۹ پاسخ

برای دختراشون قطعا هر رفتاری در حق عروس میکنن تکرار میشع

مامان من که عروساشو،بیشتردوست داره البته مثل دختراش میدونه

خیلی دوسش داریم و بهش احترام میزاریم
وقتی میاد خونمون اصلا نمیزاریم کار کنه
و تا دعوت نکنه اصلا نمیریم خونش
3 ساله عروسی کردن کلا سه بار رفتیم خونشون با دعوت خودش
اونم حتما بهش میگیم کمک خواست بگه بریم کمکش.

والا از ما برعکسه مامانم نه کاری بهشون داره نه دخالت به زندگیشون داره ولی اونا مثل اینکه طلب کارن

مهسا هست اسم شما؟توی کرج درس نخوندی؟اخه من یه دوست داشتم اسمش مهسا بود،نمیدونم حالا شماییدیا نه

مامان خواهربودیم....اماوقتی داداشم باهام قهرکرداونم حرف نزد وچندبارپشتم به داداشم بدگفت وبیشتررابطمونوبهم زد منم دیگه باهیچ کسی ارتباط ندارم فقط منوهمسرم. پشت هم هستیم وکنارهم باهم می‌سازیم خانواده همسرمم پشتم حرف زدن باهاشون قطع ارتباط کردم فقط خودممو خودم تک وتنها

ما زنداداشمون مث خواهر دوست داریم انصافا
مادرم هم همینطور هیچ فرقی بین ما وزنداداشم نمیزاره واین باعث شده زنداداشمم بامامث خواهرباشه چون خودش خواهر نداره.بنظرم همه چیز بستگی ب خودم ادم داره.

من پیش مادر شوهرم زندگی میکنم هر وقت اعتراض میکردیم خواهر شوهرم میگفت مگه ما با شما چیکار میکنیم الان خودش ازدواج کرده رفته پیش مادر شوهرش زندگی می‌کنه از همه چی شاکیه هر طور با من رفتار کردن الان با اونم اینطوری رفتار میشه

چش دیدنشو ندارن از حسودی میترکن آتیش میگیرن انشالله سر دختر خودشون بیاد همچین ادمایی نصیبش بشه

سوال های مرتبط