۵ پاسخ

خیلی از دعواکردنامون سر بچه ها به خاطر خشم های سرکوب شده وجودمونه....وقتی از کسی ناراحت میشی حالا چه شوهر چه خانواده یا هر کی خیلی محترمانه بهشون بگو ....از بچه ها مظلوم تر و ناتوان تر نیست تمام حرصمونو رو بچه خالی کنیم😭😭😭 من با خودم عهد بستم اولویت اولم بچم باشه هییییچ وقت به خاطر اعصابی که دیگران خوردش کردم سر بچم خالی نمیکنم ...یه چیزی میکوبم یا یه چیزی میخورم....اون بچه خیلی پاک و بی گناهه ...یه فرشتس حق نداریم آزارشون بدیم

عزیز دلم درکت می‌کنم. من هم روحیه‌م حساسه. من هم روانپزشک می‌رم، هم تراپیست. با دارو و تراپی تونستم مدیریتش کنم.

باید قرص ضد افسردگی بخوری

😂😂😂منم همینجورم
آخه از بس تو خونه نشستیم اونام حوصلشو سر میره اذیت میکنن

پسرت چهار سال و شش ماهشه؟ دخترت چند سالشه؟

سوال های مرتبط

مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۵ سالگی
بچه ها چرا من آرامش ندارم
مدام یه دلشوره ای ته دالم هست
یا بچه ها که میخوابم صبح تا شب رو با خودم مرور میکنم تا یه چیزی بالاخره پیدا میکنم که گیر بدم به خودم عذاب وجدان بدم که مادر خوبی نیستم یا چرا فلان موقع فلان چیزو به بچه گفتی با اینکه همش با خودم درگیرم و صبوری میکنم خودخوری میکنم ولی به بچه سخت نمیگیرم
ولی خب آدمیزاد یه وقتایی هم قبرش تموم میشه ولی این حق رو به خودم نمیدم

شوهرمم مدام غر میزنه یا مثل یه بچه کوچیک مدام رسیدگی میخواد یا از بچه داری م ایراد میگیره میخ لوسشون نکن تقصیر توعه که میچسبن بهت تقصیر توعه با هم دعوا میکنن تقصیر توعه فلان بیشتر
بخدا دارم دیونه میشم تحت این فشار

خدایا چقدر بچه پشت هم سخته
دختر بزرگمم وقتی دوسال و نیکش بود خواهرش دنیا اومد بهش گفتیم از بیمارستان آجی خریدیم برات به خاطر همون فکر میکنه بچه ها رو از بیمارستان می‌خرم وقتی با خواهرش بدرفتاری میکنه باباش میگه میبرم خواهران پس میدم اینم ناراحت میشه و گریه
امروز خیلی اذیتم کرد یه کم از کوره در رفتم گریه میکنه مامان منو پس ندی بیمارستان هاااا
منم گفتم مه کلم نه عزیزم هیچ وقت پست نمیدم بعدم گفتم بیمارستان بچه ها رو پس نمیگره فقط میفروشه

میخوام به زبون بچه گونه بهش بگم که بچه ها از شکم مامانشون میان چطوری بگم ؟!؟شماها چطوری گفتید😔

خیلی ناراحتم مدام فکر میکنم واسه یکیشون کم گذاشتم
😭