سلام …
امروز ده روزه که علی را از شیر گرفتم … یعنی بالاخره موفق شدم از شیر بگیرمش قبل از اون دوبار خواستم اینکار و کنم اما موفق نبودم
دلیل موفقیت این دفعه به نظرم این بود که علی آمادگیشو واقا داشت تمایلش به غذاهای جامد بیشتر شده بود …
سه روز اول خیلی سخت بود خیلی بهونه گرفت اما بعدش بهتر شد ظهرها بدون شیر نمی تونست بخوابه و ما هم کمکش کردیم و تو کالسکه گذاشتیم و یر ظهر رفتیم بیرون تا خوابید
باورم نمیشد شب بیدار شه و به جای شیر آب بدم و قبول کنه … اما کرد و از شیر مادر جدا شد …
اولین چیزی که خیلی دوست داشت و رها کرد …
شاید اولش فکر می کردم اگه از شیر بگیرمش خیلی خوشحال میشم خب با توجه به سنم خیلی خسته بودم باید داروی چربی خون میخوردم اما به خاطر شیر دهی نمیشد و … اما دقیقا همون روزای اول نشستم یه دل سیر گریه کردم و براش نوشتم … نوشتم که برای منم سخت بوده این جدایی … اما برا هر دومون لازم بوده
خدا را شمر می کنم که بهم فرصت و شرایط داد تا شیر دهی علی را به سرانجام برسونم و دو سال قمری بهش شیر بدم و امیدوارم حضرت زهرا که ثواب شیر دادنم را بهش هدیه کردیم ازم بپذیره …
باورم نمیشد بعد از شیر گرفتن چقدر غذا خوردنش بهتر شد و چقدر در همین چند روز دایره کلماتش بالاتر رفت و بهتر حرف زد ….

تصویر
۶ پاسخ

علی عزیزم🥹❤️ خداروشکر که هردوتون اذیت نشدین
دلم گرفت یاد از شیر گرفتن دلیار افتادم
دفعه اول که بعد از یک ماهگی شیر خودمو نخورد کلی غصه خوردم و گریه کردم دفعه بعدش هم نزدیک دوسالگی بود با اینکه شیرخشک میخورد بازم غصم میگرفت

خوش بحالتون منکه شیرخشک میدم مال خودمونخوردن حالانمیدونم شیرخشک تاکی بدم کافیه گاهی پاستوریزم میدماقاطی پاتی هردوش

چقد قشنگ مث من منم ۷روزه گرفتمش خداروشکر میکنم ک باهام هجکری کرد بچم
بچه ای ک بشدت وابسته بود البته لطفو عنایت خداس وگرنه تاالان من هزار بار استارت زدم ایندقعه فقط موفق بود دیگ توکل برخدا

چقد نوشته تون رو دوست داشتم دقیقا شرایطتون مثل من بود و کاملا باهاتون موافق هستم .🙏🌹

الهی عزیزدلم🥺🥺🥺🥺🥺منم یک هفتس لنا ترک کرده ..

مبارکه . من از استرس ترک شیر بچم حالم خرابه نمیدونم چیکار کنم

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن آریا: شیر روز رو اول تابستون کم کم قطع کردم یعنی آریا عادت داشت هر ساعت یه بار بیاد سراغم و منم میدونستم اذیت میشیم سر از شیر گرفتنش دیگه کم کم شیر های غیر ضروری حذف شد و هر وقت درخواست شیر داشت جایگزین می کردم گشنه بود غذا تشنه بود آب بی حوصله بود و توجه میخواست بازی و خلاصه یه کاری میکردم حواسش پرت بشه و اینطوری شد که وعده های روزانه اش شده بود ظهر قبل خواب و گاهی بعد بیدار شدن از خواب وعده شبانه هم قبل خواب و حین خواب سه تا پنج بار بسته به موقعیتمون قصدم این بود شهریور از شیر بگیرمش که اصلا وقت نکردم و مهر شد و گفتم اگر ادامه دار شه میخوریم به فصل سرماخوردگی و این بچه بیشتر بیقرار میشه ولی گویا دقیق زمانی تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش که روز قبل تولدش بود اولش قصدم قطع کامل شیر روز بود پس ظهر بعد اینکه کامل غذا خورد صبح هم زود بیدار شده بود قطعا خوابش میومد تصمیم گرفتم سرگرمش کنم اما تنها چیزی که تمنا می کرد شیر بود و تمام چیزهایی که دوست داشت رو اصلا نمی دید اینجا بود که فهمیدم این تو بمیریا از اون تو بمیریا نیست و راه سختی در پیشمه چیزی که اذیتم میکرد گریه هاش بود یه ساعت بود گریه می کرد و کم کم داشتم شل می کردم که با هوش درمیون گذاشتم و یه جمله اش خیلی به دلم نشست این گریه ها گریه آسیب دیدن نیستن تو به آریا آسیب نمی زنی اینها گریه های سازگار شدن هستند
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
همیشه دوس دارم هر تجربه ای رو کسب کردم باهاتون در میون بزارم .شاید به درد یک نفر خورد
برای گرفتن شیر خشک از محیا اول خیلی دغدغه داشتم .چون محیااوایل خیلی خوب بود شیر شب نمی‌خورد. اما بعد ۱۵ ماهگی بیشتر وابسته شد .در شب چند بار بیدار میشد.اگه نمیدادم چنان جیغ میزد .دیگه خیلی کم آورده بودم ...شروع کردم در روز ازش گرفتن.. یکدفعه تو یه روز .جایگزین شیر کاکائو دادم .با درصد خیلی پایین.پسته .بستنی .فرینی باغذاهای اصلی .یک هفته بعد شروع کردم شب رو شیرش رو مقدارش رو کم کردن .بجای ۱۵۰ کردم ۱۲۰ .مقدار شیر رو کمتر ریختن.بجای ۴ تا دو تا و نیم .و هی اون رو هم کردم ..(ممکنه بعضی ها بگن نباید مقدار روتغییر داد.اما باید بگم این برای بچه هایی که فقط شیر خشک میخورن و کوچیکترن برای این سن هیچ اتفاق نمیفته در تجربه من که نیفتاد حداقل )محیا بار اول فهمید .اما دفعه بعد تو خواب دادم و یکم بهونه میگرفت اما خودم رو میزدم به اون راه .براش هی تکون میدادم .و میزاشتم دهنش.که مثلا خوب بهم نخورده بود .بعد خودش کم کم تقاضای و دفعاتش کم شد .شد ۶۰ تا با نیم پیمانه .اونم یک هفته ادامه داد و دیگه دید مزه نمیده .نخواست .تو این وسط شد که حتی یبار بیدار شد منو کلافه کرد اما شیر ندادم و رفتم فرینی درست کردم .میخوام بگم اصلا نباید کم بیارین و تغییر بدین رویه رو...ان شا الله موفق باشین.
و اینکه بعد شیر خیلی بهتر غذا می‌خوره و وقتی شیر می‌خورد اصلا غذا نمی‌خورد. منم بجای به غذا متوسل شدن به میان وعده ها متوسل شدم که براش جذاب بود
مامان اَمیرحَسَــن💚 مامان اَمیرحَسَــن💚 ۳ سالگی
امروز دهمین روزه که پسرمو از شیر گرفتم..
من با شناختی که از پسرم داشتم روشِ تدریجی‌رو انتخاب کردم
که کمترین آسیب‌رو ببینه و راحت‌تر بپذیره..
اول از شیرِ روز شروع کردم و با کم کردنِ وعده‌های روزش و سرگرم کردن و بازی کردن و خوراکی و غذاهایی که دوست داشت موفق شدم که با گذشت ۲ هفته کامل با شیر روز خداحافظی کنیم و دیگه اصلا در طول روز سراغشو نمیگرفت..
برای شیر شب هم مثلا از هر ۵ باری که بیدار میشد برای شیر من ۲ بارشو بهش شیر میدادم و ما بقی‌رو روی پا تکونش میدادم که نوازشش میکردم تا خوابش میبرد..
رسید به دفعات آخر..
دوتا دونه انار دون کردم و هم خودم هم همسرم بهش سوره یاسین خوندیم و ثواب این ۲سال شیردهی‌رو تقدیم کردم به حضرت رباب س💚
برای آخرین توو بغلم گرفتمش و بهش شیر دادم و کلی نوازشش کردم..
براش دعای خیر کردم و از خدا خواستم این ۲ سال شیری که به پسرم دادم نور و محبت بشه توو وجودت از عشقِ اهل‌بیت ع❤
انار رو بهش دادم و خورد..(
شب اول گریه میکرد و یکمی بیقرار بود ولی از شب بعد انگار فهمیده بود که دیگه باید بدون شیر بخوابه و با کمی قصه و شعر و نوازش خوابش برد تا حالا که دهمین روزه و دیگه سراغشو اصلا نمیگیره و الحمدالله خواب شبش خیلی بهتر شده و راحت میخوابه🙂
این روزا رو به بهترین شکل برای شمایی میخوام که قصد دارید کوچولوتو از شیر بگیرید..
دعا میکنم خدا صبر و حوصله و توانتونو چندین برابر بکنه و با خاطره خوب از این مرحله عبور کنید❤🙂🤗