۷ پاسخ

انشالله مشکلش حل بشه بگو زنگ بزنه به این شماره وقت مشاوره بگیره بگه برای وسواس 09128506011خانم محمدی بهترینن

من خواهرم همینجوریه چنان وسواسیه چنان ک میره توکوچه تا مچ شلوارش بالا یه وقت خاکی نشه اما خونه همه همینجوریه وسواسش

خواهر منم درگیره چهار پنج تا دکتر مختلف هم رفته خیلی از چیزاشو دکترا کمک کردنه کنار گذاشته خیلیاشون مونده الان پیشه یه دکتر اصفهان رفته تاببینی نتیجه داره خیلی زندگی برا همچین ادمایی سخته

وسواس کاری نمیشه کرد مادر منم همینطوره

درمان تا خودش نخواد نداره
بعدم چقد بهش رو دادی ک اینجور رفتار میکنه ،معنی نداره انقد پر رویی

پر آب

حالا بادکنک چرا در آب کرد

سوال های مرتبط

مامان آقا محمد مامان آقا محمد ۶ سالگی
اوتیسم# پوشک#شیرخشک#
سلام مامان ها، خیلی نگرانم استرس شدید گرفتم،
پسرم ۲سال و ۱ماهشه ۳۵هفته و ۵روز به دنیا اومد و زایمانم زودتر از موعد بود البته داخل دستگاه نرفت،
وزنشم ۲کیلو ۲۰۰ بود و خیلی ریز بود ، هنوز حرف نمیزنه در حد ماما، بابا ، به به ، وقتی صداش میکنیم اصلا واکنش نشون نمی ده به اسمش ، بیشتر با خودش بازی می‌کنه ، تنها دراز می‌کشه می‌خنده یا با یه چیزی رو می‌ره

ولی مثلا لباس منو میاره مثلا بپوش بریم بیرون، یا داداشم و زن داداشم رو میبینه میره بغلشون که یعنی منو ببرید خونتون، یا منو می‌بره سر یخچال یعنی صبحانه بده بهم یا لیوان برای آب دادن بهش میده دستم
یا بعضی اسباب بازی ها رو میاره و می‌دونه کاربردشون چیه و اشاره می‌کنه بازی کنیم مثلا ماسک صورت می‌بره سمت صورتم، دوست داره باهاش بازی کنم بچرخونمش یا قلقلک بدم و...نگاه چشمی زمانی باهاش بازی کنیم و بخندونیمش یا دالی بازی کنیم به صحنه های خشن یا خنده دار داخل فیلم درک داره و واکنش نشون میده به خصوص خندیدناما مثلا خوراکی رو میاره میده دستم باز کنم فقط نگاهش به خوراکی و دست من هست به خودم نگاه نمیکنه ، تلویزیون هم زیاد میبینه
و یه نکته دیگه اینکه تا ۱سال و ۵,۶ماهگی تا صدای آهنگ می‌شنید شروع میکرد رقصیدن اما دیگه خالم فوت شد و مدتی آهنگ و رقصیدن نبود تو خونه اونم دیگه فراموش کرد الان فقط اگه براش برقصیم میخنده و دوست داره بغلش کنیم، نگران اوتیسم شدم، لطفا اگه کسی تجربه داره راهنماییم کنه
مامان مه یاس و طهورا مامان مه یاس و طهورا ۶ سالگی
فرزندپروری شیرخشک پوشک
سلام دردودل
من نمیدونم بااین شعور بی مسولیت چکارکنم منت هم میزاره بش میگم بچه شیرنداره یکاری کن تواین شش ماه به هربدبختی بوده گرفتم شیرپوشک دختربزرگم سروسامان دادم غذا این وراون ور بعداینهمه ازخودگزشتگی همیشه یه پولی کنارداشتم که بتونم برابچه هام خرج کنم
برگشته میگه نمیدونم تواین پول ازکجا میاری عللن بهم تهمت میزنه اماخدامیدونه که من شده یاازکسی قرض کردم بش پس دادم برابچه هام خوراکی شیر ایناگرفتم ازحقوقش یه مقدارجدا گزاشتم الان بهم واقعابرخورد به زبون نیاورد اما طوری گفت ازصدتاحرف دوست پسربدتربود ،این دوره دوست وسرکجایه بادوتا بچه کلی دغدغه زندگی مشکلاتم به هیچ عنوان به همچین چیزی فک نکردمو نمیکنم چنان دلم گرفت گفتم بری برنگردی که برای بچه ات نتونی یه شیر یه مرغ برای بچه هات بگیری درست کنم بخورن ،،ادم ایقدعوضی پاشد دودست به سینه ام جلوبچه هولم داد چقدر من بدبختم که بخاطر بچه هام که نمیخوام لطمعخ بخورن زیر دست کسی بزرگ بشن موندم چون دخترن هزارو یک گرفتاری براشون پیش بیاد ناموس دارن g. ای خدا دیگه واقعا کم اوردم از درون پاشیدم واقعا میگم یه شب نگیرم بزارم بچه تاصبح گریه کنه بفهمه این بچه عالیش نیست گرسنی ازبی مسولیتی از لحاظ دیگه میگم این بچه چرااذیت بشه ،خدایا چکارکنم
بی کفایته چطور میتونه وقتی اینترنت نداره یا سیگار میره قرض میکنه نمیتونه یه شیرخشک برا بچه بگیره
پوشک تب واکسن شیرخشک ببلاک