پارت سوم زایمان طبیعی مننکته تکمیلی زایمان طبیعی اینه که به قول ماما من اصلا اصلا برای زایمان طبیعی نباید به این فکر کنین که میشه کاری کرد که راحت باشه در هر صورت بعد از ۷ ۸ سانت دردا شدید میشه و مهم ترین چیز اینه که آدم کولی بازی در نیاره درسته که دردش زیاده و واقعا سخته ولی بهترین کار اینه که آدم با چشم باز دکتر و ماما همراه خوبی انتخاب کنه و تا میتونه به حرفشون گوش بده نه اینکه باهاشون بد برخورد کنه چون واقعا هم تو اون شرایط آدمو درک میکنن و واقعا خیلی کمک کننده میتونن باشن
کارایی که من برای زایمان راحت انجام دادم من حواسم به تنفس هام و جیغ نزدن بود
کلاس های ورزش زایمان و زایمان راحت فاطمه آبادی شرکت کردم
۱ - ۳۴ تا ۳۶ هفته ۳ بار در هفته ورزش بارداری آنلاین انجام میدادم ۳۶ هفته به بعد هرروز ورزش میکردم
هفته آخر شیاف گل مغربی میزاشتم و ۴ شب پشت هم رابطه داشتم البته قبلش استراحت داشتم هیچ رابطه ای نداشتم

۶ پاسخ

عزیزم میشه شماره فاطمه آبادی رو بدید برای کلاس

بعضی وقتا خیلی وسوسه مبشم برا زایمان طبیعی.
ولی نمیدونم. چکار کنم
خدا کنه هممون زایمان خوبی. و تجربه کنیم

خیلی عالی منم طبیعیم انشالله قسمت ما
خرج بیمارستان حدودا چقدر شد

بخیه هم خوردین؟

شیاف کلا اجباری باید بزاری ؟

خیلی ممنون که تجربتون رو گذاشتید .منم می‌خوام زایمان طبیعی بکنم و این اولین بارداری و زایمان من هست هیچی نمی‌دونم چیکار باید بکنم اینطوری تجربه هارو میخونم تا راه بیفتم

سوال های مرتبط

مامان 🎀 آرام 🎀 مامان 🎀 آرام 🎀 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت ششم:  
دردهای طبیعی اینجوریه که میگیره و ول میکنه و خوبیش هم همینه اگر دردش یکسره بود واقعا سخت میشد. خوبی دیگرش هم اینه که بعد از به دنیا اومدن بچه دیگه هیچ دردی حس نمیکنی و یهو همه‌ی درها از بین میرن.
در آخر هم بگم که قطعا زایمان طبیعی سختی های خودش رو هم داره و بستگی به شرایط جسمی و تحمل هر کس داره،ممکنه کسی باشه که اصلا بدنش مناسب این مدل زایمان نباشه که خب قطعا خیلی اذیت میشه.
من خودم شخصا در برابر درد آدم کم‌تحملی‌ام و صدام در میومد تو دردها با این وجود ماماهمراهم میگفت که صبوری. من با علم به همه‌‌ی اینها زایمان طبیعی رو انتخاب کردم و از نتیجه‌ی انتخابم هم راضیم.
ماما همراه داشتن هم واقعا کمک‌گننده‌اس و حضورش باعث دلگرمی میشه و کمک میکنه زایمان سریعتر و راحت ‌تر پیش بره.
امیدوارم که همگی زایمانهای خوبی داشته باشین و خاطره‌ی خوبی ازش براتون بمونه‌🥰❤
در نهایت هم اگر نکته‌ای جا مونده و یا سوالی دارید میتونید همینجا بپرسید.
مامان همتا مامان همتا ۱۰ ماهگی
(پارت آخر تجربه زایمان طبیعی)
در آخر بگم که تنفس درست واقعا به کار میاد خانمهایی که می‌خوایم طبیعی زایمان کنین
دوم اگه به حرف ماما گوش کنین خیلی زود کوچولوتون و بغل میکنین اما هرچقدر بخواین کار خودتون و بکنین و گوش نکنین به حرفشون طول می‌کشه
سوم اینکه اگه شرایطتون مثل من نبود بنظرم دردا رو خونه بکشین خیلی بهتره چون فضای بیمارستان کلا به آدم استرس وارد می‌کنه
چهارم اینکه درداتون که بیشتر شد اگه ماما همراه نداشتین از تخت بیاین پایین و خودتون ورزش کنین چون رو تخت خیلی دیر تر میگذره روندش کند تر پیش می‌ره
پنجم اینکه قبول کنین که در زایمان طبیعی قراره خیلی در بکشین اگه با این موضوع کنار بیاین خیلی راحت تر میشه واستون من خودم من خودم تصورم خیلی فرا تر از این دردا بود خدایی
در حین اون انقباض ها هم بلند با خودتون صحبت کنین که من میتونم طبیعی زایمان برای خودتون انرژی مثبت بفرستین به بعدش فک کنین که کوچولوتون و میزارن رو شکمتون صحیح و سالم از افکار منفی واقعا جلو گیری چون فقط خودتونین که اذیت میشین
من واقعا راضی بودم از اینکه طبیعی و انتخاب کردم هرچقدرم برگردم عقب انتخابم همینه شاید باورتون نشه وقتی که دخترم مامانم آورد تا شیرش بدم با خودم گفتم دومی رو هم حتما میارم (می‌دونم خیلی پوست کلفتم 😂😂😂)
این از تجربه من امیدوارم بدردتوت بخوره
مامان رادمهر🩵 مامان رادمهر🩵 ۴ ماهگی
پارت دوم زایمان طبیعی من

ساعت ۱ شدم ۶ ۷ سانت که همه شاخ در آوردن چون همچنان درد پریودی داشتم دکترم گفت ۱/۳۰ بهم آمپول فشار وصل کنن که دیگه دردام شروع شد تا ۲/۳۰ دردش قابل تحمل بود بعد از این ماما همراهم یکم ورزش سبک داده بود بعد که سرمم تموم شد گفت رو تخت سجده برم چون سر بچه داخل لگن نیومده بود کامل
خدایی درسته سجده چیز راحتیه ولی تایمش زیاد بود و از درد داشتم میمردم خیلی برام سخت بود ولی به شدت آدم حرف گوش کنی بودم
یکسری ورزش و سجده انجام دادم دیگه داشت حالم بد میشد حالت تهو زیاد داشتم
دیگه ۲/۳۰ به بعد دردام زیاد بود ولی خب یکسره حواسم به تنفس هام بود اصلا داد نمیزدم فقط تا جایی که میتونستم آروم ناله میکردم و نفس های عمیق میکشیدم
دیگه بعد از اون حواسم به ساعت نبود ولی واقعا یک ساعت درد زایمان طبیعی انگار ۱۰ ساعت میگذره خیلی خیلی زیاده و تا موقع زایمان من خیلییییی معاینه شدم نزدیک به ۱۵ بار معاینه شدم خیلی اذیت شدم خیلیاشم تحریکی بود واقعا خیلی عذاب کشیدم
موقع زور زدنم حواسم بود تا جایی که میتونم لبامو رو هم فشار بدم کمتر داد بکشم واقعا هم به حرف دکترم و ماما همراهم گوش میدادم ۳ ۴ تا بخیه بیرونی خوردم و گل پسرم به دنیا اومد
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۲ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….