تجربه زایمان طبیعی پارت ۶
در واقع بخوام نظر نهاییم رو از زایمان طبیعی بگم اگر برگردم عقب قطعا دگ انتخابش نخواهم کرد
به دلیل:
۱- غیر قابل پیش بینی بودن زمان زایمان چون ما به شدت هر روز استرس داشتیم و منتظر بودیم
۲- فشار روحی شدیدی که به ادم وارد میشه طوری که من بعد از ده روز دکترم رو که دیدم ناخوداگاه گریم درومد و تپش قلب گرفتم و تمام صحنه ها از جلوی چشمام رد شد، حتی الان هم بهش فکر میکنم واقعا حالم بد میشه.
۳- شکل زشتی که الان واژنم به خودش گرفته قبلا اگر ورودیش یک سانتی متر بود الان به یک غار با دهانه ۳ تا ۴ سانتی متر تبدیل شده😐
۴- هموروئیدم بیرون زده و دفع برام خیلیییی سخت شده
درسته الان شاید از دردی که داشتم چیزی یادم نباشه ولی فشار روحی زایمان همچنان با منه و دست از سرم برنمیداره. سعی کردم خیلی کامل براتون تعریف کنم با اینکه بدن تا بدن و تجربه با تجربه هر آدم کاملا میتونه متفاوت باشه.
در ادامه چالش هایی که بعد از زایمان داشتم و هر کسی قرار هست داشته باشه رو هم میگم.

۴ پاسخ

منی که سال۹۷ زایمان اولم به بدترین شکل ممکن زایمان طبیعی کردم و ازساعت۱۲شب تا ۱۰صبح دردکشیدم تا پسرم دنیا بیاد و هربلایی بود سرم اومد
برای زایمان دومم بدون چون و چرا رفتم سزارین و فهمیدم چقدر خوب بوده چقدر خودمو سراولی زجر دادم

همش اوکی میشه عزیزم من بااین ک زایمان راحتی داشتم ولی میگفتم عمرا دیگ بچه بیارم ولی الان میگم پسرم یکم بزرگتر تر بشه دومی و میارم😂😂😂

عزیزم فشار روحی هم بنظر من حل میشه من واقعا تا همین ۱۰روز پیش به زایمان فکر میکردم حالم بد میشد ولی کم کم اثارش پاک میشه و حالت خوب میشه.اینکه میگی باورزش باز هم زایمانت خوب نبوده اشتباهه عزیزم تو از ۲سانت سریع رسیدی به ۵ و بازم به راحتی فول شدی این عااالیه بعضیا بعد از ۱۵/۱۶ساعت درد بازم نمیتونن

عزیزم همه اینایی ک گفتی به مرور زمان درست میشه مخصوصا مورد سه و چهار سر دو ماه کامل جمع میشه!نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان tiam🤎🧸 مامان tiam🤎🧸 ۴ ماهگی
#تجربه زایمان طبیعی۸
نینی من ساعت شش صبح بدنیا اومد تجربه سختی بود واسه من ولی از خدا ممنونم که طاقت درد بزرگ رو بهم داد تا زایمان کنم و بالاخره تموم بشه هر چیز قشنگی توی دنیا تجربش و تاوانش سخته به نظر من و چه خوب که آدم بتونه هر چیزی رو تجربه کنه و بفهمه بعد از زایمان من درد بدن داشتم و دارم هنوز ولی راه میرم و میتونم کارامو انجام بدم.من از زایمانی که داشتم پشیمون نیستم خیلی درد کشیدم ولی ارزشش رو داشت در کل شاید این دردا و روند زایمان برای هر بدن و هر کسی فرق کنه و به صلاح راحت تر باشه نمیشه گفت همه مثل هم هستن من از همگی عذر خواهی می‌کنم قصد بدی نداشتم که اونایی که میخان طبیعی زایمان کنن رو بترسونم چون خودمم تا یک هفته پیش جز همونا بودم و با خوندن تجربه های سخت هم باز رفتم طبیعی یجورایی خواستم تجربش کنم و انتخاب نوع زایمان دست خودتونه بستگی به روحیه و تحمل درد رو داره الانم هرکس منو میبینه میگه خوشبحالت طبیعی زایمان کردی بازم میگم انتخاب خود آدم هست نمیشه صد در صد بگی این اتفاقات برای همه یکی هست
با آرزوی سلامتی و حال خوب واسه همه ی مادرایی که باردار هستن و میخوان زایمان کنن 🌹
زایمان طبیعی فرزند پروری تجربه
مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
مامان 🎀 آرام 🎀 مامان 🎀 آرام 🎀 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت ششم:  
دردهای طبیعی اینجوریه که میگیره و ول میکنه و خوبیش هم همینه اگر دردش یکسره بود واقعا سخت میشد. خوبی دیگرش هم اینه که بعد از به دنیا اومدن بچه دیگه هیچ دردی حس نمیکنی و یهو همه‌ی درها از بین میرن.
در آخر هم بگم که قطعا زایمان طبیعی سختی های خودش رو هم داره و بستگی به شرایط جسمی و تحمل هر کس داره،ممکنه کسی باشه که اصلا بدنش مناسب این مدل زایمان نباشه که خب قطعا خیلی اذیت میشه.
من خودم شخصا در برابر درد آدم کم‌تحملی‌ام و صدام در میومد تو دردها با این وجود ماماهمراهم میگفت که صبوری. من با علم به همه‌‌ی اینها زایمان طبیعی رو انتخاب کردم و از نتیجه‌ی انتخابم هم راضیم.
ماما همراه داشتن هم واقعا کمک‌گننده‌اس و حضورش باعث دلگرمی میشه و کمک میکنه زایمان سریعتر و راحت ‌تر پیش بره.
امیدوارم که همگی زایمانهای خوبی داشته باشین و خاطره‌ی خوبی ازش براتون بمونه‌🥰❤
در نهایت هم اگر نکته‌ای جا مونده و یا سوالی دارید میتونید همینجا بپرسید.
مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
۳۹ هفته و ۵ روزم بود که به بیمارستان رفتم و چون علائم زایمان رو نداشتم و دکترم گفته بود اگه دردت گرفت که هیچی ولی اگه درد نگرفت برو این نامه رو به بخش زنان و زایمان نشون بده که بستریت کنن ،بلاخره بستری شدم هر چقدر هم که بهم آمپول فشار زدن تو بیمارستان دردم نگرفت دکتر خودش اومد گفت یکم دوز داروهارو ببرید بالا و پرستارای بخش هم بهم توصیه میکردن که شربت زعفران غلیظ بخورم که اونم جواب نداد کلا هیچ دردی نداشتم ولی با آمپول فشار به زور ۳ سانت شدم که دردام بعد از یک روز بستری شروع شد ولی اونقدری نبود که زایمان کنم چون سابقه فشار بالا رو هم داشتم دکترم اومد و خودش کیسه آبم رو پاره کرد و دردم از اون موقع به بعد شروع شد که به غلط کردن افتاده بودم و به دکترم گفتم که سزارینم کن گفت تا اینجا خوب پیش اومدی باید صبر کنیم که زودتر زایمان کنی از ساعت ۱ ظهر تا ساعت ۷:۳۰ درد کشیدم ولی ارزش داشت چون الان پسرکوچولوم بغلم و خداروشکر میکنم که صحیح و سالم تو بغلم دارمش ولی واقعا زایمان طبیعی درسته که یه روز درد داره ولی الان من هیچ دردی ندارم و میتونم خودم کارای خودم رو بکنم
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
مامان های گل من دو روزه زایمان کردم سزارین،بخوام تجربه ام رو بگم برای مامان اولی ها که هنوز زایمان نکردن و دو دل هستن بین طبیعی و سزارین من ازشون خواهش میکنم خواهش میکنم طبیعی رو انتخاب کنند،
خانم ها سزارین درسته اون لحظه درد نداری که من حتی حین عمل با شکم خالی داشتم عوق میزدم و احساس خفگی شدید داشتم،احساس میکردم که میخوام بمیرم،یک ماما در کنار دکتر در حین زایمان داشت با آرنج زیره سینه هام رو فشار میداد که بچه رو بده پایین که من با بی حسی هم داد میزدم از درد.قبلش صدای سوزن اپیدورال که بین دنده هام فرو میرفت رو می شنیدم حس فلجی کامل کمر به پایین،بعد از سه ساعت بی حسی رفت و سوزش پوستم شروع شد حتی با پمپ درد
البته که پمپ درد بی اثر نبود و خوب بود تقریبا
وای بخوام یه نما از زایمان طبیعی بگم این بود که خانم زایمان کرد خیلی قشنگ اومد نشست و بچه رو شیر داد ولی من حتی حوصله خودمم نداشتم
درسته طبیعی قبلش واقعا دردناکه واقعا آدم مرگ رو جلوی چشمش می بینه ولی بعدش میتونه به خودش و نوزاد رسیدگی کنه که مهمترین کار هم همینه
ولی بعد سزارین آدم از درد حوصله خودش رو هم نداره چه برسه به شیر دادن و ...