سوال های مرتبط

مامان آنیا 🍓❤️ مامان آنیا 🍓❤️ ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1
از اول بگم که من از دوران مجردی وتا به حال پریودی سختی داشتم یعنی تحمل نداشتم و همیشه گریه میکردم موقع بارداری هم با اینکه دکتر گفته بود جفتم پایینه اما من خیلی چیز ها رو رعایت نمی‌کردم خودم کارام رو انجام می دادم حتی چیز سنگین هم بلند میکردم چون تنها بودم مجبور‌ بودم و همیشه میگفتم خدا این بچه رو نگه داشته وگرنه من که با این کار ها بچه رو به خطر میندازم زیاد هم به زایمان ودردهاش فکر نمی‌کردم در واقع نمی‌دونستم در چه حد و اندازه ای هست هفته های اخر که معاینه شدم گفتن دهانه رحم بسته هست تعجب کردم چون من فکر میکردم حداقل یک سانتی شاید باز بشه اما بسته بودم ومن دو هفته تمام ورزش کردم و تحرک و فعالیت داشتم اما دوباره که رفتم معاینه یک سانت بودم اومدم پیاده روی و ورزش رو زیاد کردم و امید داشتم حداقل 3یا 4سانت باشم یک روز که درد داشتم رفتم دکتر گفت هنوز یک سانتی ومن ناراحت و نا امید شدم و
تصمیم گرفتم چند روز صبر کن وچند روز دیگه 40هفته ام تموم میشد
ادامه دارد
مامان نی نی پیکولو مامان نی نی پیکولو ۱ ماهگی
مامان داریوش مامان داریوش روزهای ابتدایی تولد
اول از همه یه چیزی که با تمام وجودم درک کردم اینه که بدن انسان بسیار هوشمند و بدن یک زن یک شگفتی و مجزه است
دوم اینکه فکر کردن به پروسه زایمان سزارین و تراشیدن ترس یکی از بدترین کارهایی بود که کردم
البته که برای منی که از یه سرم ساده میترسم طبیعیه از پاره کردن هفت لایه شکمم با جراحی ترس داشته باشم
گذشته از پروسه عمل و زایمان که دردش در تصوراتم ده برابر واقیعت بود و بیشتر شبیه یه خواب پر استرس بود تا زایمان وحشتناک ، درد بعد از عمل مثل درد پریودی بسیار شدید بعلاوه درد ناشی از ترکیدن کیست که قبلن درد ترکیدن کیست رو تجربه کرده بودم بود و خیلی دردش کمتر از حد تصور بود
البته از حق نگذریم یه تفاوت خیلی بزرگی که داشت با پریودی و ترکیدن کیست ، درد قسمت بخیه بود اونم نه بخیه روی پوست بلکه بخیه داخل شکم که به وضوح حس میکردم کجا داخل شکمم بخیه داره
پا شدن و نشستن سخت بود ولی الان عالی تر از قبل زایمان و حتی روزای بارداری هستم
خدارو شکر میکنم که زودتر از حد تصوراتم سرپا شدم
الحمدلله رب عالمین ❤️
مامان آوا 🌱 مامان آوا 🌱 ۲ ماهگی
تجربه زایمانم:
من از ۳۵ هفته ورزش و پیاده روی رو شروع کردم و قصدم طبیعی بود از اول، از ۳۷ هفته هرچی معاینه شدم دهانه رحمم بسته و خلف بود و سر بچه فلوت بود. خلاصه ۱۸ تیر روز سه شنبه ۴۰ هفته و یک روز رفتم بیمارستان و بدون درد و هیچ انقباضی با دهانه رحم بسته و خلف بستری شدم، از ۹ صبح تا ۹ شب بهم آمپول فشار وصل کردن اما ۹ شب که معاینه شدم یک سانت هم باز نشده بودم حتی در طول روز یه انقباض و درد هم نداشتم، آمپول فشار و برام قطع کردن و باز ۶ صبح با دوز دوبرابر برام وصل کردن تا یک ظهر معاینه شدم و تازه یک سانت باز شده بودم، اون مدت تو یه اتاق تک و تنها بدون همراه و گوشی و حتی پنجره‌ای که بتونم بیرون رو نگاه کنم بودم و از لحاظ روحی بشدت بهم ریخته بودم، ساعت یک ظهر با یک سانت باز بودن کیسه آبم رو خودشون پاره کردن تا دردام شروع بشه، من از یک ظهر تا ۷ غروب درد کشیدم که باز هم شدید نبود ساعت ۸ شب معاینه شدم توسط دکتر شیفت که شده بودم ۲ سانت، چقدر التماسش کردم که عملم کنه اما نکرد.
(بقیه تو کامنت می‌ذارم.)

بارداری بارداری بارداری
مامان آیماه 🌙💞 مامان آیماه 🌙💞 ۷ ماهگی
مامان داریوش مامان داریوش روزهای ابتدایی تولد
کسایی که قراره سزارین بشید اصلن نترسید و استرس نداشته باشید !!!
اول از همه یه چیزی که با تمام وجودم درک کردم اینه که بدن انسان بسیار هوشمند و بدن یک زن یک شگفتی و معجزه است
دوم اینکه فکر کردن به پروسه زایمان سزارین و تراشیدن ترس یکی از بدترین کارهایی بود که کردم
البته که برای منی که از یه سرم ساده میترسم طبیعیه از پاره کردن هفت لایه شکمم با جراحی ترس داشته باشم
گذشته از پروسه عمل و زایمان که دردش در تصوراتم ده برابر واقیعت بود و بیشتر شبیه یه خواب پر استرس بود تا زایمان وحشتناک ، درد بعد از عمل مثل درد پریودی بسیار شدید بعلاوه درد ناشی از ترکیدن کیست که قبلن درد ترکیدن کیست رو تجربه کرده بودم بود و خیلی دردش کمتر از حد تصور بود
البته از حق نگذریم یه تفاوت خیلی بزرگی که داشت با پریودی و ترکیدن کیست ، درد قسمت بخیه بود اونم نه بخیه روی پوست بلکه بخیه داخل شکم که به وضوح حس میکردم کجا داخل شکمم بخیه داره
پا شدن و نشستن سخت بود ولی الان عالی تر از قبل زایمان و حتی روزای بارداری هستم
خدارو شکر میکنم که زودتر از حد تصوراتم سرپا شدم
الحمدلله رب عالمین ❤️
مامان رادین👶🏻🩵 مامان رادین👶🏻🩵 ۲ ماهگی
خاطره زایمان پارت ۳
من غیر از انقباض همه چیز بارداریم نرمال و خوب پیش رفته بود یعنی یه بارداری نرمالی داشتم که اون انقباضم با استراحت بهتر شده بود ولی چند سری بعدش دوباره اینجور شدم که میرفتم بیمارستان ان اس تی میگرفتن میگفتن ممکنه زودتر از تاریخ زایمان کنی اگه دردات شدید شد زودخودتو برسون به نزدیک ترین بیمارستان،ما که شنبه رفتیم قزوین قرار بود هفته بعد یکشنبه یعنی ۵ مرداد زایمان کنم ولی همه چیزم اماده بود و دیگه فقط میخواستم استراحت کنم تا ۵ مرداد خلاصه سرتونو درد نیارم من شنبه شب یعنی ۲۷ تیر ساعت ۱۰ شب کیشه ابم پاره شد اول شام خوردیم من بلند شدم رفته بودن اتاق هی وسیله هایی که جمع کرده بودم رو چک میکردم اگه چیزی برنداشتم بگم همسرم برای روز زایمان برام بیاره،خودمم زایمان راحت و بدون اذیت رو در نظر گرفته بودم و کلی برای نزدیک شدن به روز دیدار با پسرم خوشحال بودم ولی تو اتاق از روتخت که بلند شدم یک دفعه ازم حجم زیادی از خارج شد منم شوکه شدم و با ترس مامانم رو صدا زدم که مامان بیا اتاق اومد با گریه گفتم این چی بود ازم رفت یه عالمه اب ریخت مامانم گفت کیسه ابته و اونم با ذوق گفت حاضر شو بریم بیمارستان که همین امشب پسرتو میبینی

ادامه تاپیک بعدی...
مامان محمد علی 💙👶🏻 مامان محمد علی 💙👶🏻 ۳ ماهگی
تجربه زایمان ( پارت ۳ )
خیلی اذیت شدم هم روحی و هم جسمی . فکر نمی‌کردم این همه تلاشم آخر بی نتیجه بشه . سزارین هم خیلی اذیت شدم . وسط عمل به شدت پهلو درد شدم و قفسه سینم درد میکرد که بهم خواب آور زدن و گیج شدم یکم . بعد عمل تا دو هفته بعدش پهلو درد شدید بودن و به شدت درد داشتم . خلاصه خیلی ناراحتم ازین وضعیت و با اینکه به شدت درد طبیعی کشیدم اما خیلی دوست داشتم طبیعی بشه تا اون وضعیت و درد شدید بعد عمل .
از بیمارستان هم اصلا راضی نبودم . البته تو بخش همه چی خوب بود . رسیدگی واقعا خوب بود . اما بخش زایمان اصلا خوب نبود . چون کلاس زایمان راحت رفته بودم ، هرکاری میخواستم بکنم میگفتن این روش ها به درد نمیخوره بخواب رو تخت و ان اس تی . ماما همراه هم خودشون به زور گرفتن یعنی برگشو دادن امضا کردم اما فهمیدم که اصلا منظور از ماما همراه تو این بیمارستان ماساژ و ورزش و زایمان فیزیولوژیک نیست ، بلکه انجام دادن کارهای معمولی از جمله ان اس تی هست که اصلا وظیفه یک بیمارستان دولتی هم همینه . خلاصه اصلا بیمارستان عرفان سعادت آباد رو برای زایمان طبیعی پیشنهاد نمیکنم اصلا روش های زایمان فیزیولوژیک رو قبول نداشتن و اجازه نمیدن . الکی هم پول ماما گرفتن ولی ماما فقط می‌آمد و معاینه میکرد و ان اس تی می‌گرفت .