تجربه زایمان طبیعی، قسمت ششم:  
دردهای طبیعی اینجوریه که میگیره و ول میکنه و خوبیش هم همینه اگر دردش یکسره بود واقعا سخت میشد. خوبی دیگرش هم اینه که بعد از به دنیا اومدن بچه دیگه هیچ دردی حس نمیکنی و یهو همه‌ی درها از بین میرن.
در آخر هم بگم که قطعا زایمان طبیعی سختی های خودش رو هم داره و بستگی به شرایط جسمی و تحمل هر کس داره،ممکنه کسی باشه که اصلا بدنش مناسب این مدل زایمان نباشه که خب قطعا خیلی اذیت میشه.
من خودم شخصا در برابر درد آدم کم‌تحملی‌ام و صدام در میومد تو دردها با این وجود ماماهمراهم میگفت که صبوری. من با علم به همه‌‌ی اینها زایمان طبیعی رو انتخاب کردم و از نتیجه‌ی انتخابم هم راضیم.
ماما همراه داشتن هم واقعا کمک‌گننده‌اس و حضورش باعث دلگرمی میشه و کمک میکنه زایمان سریعتر و راحت ‌تر پیش بره.
امیدوارم که همگی زایمانهای خوبی داشته باشین و خاطره‌ی خوبی ازش براتون بمونه‌🥰❤
در نهایت هم اگر نکته‌ای جا مونده و یا سوالی دارید میتونید همینجا بپرسید.

۳ پاسخ

چون من قراره دکتر نگیرم برم از خود بیمارستان همونموق ک دردام شروع شد ی ماما همراه بگیرم

ماما همراه وقتی بستری شدی میاد بالا سرت ؟ یعنی تا ۴ سانت رو ک دهانه رحمت باز بشه بعد ....

پس قابل تحمله دردش درسته؟

سوال های مرتبط

مامان رادمهر🩵 مامان رادمهر🩵 ۳ ماهگی
مامان کارن💙 مامان کارن💙 ۱۳ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی 👇👇
مامانای گل
الان ۱۱ روز از زایمان من میگذره و اگر بخوام از تجربه ام بگم ؛ باید بگم اگر برگردم عقب باز هم طبیعی انتخاب می کنم . من آخرای ۳۷ هفته بودم که زایمان کردم و از هفته ۳۵ ؛ ورزش ها و پیاده روی رو شروع کردم (پیاده روی به صورت منظم خیلی کمک میکنه توی روند زایمان)
من زایمان طبیعی بدون اپیدورال و گاز و.‌.. انجام دادم ؛ من ترجیح دادم بدون بی حسی زایمان کنم البته با توجه به بدن و شرایط تحمل هر فردی هم بستگی داره ، مسلما دردهای خودش رو داره بدون بی حسی . در روند زایمانتون اصلا سعی کنید جیغ نزنید و طبق کارهایی که دکترتون میگه پیش برید تا براتون راحت تر بگذره . و سعی کنید با تنفس عمیق دردهاتون کنترل کنید ، برای طبیعی اگر بیمارستانی که میرید اجازه بدند همسرتون هم میتونه در کل تایم زایمان کنارتون باشه . پیشنهاد میکنم مامای همراه حتما داشته باشید خیلی بهتون کمک میکنه . ورزش هایی که دکتر برای قبل از زایمان بهتون میده رو انجام بدید . (پیاده روی کنید ، اسکات بزنید به صورت نیمه ، دوش آب گرم ، پله بالا رفتن، تمرینات کششی ، تمرین های روی توپ ، داخل آب شنا اگر شرایطش دارید و تمرینات برای لگن ) این ها خیلی بهتون کمک میکنه برای بهتر شدن روند زایمان .
باز هم اگر سوالی هست بپرسید عزیزان اگر چیزی جا انداخته ام بگم😊🙏🏻
مامان آنا مامان آنا ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت سوم
من بیمارستان صارم تهران زایمان کردم. کل زایمانم ۴ ساعت نشد و خیلی خوش‌زا محسوب می‌شدم. دکتر دکتر کرم‌نیا بود و از لحظه‌ای که اومد تا بعد تولد بچه کنارم بود و کلی بهم دلگرمی داد. بخیه‌هامم خودش زد و کارش حرف نداره. از اول بارداری هم من رو تشویق و حمایت کرد و واقعاً براش مهمه که کسی که می‌خواد طبیعی زایمان کنه. ماماها و محیط زایشگاه خیلی آروم بود و همه چیز داشت. همسرم از اول کنارم بود و حضورش خیلی تأثیر داشت. من همش نگران بودم که بعد اون همه درد کشیدن نتونم و سزارین بشم که خدا رو شکر اتفاق نیفتاد.
من باز هم برگردم عقب انتخابم زایمان طبیعیه. حالم از کسانی که سزارین شدند خیلی بهتره و احساس می‌کنم خیلی سلامت‌ترم.
برای تحمل اون درد خیلی آمادگی روحی و ذهنی لازمه و من خوشحالم که از پسش براومدم. موقع زایمان به خودم می‌گفتم این همه زن در طول تاریخ تونستن و تو هم می‌تونی و سعی کردم به بدنم اعتماد کنم. امیدوارم همه زایمان راحت و خوبی رو تجربه کنند.
مامان همتا مامان همتا ۹ ماهگی
(پارت آخر تجربه زایمان طبیعی)
در آخر بگم که تنفس درست واقعا به کار میاد خانمهایی که می‌خوایم طبیعی زایمان کنین
دوم اگه به حرف ماما گوش کنین خیلی زود کوچولوتون و بغل میکنین اما هرچقدر بخواین کار خودتون و بکنین و گوش نکنین به حرفشون طول می‌کشه
سوم اینکه اگه شرایطتون مثل من نبود بنظرم دردا رو خونه بکشین خیلی بهتره چون فضای بیمارستان کلا به آدم استرس وارد می‌کنه
چهارم اینکه درداتون که بیشتر شد اگه ماما همراه نداشتین از تخت بیاین پایین و خودتون ورزش کنین چون رو تخت خیلی دیر تر میگذره روندش کند تر پیش می‌ره
پنجم اینکه قبول کنین که در زایمان طبیعی قراره خیلی در بکشین اگه با این موضوع کنار بیاین خیلی راحت تر میشه واستون من خودم من خودم تصورم خیلی فرا تر از این دردا بود خدایی
در حین اون انقباض ها هم بلند با خودتون صحبت کنین که من میتونم طبیعی زایمان برای خودتون انرژی مثبت بفرستین به بعدش فک کنین که کوچولوتون و میزارن رو شکمتون صحیح و سالم از افکار منفی واقعا جلو گیری چون فقط خودتونین که اذیت میشین
من واقعا راضی بودم از اینکه طبیعی و انتخاب کردم هرچقدرم برگردم عقب انتخابم همینه شاید باورتون نشه وقتی که دخترم مامانم آورد تا شیرش بدم با خودم گفتم دومی رو هم حتما میارم (می‌دونم خیلی پوست کلفتم 😂😂😂)
این از تجربه من امیدوارم بدردتوت بخوره
مامان آرن مامان آرن ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من #پارت_آخر
از اونجایی که هیچ بی حسی درست و حسابی نداشتم تمام بخیه زدنای دکترمم حس کردم. واقعا از درد کشیدن خسته شده بودم. پرستار یا ماما هر کاری میخواستن بکنن میپرسیدم اینم درد داره؟ دیگه از دست من خندشون گرفته بود 😂 بعدا متوجه شدم مامانم و مادرشوهرم هم پشت بخش زایمان منتظر ما بودن و تمام جیغای منو شنیده بودن. تو کل دوره زایمانم از من خواسته بودن سزارین بکنم و من با پررویی گفته بودم که نه من طبیعی بچمو به دنیا میارم و این حق طبیعی بچه اس که من ازش نمیگیرم و این حرفا.
دکترم در کنار بخیه درمانی، بخیه زیبایی هم زد و به خاطر همین روند بخیه زدنش یکم طول کشید. ماما ها ۲ بار و پرستار یک بار ماساژ شکمی هم دادنم که واقعا در مقابل درد زایمان میتونم بگم هیچ دردی نداشت. خلاصه درسته که زایمانم دردناک بود ولی خداروشکر سرعت پیشرفتم خیلی خوب بود و من الان هم برگردم عقب بازم زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم. درسته که بخیه هام کمی اذیتم میکنن ولی من از وقتی از بیمارستان مرخص شدم تمام کارای خودم رو انجام دادم و با وجود اینکه چندین روزه خونه مامانم اینا هستیم و مامانم و بابام کمکون هستن اما بیشتر کارای پسرم هم خودم انجام میدم.
اینم بگم که هر چقدر از بخش زایمان بیمارستان آرام راضی بودم؛ از بخشش ناراضی بودم. من اتاق خصوصی گرفته بودم اما امکانات کافی نداشت و پرستار ها هم رسیدگی خوبی نداشتن. البته من ظهر فردای زایمانم مرخص شدم و زیاد توی بیمارستان نبودم.
این بود تجربه زایمان طبیعی من 😊