عزیزم منم سابقه کیست بارتولن دارم دو بار بخاطرش اخرای ۱۴۰۳ رفتم اتاق عمل🤕حالا چیکار کنم سزارین اختیاری رو هم ممنوع کردن ،من موندم و وحشتی که از زایمان طبیعی دارم😭😭
واای عزیزم منم بعد زایمان خیلی سختی کشیدم چون موقع زایمان واسه ام توضیحی برای مراقبت از بخیه هام ندادن
قسمت هفتم(آخر):
منم اومدم خونه و دردم لحظه ب لحظه بیشتر میشد.در حدی که فکر کردم شاید کارم به بیمارستان بکشه، نمیخواستم برم بیمارستان چون احتمال میدادم بستری کنن بخاطر بچه نمیخواستم بستری بشم.
ساعت یک دیگه دردم خیلی زیاد شد، دست به دامن شیاف دیکلوفناک شدم...
رفتم پیش بچه خوابیدم، ۲ و نیم بچم بیدار شد شیر میخواست، با بدبختی نشستم و شیر دادم، ساعت ۳ شد سینمو ول کرد و خوابید. یهو حس کردم شلوار و شورتم خیس شدن. پاشدم دیدم رو ملافه دوتا لک گنده، شورت و شلوارو کشیدم پایین دیدم خیسه خیس، نگو که کیست از یه جایی سرباز کرده و داره تخلیه میشه...خلاصه رفتم سرویس اصلا خونی در کار نبود فقط ترشحات چرکی بود و در نتیجه بعله کیست بارتولن بوده نه هماتوم ناشی از خونریزی اون رگ باز...دیشب تخلیه شد، امروزم هربار که سرویس رفتم چند قطره چرک تخلیه میشد،
فردا هم قراره بدم پیش پزشکم تا نجاتم بده.
حالا هدفم از این داستان سرایی چی بود..
اگه کیست بارتولن فعال یا سابقه اش رو دارید موقع زایمان حتما حتما به دکتر و ماما بگید، من اگر میدونستم و یادم میبود و گفته بودم برش رو سمت چپ برام میزدن، موقع بخیه هم داخل کیست نمیشدن که این اتفاقات بیفته
قسمت ششم:
انگار یه سطل آب یخ روم ریخته باشن...تازه داشت حالم خوب میشد پس این چیه آخه...
نمیدونستم هماتومه،یا کیست بارتولن...
پنجشنبه ها هم پزشک های متخصص نیستن، رفتم پیش دوستم که ماماعه.
معاینه کرد گفت نمیتونم تشخیص بدم هماتومه یا کیست بارتولن، اگه هماتوم باشه تخلیه اش خطرناکه ممکنه خونریزی شدید بشه، اگه مطمئن بودم بارتولنه تخلیه میکردم،ولی با توجه به اینکه رگ باز بوده و سابقه هماتوم داشتی ممکنه هماتوم باشه، برو پزشک نظر بده.
و گفت بخیه ها کاملا خوب جوش خورده، هیچ عفونتی هم نداری، تا شنبه که بتونی بری پیش دکترت مشکلی پیش نمیاد.
قسمت پنجم:
یه نکته اینجا بگم ، دو سه روز اول از شدت درد شیاف دیکلوفناک میگذاشتم، و متوجه شدم که یه مکانیسمی داره که نمیزاره رگ باز بسته بشه، چطوری؟
دیکلوفناک توانایی پلاکتها را برای محکم کردن و حفظ لخته کم میکنه در نتیجه، رگی که از قبل مستعد خونریزی بوده، دوباره شروع به خونریزی کرده یا خونریزی آن بیشتر میشه.
حالا بگذریم، پزشکم که خیلی خیلی بهش اعتماد دارم، دارو و پماد تجویز کرد و درمورد ضدعفونی کردن و تغذیه ام توصیه کرد و خلاصه بگم که اون رگ طی این ۲۰ روز گذشته بسته شد، چون دیگه نه خبری از هماتوم بود نه خونریزی و مطمئن شدم که رگ بسته شده.تا اینکه روز پنجشنبه بیدار شدم دیدم دوباره جای بخیه ها ملتهب متورم و دردناک شده...
قسمت چهارم:
بعد از مرخص شدن از بیمارستان روز سوم از شدت درد جای بخیه و برش رفتم پیش پزشک خودم
معاینه کرد و گفت یک رگ موقع بخیه بسته نشده و اون خونریزی کرده، خون جمع شده و تبدیل به هماتوم شده، و درد ناشی از اون هماتوم بود، برام تخلیه کرد و درم آروم شد، دوبار دیگه هم پیشش رفتم و برام تخلیه کرد...تا اینکه به مرور بسته شد.
قسمت سوم:
مشکل بارتولن من سمت راست بود. دقیقا جایی که قرار بود بخیه بخوره، نگو که کیست وجود داشته ولی خیلی عمقی بود و یجورایی از چشم مخفی مونده بود.
ماما موقع زدن بخیه، وارد کیست من شده بود، و اونو سوراخ کرده بود، همزمان که بخیه میزده متوجه شده ازم ترشحاتی خارج میشه دکتر رو صدا کرد
دکتر اومد گفت عفونت درمان نشده داشتی گفتم نخ، گفت کیست، گفتم نه، یهو یاد بارتولن افتادم گفتم کیست بارتولن داشتم، گفت آره همونه، ترکیده،و عفونت داشت بیرون میومد،
خلاصه کیست تخلیه شد، و بخیه ها رو هم زدن، ولی متاسفانه یک رگ رو همونجوری رها کرده بودن.که اونم بعدش برام یک مشکل بزرگ درست کرد.
قسمت دوم:
غده ی بارتولن من دقیقا یکسال قبل از اقدام، دچار مشکل شد، دفعه اول فقط مجراش مسدود شد، بدون درد ولی متورم بود و بعد از یک دوره مصرف دارو ناگهان خود به خود تخلیه شد، و فقط ترشحات شفاف غیرعفونی داشت،
دومین بار به دنبال یک عفونت دچار آبسه ی وحشتناکی شدم، متورم قرمز ملتهب و بسیار دردناک، رفتم پزشک برام تخلیه کرد و دارو مصرف کردم،
بعد از اون خیلی مراقب بودم عفونت نگیرم، که مشکلی پیش نیاد...
خلاصه بعد از اون گاهی حضور کیست کوچیکی رو حس میکردم ولی خودبخود میرفت و میومد، بدون هیچ آزاری.
تا اینکه باردار شدم، در طول بارداری یکبار حس کردم دوباره اومده، ب دکتر گفتم برام آنتی بیوتیک تجویز کرد گفت تو بارداری حتی کوچیکش هم خطرناکه،خوردم و رفع شد.
گذشت تا روز زایمان رسید. من اون روز کیستی ندیدم و حس نکردم، هیچ خبری از آبسه نبود.
وقتی ام موقع بستری شرح حال میپرسیدن هیچ یادم نبود بگم سابقه کیست دارم، راستشو بخوای اصلا فکرشم نمیکردم مهم باشه و چه اتفاقاتی قراره برام بیفته...بگذریم...
بابعد از طی شدن تمام مراحل و فول شدن، رفتم روی اون تخت مخصوص زایمان، و لحظه ی برش فرا رسید...اگه تجربه زایمان و برش داشته باشید، میدونید که معمولا ماما یا پزشک سمت راست پرینه رو برش میزنن،برا من هم سمت راست برش زدن.پسرم به دنیا اومد. موقع زدن بخیه ها رسید
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.