۳ پاسخ

دقیقا موافقم
من با اینکه سر زایمان اولم کلی اذیت شدم الان اصن یادم نیس چطوری اون روزا رو گذروندم

سزارین هم بده🤦🏻

من از تو بدتر بود

سوال های مرتبط

مامان 🎀 آرام 🎀 مامان 🎀 آرام 🎀 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت ششم:  
دردهای طبیعی اینجوریه که میگیره و ول میکنه و خوبیش هم همینه اگر دردش یکسره بود واقعا سخت میشد. خوبی دیگرش هم اینه که بعد از به دنیا اومدن بچه دیگه هیچ دردی حس نمیکنی و یهو همه‌ی درها از بین میرن.
در آخر هم بگم که قطعا زایمان طبیعی سختی های خودش رو هم داره و بستگی به شرایط جسمی و تحمل هر کس داره،ممکنه کسی باشه که اصلا بدنش مناسب این مدل زایمان نباشه که خب قطعا خیلی اذیت میشه.
من خودم شخصا در برابر درد آدم کم‌تحملی‌ام و صدام در میومد تو دردها با این وجود ماماهمراهم میگفت که صبوری. من با علم به همه‌‌ی اینها زایمان طبیعی رو انتخاب کردم و از نتیجه‌ی انتخابم هم راضیم.
ماما همراه داشتن هم واقعا کمک‌گننده‌اس و حضورش باعث دلگرمی میشه و کمک میکنه زایمان سریعتر و راحت ‌تر پیش بره.
امیدوارم که همگی زایمانهای خوبی داشته باشین و خاطره‌ی خوبی ازش براتون بمونه‌🥰❤
در نهایت هم اگر نکته‌ای جا مونده و یا سوالی دارید میتونید همینجا بپرسید.
مامان tiam🤎🧸 مامان tiam🤎🧸 ۴ ماهگی
#تجربه زایمان طبیعی۸
نینی من ساعت شش صبح بدنیا اومد تجربه سختی بود واسه من ولی از خدا ممنونم که طاقت درد بزرگ رو بهم داد تا زایمان کنم و بالاخره تموم بشه هر چیز قشنگی توی دنیا تجربش و تاوانش سخته به نظر من و چه خوب که آدم بتونه هر چیزی رو تجربه کنه و بفهمه بعد از زایمان من درد بدن داشتم و دارم هنوز ولی راه میرم و میتونم کارامو انجام بدم.من از زایمانی که داشتم پشیمون نیستم خیلی درد کشیدم ولی ارزشش رو داشت در کل شاید این دردا و روند زایمان برای هر بدن و هر کسی فرق کنه و به صلاح راحت تر باشه نمیشه گفت همه مثل هم هستن من از همگی عذر خواهی می‌کنم قصد بدی نداشتم که اونایی که میخان طبیعی زایمان کنن رو بترسونم چون خودمم تا یک هفته پیش جز همونا بودم و با خوندن تجربه های سخت هم باز رفتم طبیعی یجورایی خواستم تجربش کنم و انتخاب نوع زایمان دست خودتونه بستگی به روحیه و تحمل درد رو داره الانم هرکس منو میبینه میگه خوشبحالت طبیعی زایمان کردی بازم میگم انتخاب خود آدم هست نمیشه صد در صد بگی این اتفاقات برای همه یکی هست
با آرزوی سلامتی و حال خوب واسه همه ی مادرایی که باردار هستن و میخوان زایمان کنن 🌹
زایمان طبیعی فرزند پروری تجربه
مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۶
در واقع بخوام نظر نهاییم رو از زایمان طبیعی بگم اگر برگردم عقب قطعا دگ انتخابش نخواهم کرد
به دلیل:
۱- غیر قابل پیش بینی بودن زمان زایمان چون ما به شدت هر روز استرس داشتیم و منتظر بودیم
۲- فشار روحی شدیدی که به ادم وارد میشه طوری که من بعد از ده روز دکترم رو که دیدم ناخوداگاه گریم درومد و تپش قلب گرفتم و تمام صحنه ها از جلوی چشمام رد شد، حتی الان هم بهش فکر میکنم واقعا حالم بد میشه.
۳- شکل زشتی که الان واژنم به خودش گرفته قبلا اگر ورودیش یک سانتی متر بود الان به یک غار با دهانه ۳ تا ۴ سانتی متر تبدیل شده😐
۴- هموروئیدم بیرون زده و دفع برام خیلیییی سخت شده
درسته الان شاید از دردی که داشتم چیزی یادم نباشه ولی فشار روحی زایمان همچنان با منه و دست از سرم برنمیداره. سعی کردم خیلی کامل براتون تعریف کنم با اینکه بدن تا بدن و تجربه با تجربه هر آدم کاملا میتونه متفاوت باشه.
در ادامه چالش هایی که بعد از زایمان داشتم و هر کسی قرار هست داشته باشه رو هم میگم.
مامان آوینا مامان آوینا ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
سلام دوستان وقتتون بخیر
من برای زایمان بیمارستان انصاری پیش دکتر بنی فاطمه رفتم خواستم تجربه ام رو بگم شاید به درد دوستان باردار بخوره
دکترم کارش فوق العاده عالی بود با اینکه ماه آخر رفتم پیشش رسیدگی و پیگیری خیلی عالی بود زایمان هم وقتی فهمید از طبیعی میترسم قبول کرد که سزارین انجام بدم بدون اینکه زیرمیزی بگیره
بیمارستان هم رسیدگیش خوب بود و تمیز بود و نسبت به بقیه بیمارستان های خصوصی تاپ قیمتش مناسب بود
من بیمه تکمیلی دانا داشتم که کل هزینه با اتاق خصوصی و پمپ درد شد ۴۸ میلیون که ۲۸ تومنش رو بیمه تکمیلی داد البته اگر بیمه تامین اجتماعی هم داشته باشید یه بخش دیگه اش رو هم اون میده برای من چون بیمه خدمات درمانی بود و زایمان اولم بود اون هزینه ای نداد
دکتر بنی فاطمه درمانگاه حضرت ابوالفضل نیروی هوایی تهران و درمانگاه حرم شاه عبدالعظیم میشینه و بیمارستان های انصاری و خمینی و خاتم الانبیا هست تا جایی که من میدونم فوق العاده دکتر خوبیه امیدوارم که شما هم تجربه خوبی از زایمانتون داشته باشین واسه من که خاطره خیلی قشنگی شد خداروشکر
در ضمن اینارو نوشتم که هم به خانم های باردار کمک بشه هم تشکری باشه از دکترم که تو این دوره زمونه که همه دکترا زیر میزی میگیرن ، این دکتر بی چشم داشت کار میکنه
مامان تیام مامان تیام روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت 3
این رو ماماها متوجه نشدن و وقتی دکترم معاینه کردن گفتن که این بچه‌طبیعی دنیا نمیاد هر دفعه میاد تا دم‌در‌و‌ برمیگرده بالا،دیگه آماده شدیم برای اتاق عمل و در نهایت تیام من ساعت هشت و پنجاه دقیقه صبح روز ۲۹ مرداد به دنیا اومد
در واقع این تجربه زایمان هم تجربه زایمان طبیعی بود هم سزارین، من خودم رو به خدا سپرده بودم و گفتم خدایا با اینکه الان ۴۰ هفته ام و برای زایمان فیزیولوژیک خودم رو آماده کردم(ورزش و پیاده روی و شیاف گل‌مغربی و همه کارایی که برای زایمان طبیعی لازمه) باز هم خودم رو به تو میسپارم هرچی که به صلاح خودم و بچم‌هست همون بشه و در نهایت درد طبیعی رو کشیدم با دهانه رحم ۱۰ سانت سزارین شدم، خواست و صلاح‌ خداوند این بود و من راضی ام به رضای خودش، اگر سزارین نمی‌شدم،‌اگر‌ دکترم دیر می‌رسید و همچنان ماماها تلاش میکردن من طبیعی بچه‌رو بدنیا بیارم معلوم نیست الان‌ تیام کنارم خوابیده بود یا نه، چون دفع مکونیوم داشت و نوار قلبش خوب‌بود ماماها میگفتن دفع داشته فقط هنوز ازشون نخورده که نوارقلبش خوبه