۵ پاسخ

چرا با یه مدرسه دیگه😐
این چ کاریه
بگید دوباره برا خودشون جدا جشن بگیرن
یه شعر هم بفرستن بچه ها تمرین کنن تا روز جشن

چقدر مدیر معلم مدرسشون بیشور بی مسعلویت بودن چقدر بچه ها تچ دلشون غصه خوردن🥲

مجبورشون کنید جشن جدا بگیرن براشون
به هر حال ناراحتب و شکایتتون باید نشون بدید

تایپیکات خوندم همشو چقد ناراحت شدم خدا در رحمتش ب روت باز کنه ان شاا... . چراشوهرت فوت شده؟؟؟

وای خاک تو سرشون
هزینه هم گرفتن؟

سوال های مرتبط

مامان نوا مامان نوا ۲ سالگی
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
امروز میخوام درمورد یه پدیده جالب صحبت کنم
به اسم
یادگیری پیش از تولد (prenatal learning )
پدیده ای که  نوزاد پس از تولد چیزهایی که مادر در دوران بارداری تجربه کرده رو به یاد میاره و بهش علاقه نشون میده

من تو دوران بارداری وقتمو طوری تنظیم کرده بود که در طول روز برنامه های مختلفی رو برای خودم اجرا میکردم
خواندن قرآن ، حافظ خوانی ، مولانا خوانی ، گوش دادن به موسیقی اصیل ، حرف زدن با جنین توی شکمم ، رقصیدن ، یوگا و مدیتیشن وفیلم دیدن شبانه با همسرم و پیاده روی
تمام سعیم و میکردم جاهایی که انرژیش برام منفی بود نرم

در طی اون دوران تو خوندن قرآن مدوامت کردم چون ازش آرامش میگرفتم
حافظ و مولانا که با خونم عجین شده بود و بجز کتاب پادکستهای مربوط به اونا رو گوش میدادم

موسیقی و ساز هم که عضو جدا ناپذیر زندگی ماست
دخترم وقتی بدنیا اومد با ساز زدن همسرم ارتباط میگرفت و توی همون دوران نوزادی بهش واکنش نشون میداد و بزرگتر که شد ساز و از همسرم میگرفت و وانمود میکرد که داره ساز میزنه
به کتاب و شعر و رقص و آواز علاقه بسیار داره و موقع خوندن ترانه ما رو همراهی میکنه و سعی میکنه یه کلمه از اونو بگه😂 و جایی که بلد نیست و الکی لب بزنه

همه اینا برام قابل درک بود و میدونستم که حتما به این مسائل علاقمند میشه
ولی یه نکته جالب این بود که ما اصلا اهل تلویزیون نیستیم مگه بخواهیم یه فیلم از بیرون بگیریم و ببینیم


ادامه در کامنت 👇
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان های گل
کتاب آوردم برای جوجه‌ها، چه کتابایی!
نمی‌دونم بچه‌های شما هم به آواها خیلی علاقه نشون میدن یا نه ولی اگر بله، این کتاب‌ها رو از دست ندید. یه مجموعه ۵ جلدی آشنایی با صداهاست. جلد ۱ آشنایی با صداهای تو خونه، جلد ۲ آشنایی با صدای حیوانات، جلد ۳ آشنایی با صداهای خیابان، جلد ۴ آشنایی با صداهای شغل ها و جلد ۵ آشنایی با صداهای طبیعت.
کتابها به صورت شعرند و انتشارات افق اون ها رو (کتاب‌های فندق) منتشر کرده. جلد سخت نیستن. بنابراین فک نکنم قیمتی داشته باشن. قیمت پشت جلد نسخه‌هایی که ما داریم ۱۲ تومنه ولی نسخه‌های ما خیلی قدیمی محسوب میشن چون از بچه دوستمون که دیگه بزرگ شده بود گرفتیم بنابراین قیمتش احتمال زیاد تغییر کرده.
آبان عاشق ایناست. منم انقدر براش خوندم دیگه خودم همه رو حفظ شدم. یه وقتایی بدون کتاب هم برای آبان از حفظ می‌خونم(مثلا موقع آشپزی کردن) بعد آبان آخر همه بیت ها رو میگه. مثلا من می‌خونم: نه تق نه توق تلق و تلوق صدای چی بود؟ قطارِ؟ آبان با شوق و ذوق میگه: شوغول ( که یعنی شلوغ😄)
یا من می‌خونم: چشمه می‌جوشه قل قل، کجا میره؟ پیشِ؟ آبان میگه: گل.
و وای به اون روزی که یادم بره و "گل" رو خودم بگم. جیغ و گریه که چرا تو گفتی..
مامان جوجو ممد💙 مامان جوجو ممد💙 ۲ سالگی
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
شام پسرک
پلو و ماهیچه پختم خورد و الآن رفته با باباش بخوابه.
خودمم تازه کتاب و جزوه هارو دراوردم که شروع کنم به درس خوندن.
خیلی خیلی خسته ام اینروزا.
هنوز سیستم بدنم به این سبک زندگی و سرکار و دانشگاه رفتن و مادری کردن عادت نکرده بعد از این وقفه ای که برای بارداری و زایمان و بچه داری داشتم دیگه روتین سابق قبلی رو فراموش کردم.
جسمم خسته روحم خسته مغزم خسته...
تو رویاهام خونه ای دارم کنار خونه مامانم؛ مامانم رو سرطان لعنتی ازم نگرفته؛ ایلیارو گاهی میذارم پیش مامانم و خواهرم و خودم میشینم به درس خوندن و استراحت کردن. درحالیکه شام خوشمزه مامان آمادست و خیالم از شام ایلیا راحته دراز میکشم و کمی کتاب میخونم.
ولی حیف که تمام اینها برام یک رویاست.
خلاصه اینارو نوشتم که بگم اگه این شرایط رو دارین اگر مامانای عزیزتون در قید حیاتن اگه کسی رو دارین که یکساعت کوچولوهاتونو نگه داره به کاراتون برسید خداروهزاربار شکر کنین و بدونین خیلیااااا در حسرت این شرایطن...
مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 ۱ سالگی
سلام اومدم تجربه گرفتن از شیر رو بگم 🩷
چون اکثرا می‌خوندم تجربه ترک شیر مادر بود و برای ما شیرخشکی ها چیزی نبود
اول از همه بگم دخترای من ۱۸ شهریور دوسال میشن و حدودا از عید که ۱۹ـ ۲۰ ماه بودن وعده شیرشون رو به مرور کم کردم مثلا اول وعده شیر ظهر رو قطع کردم ، بعدش شیر صبح و الان یک و نیم دوماه بود که بهشون یه وعده قبل خواب شب ۱۸۰ تا میدادم ، اینم بگم که هم شیرخشک هم پاستوریزه ، یعنی مثلا یه شب شیرخشک نداشتیم پاستوریزه میدادم به خاطر همون عادت کرده بودن و هر دو رو میخوردن
اینجا پرسیدم از مامانا و گفتن که مشکلی نداره یه وعده رو بده بهشون
ولی طبق تحقیقاتی که کردم درستش این بود که من باید اون وابستگی که به شیر قبل خواب داشتن رو حذف میکردم و اگه با لیوان هم شیر بهشون میدادم بازم اون وابستگی سرجاش بود
بنابراین تصمیم بر این شد که کلا قبل خواب بهشون شیر ندم
الان دو روزه نمیدم و خداروشکر خوب همکاری کردن
در طول روز بهشون شیر پاستوریزه میدم ولی تو لیوان اونم تاکید نمیکنم که شیره فلان که حساس نشن همون با کیک میدم اونم یه زمان ثابت نمیدم یهو صبح یهو روز بعد ظهر
اینجوری
ممکنه یه روز هم ندم چون به جاش ماست ، و بستنی ،و پنیر و فلان استفاده می‌کنن
همین ✨🌸
✨ اولین شبی هم که شیر نخوردن موقعی که خوابیدن گریه ام گرفت ، فکر میکردم چون شیر خودم رو فقط دوماه خوردن از این لحاظ بهش حسی نداشته باشم ولی تمااااام اون روز ها و شب هایی که با وجود رفلاکس شدیدشون بهشون شیر میدادم و بالا سرشون بیدار میموندم که شیر نیاد تو گلوشون
اومد جلو چشمم و گفتم شما کی بزرگ شدین؟🥹😭🩷🌸🫀

بماند به یادگار
۱۴۰۵.۴.۱۰ روز قطع شیر
مامان Andia مامان Andia ۲ سالگی
سلام مامانا دختر من یک سال و نه ماهشه راستی میخواستم راجعه موضوعی ازتون سوال کنم ما هر سه چهار روز مثلا خونه مادرشوهریم اینایم، سه چهار روز هم خونه خودمونیم و این که دختر من خیلی به پدر شوهرم و مادر شوهرم وابستن، اون‌ها هم آدمای خیلی مهربونی هستن از موقعی که بچه هم به دنیا آمد همه شو پیشیمون بودن کمک کردن، نگه‌داری کردن خیلی بهش محبت میکنن من از این موضوع خوشحالم اما مثلا ما هر وقت که میاییم خونشون بچه هم دیگه من و پدرشو اصلا تحویل نمیگیره اصلا پیشمون نمیاد یا بغلمون نمیمونه و توی خونه خودمون به من و پدرش مامان و بابا میگه مثلا ماما، بابا صدا میکنه اینجا هم پدرشوهرم و بابا صدا میکنه و مادرشوهرم و مامان صدا میکنه خوب؟ یعنی دیگه من و پدرشو را اینجا صدا نمیکنه فقط میره پیش اونا و همه کارهایی خوابش و شیر و بازی و همه چیز دیگه با همون هست و من از یه وقت خوشم خیلی بد دلم میگیره ناراحت میشم میگم یعنی چیه الان بچه من؟ میفکر میکنم دو تا مامان و بابا داره اینجوری تقسیم شده مثلا آنها رو بیشتر از ما دوست داره مامان و بابا پیشمون میکنه فکر میکنه آنها هم مامان و باباشن و اینجوری که آنها رو صدا میکنه آنها رو هم صدا میکنه دلم خیلی میگیره