد تقصیر شوهرمم بود. از دیشب خیلی گریه کردم . امروزم صبح ۶ پسرم با گریه بیدار شد. دل‌درد داشت بعد من بغلش@کرده بودم مادرشوهرم با صدای کلفت حرف می‌زد این خواب از سرش پرید و مادرشوهرم باهاش بازی کرد. بعد با صدای خیلی بلند جوری که من تو اتاق داشتم با استادم تلفنی حرف میزدم صداشو نمیشنیدم. بعد من پسرمو دعوا کردم که نمیخوابی از فردا دوباره خوابت بهم میریزه من باید تا صبح بیدار بمونم. به مادرشوهرم گفتم وقتی خواب و بیداره نباید باهاش بازی کنین که خوابش بپره. اونم میگفت میخواستم ساکت شه. من که پسرمو دعوا کردم پسرم ترسید رفت بغل مادرشوهرم اونم از خداخواسته میگف بیا بغلم خودم فلان. خیلی حرص خوردم‌ . دوس دارم بره خونش. بچم خوابید نذاشت بیارم رو تختش میگف همینجا بذار بخوابه . یه ساعت بعد پسرم بیدار شد اومد دنبالم دید هستم گفت شیر دادم بهش بعد گفت میرم پیش مادربزرگم. منم چیزی نگفتم بردمش گذاشتمش پیشش بخوابه. منم شب ۲ ساعت خوابیدم. از طرفی شوهرم از اینورما از دست مادرش حرص خوردم‌ . خیلی خونمون میاد میمونه اصلا حوصلشو ندارم‌ پسرم که دل‌درد داشت اون با بازی کردن ساکت کرد خوابش پرید بعد به من میگه کیف کردی چجوری ساکت کردم‌ عادت داره فقط از همه چی خودش@تعریف کنه تحملشو ندارم‌ . دوس دارم بره خونش. کم مونده از ریدن...هم تعریف کنه‌ . از دختراش از اینکه فلانی خودکشی کرد برا دخترم .... تا کم مونده موی اونجارو از اینکه عرقش بو نمیده... تعریف میکنه. واقعا تحملشو ندارم. .... به نظرتون تقصیر منه ؟
#پوشک فرزند نوزاد پوشک