۱۷ پاسخ

عزیزم تبریک میگم 🌹ممنون از اینکه وقت گذاشتی وبرامون توضیح دادی

عزیزم من الان تاپیک زایمانت‌ رو دیدم😍
بسلامتی تبریک میگم بهت
ممنون که تجربتو انقد دقیق گفتی و خوشحالم که زایمان خیلی خوبی داشتی🥹

سلام عزیزم .دکتر طالبی فردای زایمان هم اومد بهتون سر بزنه یا فقط واسه زایمان میاد

عزیزم ممنونم بابت راهنمایی که کردی
اتاق vip آزاده؟ و اینکه پمپ درد هم استفاده کردی برای بعد از سزارین؟؟؟!!
خانم دکتر ازتون زیر میزی هم گرفتن؟

عزیزم انشاالله مبارکت باشه خدا نی نی قشنگت رو برات حفظ کنه
من یک سوال داشتم شما از بیمارستان عسگریه که زایمان کردی راضی بودید برخورد پرسنل و پرستار ها خوب بود؟
چند تا همراه میشد داشت؟
درکل میتونی درمورد تجربه ات بیمارستان هم بگی؟! 🙏🏻

سلام عزیزم مبارک باشه قدم کوچولوت ان شاالله زیر سایه ی پدر و مادرش بزرگ بشه 💜
شرمنده میپرسم همسرتون مجتمع فولاد هستن ؟ ( بخاطر بیمه میپرسم چون مال منم آسیاس)

شما سزارین اجباری بودید؟؟

عزیزم کدوم بیمارستان زایمان کردی؟

میشه درمورد سقط که کردی و کارهای بعد و دارو وآزمایش و....که رفتی تجربه ات بگی هرکار کردم نشد بیام پی وی ازت بپرسم.من اسفند بچه دومم سقط شدیهو بی دلیل ایست قلبی کرد.الان کابوسم شده بارداری بااینکه بچه اولم خداراشکر هیچیش نبودونیست

سلام عزیزم خداروشکر بسلامتی پسرتو بغل کردی💙
بعد هزینه بیمارستان و دکترت چقد شد؟
بعد بیمه تکمیلیتون چیه؟

الهی عزیزم خداروشکر به خوبی گذشت و الان کوچولوت کنارته
پسرت وزنش خوب بود به دنیااومد باوجود حالت تهوع؟

عزیزم ب سلامتی الهی سالم باشه نی‌نی💚😍😍

بسلامتی

تبریک میگم عزیزم انشالله زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه.
از دکتر طالبی راضی بودید؟ کدوم بیمارستان رفتید؟

انشاالله عزیزم خیرشو ببینید

ای جان دلم.انشالله دامادیش ببینید....ممنون بابت اینکه وقت گذاشتی و تجربه ات گفتی🌸🩷

دکتر طالبی سزارین اختیاری قبول میکنه؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان گل خوشبو ریحانه مامان گل خوشبو ریحانه ۱۱ ماهگی
سزارین سوم
پارت ششم
آخه چون فاصله ی سنی امیر علی و فاطمه با ریحانه زیاده من فکر نمیکردم انقد نسبت بهش احساساتی بشند ولی خب خوشبختانه خیلی خیلی خوب ازش استقبال کردند و حتی توی بارداری خیلی حواسشون به من بود
خلاصه اینکه هیچکدوم از نگرانیهام در مورد سزارین سوم برام مشکلی پیش نیاورد. به هر حال شب اول توی بیمارستان شب سختی بود بخصوص اینکه هنوز شیر نداری و بچه بیقراری میکنه خودت هم درد داری ولی قابل تحملی. در ضمن من پمپ درد نگرفتم چون دکترم گفت خیلی با شیاف فرقی نداره و ممکنه باعث بشه شیرت دیرتر راه بیوفته .
در کل بخوام بگم تجربه ی من در ۳ نوبت سزارین تجربه ی خوبی بوده نمیدونم زایمان طبیعی چه عوارضی داره و چه طوری هستش چون تجربه ای ندارم به همین دلیل به کسایی که به هر دلیل قراره سز بشند بگم که نترسید اگه از دکتر و بیمارستان مطمئن هستید بدونید که همه چیز تحت کنترل هستش و جای نگرانی نیست و هر دردی توی این پروسه قابل تحمل هستش .
این هم از تجربه ی سزارین من
امیدوارم همگی چه سزارین چه طبیعی به سلامتی و بی دردسر بچه های گلتون رو بغل بگیرید و تجربه ی شادی از این اتفاق خاص زندگیتون براتون به یادگار بمونه❤️
مامان نینی مامان نینی ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۶
در واقع بخوام نظر نهاییم رو از زایمان طبیعی بگم اگر برگردم عقب قطعا دگ انتخابش نخواهم کرد
به دلیل:
۱- غیر قابل پیش بینی بودن زمان زایمان چون ما به شدت هر روز استرس داشتیم و منتظر بودیم
۲- فشار روحی شدیدی که به ادم وارد میشه طوری که من بعد از ده روز دکترم رو که دیدم ناخوداگاه گریم درومد و تپش قلب گرفتم و تمام صحنه ها از جلوی چشمام رد شد، حتی الان هم بهش فکر میکنم واقعا حالم بد میشه.
۳- شکل زشتی که الان واژنم به خودش گرفته قبلا اگر ورودیش یک سانتی متر بود الان به یک غار با دهانه ۳ تا ۴ سانتی متر تبدیل شده😐
۴- هموروئیدم بیرون زده و دفع برام خیلیییی سخت شده
درسته الان شاید از دردی که داشتم چیزی یادم نباشه ولی فشار روحی زایمان همچنان با منه و دست از سرم برنمیداره. سعی کردم خیلی کامل براتون تعریف کنم با اینکه بدن تا بدن و تجربه با تجربه هر آدم کاملا میتونه متفاوت باشه.
در ادامه چالش هایی که بعد از زایمان داشتم و هر کسی قرار هست داشته باشه رو هم میگم.
مامان آرن مامان آرن ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من #پارت_آخر
از اونجایی که هیچ بی حسی درست و حسابی نداشتم تمام بخیه زدنای دکترمم حس کردم. واقعا از درد کشیدن خسته شده بودم. پرستار یا ماما هر کاری میخواستن بکنن میپرسیدم اینم درد داره؟ دیگه از دست من خندشون گرفته بود 😂 بعدا متوجه شدم مامانم و مادرشوهرم هم پشت بخش زایمان منتظر ما بودن و تمام جیغای منو شنیده بودن. تو کل دوره زایمانم از من خواسته بودن سزارین بکنم و من با پررویی گفته بودم که نه من طبیعی بچمو به دنیا میارم و این حق طبیعی بچه اس که من ازش نمیگیرم و این حرفا.
دکترم در کنار بخیه درمانی، بخیه زیبایی هم زد و به خاطر همین روند بخیه زدنش یکم طول کشید. ماما ها ۲ بار و پرستار یک بار ماساژ شکمی هم دادنم که واقعا در مقابل درد زایمان میتونم بگم هیچ دردی نداشت. خلاصه درسته که زایمانم دردناک بود ولی خداروشکر سرعت پیشرفتم خیلی خوب بود و من الان هم برگردم عقب بازم زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم. درسته که بخیه هام کمی اذیتم میکنن ولی من از وقتی از بیمارستان مرخص شدم تمام کارای خودم رو انجام دادم و با وجود اینکه چندین روزه خونه مامانم اینا هستیم و مامانم و بابام کمکون هستن اما بیشتر کارای پسرم هم خودم انجام میدم.
اینم بگم که هر چقدر از بخش زایمان بیمارستان آرام راضی بودم؛ از بخشش ناراضی بودم. من اتاق خصوصی گرفته بودم اما امکانات کافی نداشت و پرستار ها هم رسیدگی خوبی نداشتن. البته من ظهر فردای زایمانم مرخص شدم و زیاد توی بیمارستان نبودم.
این بود تجربه زایمان طبیعی من 😊
مامان محمد طاها مامان محمد طاها روزهای ابتدایی تولد
سلام من اومدم😉😁
چه چند تا چیز جدید راجب فرزند اوری و بارداری و زایمان و .... بگم
من با گذشت ۱۵ روز از زایمان اومدم بگم از تجربه زایمان طبیعی دومم اینه که من کلا وقتی سوزن فشار بهم زدن ۲۰ دقیقه بعدش بچه به دنیا اومد کلا زور زدن هم ۴ دقیقه یا ۳ دقیقه طول کشید پسرم به دنیا اومد پسرم من دستش کنار سرش بود برای همینم مجبور شدن برش بزنن و یه دور بند ناف دود گردنش بود یه دورم داخل دستش 😊😉و دیگه چی بگم تا الان با تمام سختی ها با تمام اذیت ها سعی کردم مثبت اندیش باشم شیرم اونقد زیاد نیست ولی سعی میکنم شیر خودم رو بهش بدم ✌️🤍پسر قبلیم عشق من محمد حسین رو شیر خشکی کردن دلم براش میسورخت سعی کردم به این شیر خودم رو بدم و اینکه
پسرم برای زردی حدودا ۴ روز بیمارستان بستری بدر من از ناحیه بخیه هام داشتم ورق میشدم خیلی درد داشتم واقعا اذیت شدم
ولی همش گذشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🤷‍♀️ـــــــت خداروشکر تمام شدن فقط باید کمی صــــــــــــــــ🌱ــــــــبر کنیم
زایمان سخته
بعدش سخته
همه چی سخته ولی ما میتونیم همین
😍💚
مامان جوجو🐣 مامان جوجو🐣 ۲ ماهگی
تجربه بارداری تا زایمانم پارت هشتم🌱
خیلی در حد خلاصه من نوشتم و تجربه های مهمم رو سعی کردم باهاتون به اشتراک بذارم وگرنه کلی بالا و پایین داشتم تو این مدت...
این وسطا یه تجربه عکاسی هم بهتون بگم شاید به دردتون خورد
واسه عکاسی من خیلی پرس و جو کردم و چند تا آتلیه مد نظرم بود ولی آتلیه اولی که رفتم اینقدر عالی بود که اصلا شک نکردم و همونجا انتخاب کردم برم پیش خانم یارعلی آتلیه دیتیل و از انتخابم راضی ام با این که عکسای خام رو دیدم و هنوز فرصت نکردم عکسامو تحویل بگیرم ولی در کل راضی بودم...
خب برگردیم به هفته های آخر بارداریم...
ویزیت آخر که 36 هفته بود رفتم خانم دکتر گفتن دو هفته دیگه مجدد برم و ان اس دی بدم اگه همه چیز اوکی بود 38 هفته و چهار روز که میشد به تاریخ 30 اردیبهشت زایمانم انجام میشه...
26 اردیبهشت نوبتم بود رفتم با دردای که داشتم ان اس دی دادم و خانم دکتر متوجه شدن انقباض هام شروع شده و گفتن موقعیت خطرناکی داری و فردا صبح بیمارستان باش برای زایمان...
نمیدونید اون لحظه چه حسی داشتم
ترکیبی از استرس و ذوق و هیجان...
هم ذوق دیدن کوچولوم رو داشتم هم خوشحال بودم سختی هام تمومه، ویار و تهوعم تمومه، معده دردام تمومه و در نهایت یه کوچولوی با مزه رو میذارن بغلم و مال منه....
مامان سلماجان☺️🩷 مامان سلماجان☺️🩷 ۱۲ ماهگی
سلام مامانای گل
امروز روز چهارم که سلمای قشنگم رو ب دنیا آوردم اول قبل از اینکه از تجربه زایمانم بگم می‌خوام حس قشنگ داشتنش رو ب اشتراک بزارم
دنیای من سلمای قشنگم از روزی که ب دنیام پا گذاشتی همه چیز برام متفاوت و زیبا تر شده .هر روز هر لحظه و هر ثانیه با نگاه کردن ب چشمان معصومت خدارو هزاران بار شکر میکنم😍
حس قشنگی که بهم میدی رو نمیخام با هیچ چیزی عوض کنم
چقدر قشنگه مادر تو بودن کوچولوی من 😍

تجربه زایمان:
چون به دوستای اصفهانی عزیزم قول داده بودم بیام از تجربه زایمان و بیمارستانم بزارم الوعده وفا😀
من بیمارستان امین زایمان کردم اگه بخوام نمره بدم از ۲۰ به این بیمارستان ۸ میدم
این ۸ هم فقط و فقط به خاطر کادر اتاق عمل و دکترم
از نظر تمیزی و نوساز بودن بیمارستان اصلا راضی نبودم خیلی معمولی بود رو به پایین
۸۰ درصد پرسنل اونجا تا چشم کار میکرد دانشجو های کار آموز بودن
از نظر کیفیت غذا صفر😧
پرستار های بخش دو سه نفرشون اصلا اخلاق نداشتن و با مادر اصلا رفتار درست نداشتن .
اتاق ها هم دو تخته بودن
در کل من برگردم به عقب این بیمارستان رو انتخاب نمیکنم
ولی همه اینا فدای یه تار موی دخترم ☺️

تو
مامان آرمان مامان آرمان ۹ ماهگی