۱۳ پاسخ

من خودم دوتا پشت سر هم دارم بی شک کسی با دست خودش سختی و بیخوابی نمیده ناخواسته هست و کی دلش میاد جیگرگوشو بندازه به هر سختی باشه نگرش میداره من نگه داشتم خیلی خوش حالم از این موضوع چند سال دیگه دوتا بچه بزرگ دارم سختیش اولشه بعدش راحت میشم اینکه یه بچه رو از اب و گل در بیاری بعد دوباره از اول یکی دیگه بزرگ کنی هم سخته بچه در هر صورتش سخته علف خود رو نیس که خودش بزرگ بشه ما باید بزرگش کنیم

عقلشون تاب داره چندسال دیگه میفهمن چقد فرسوده شدن

من خودم خواستم اول به دلایل پزشکی دوم اینکه ترجیحم اینه یه جا سختیشو بکشم کلا دفتر بچه داری رو ببندم .
کی حال داره چندسال دیگه بعد یه فاصله باز شب تا صبح بچه شیر بده ، دندون دراوردنشون و غذاخوردنشون و از سر بگذرونه ، در کابینتارو ببنده ، خونه رو شبیه مسجد کنه که یوقت با دکوری و فاصله بین مبلا بلایی سرخودشون نیارن و .....
خلاصه که میخواستم این سختیا یجا تموم شه بره ، اگه فاصله مینداختم دیگه هیچوقت بچه نمیاوردم چون فکر کردن به این مسائل از اول ترسناکه برام

اکثرا ناخواستس مگر ن هنوز هورمونا سرجاشون برنگشتن هیشکی ریسک نمیکنه باز بیاره

بیشر نخواسته ان بعضیا می خوان دوتارو باهم بزرگ کنن

من اصلا نکیتونم درکشون کنم واقعا واقعا واقعاااا سختههه من با همین یکی دارم پاره میشم

همه خانما طرز فکر شمارو ندارن خیلیا تک فرزند بودن و خیلی تنهایی کشیدن و دوس ندارن بچشون اینو تجربه کنه
و اینکه نظر من بچه اصلا مانعی برای پیشرفت و خوشگذرونی نیست من اگر بگم بچه بااختلاف سنی کم خوب نیست برای بدن زن خودش میگم وگرنه هیچکسی از دل و زندگی کسی دیگه خبر نداره و اینکه ناخواسته نه خدا خواسته حیف به یه فرشته کوچولو بگیم ناخواسته

ععع لنگه کتونی پسرمه

من الان باردارام سر پسرم خیلی دکتر رفتم‌تا باردار شدم بخاطر وزن بالا و‌کیست و تنبلی تخمدان گفتم خب دیگه من‌حامله نمیشم ک ولی شدم‌شوهرمم گفت ما بالاخره یکی دیگه میخواستیم الان خوشحالم چون بچم یوقتایی واقعا تنهاس اینجوری حداقل هم بازی داره بچه در کل سختی خودشو داره چه الان چه ده سال دیگه

شما سر کار میرید؟

عزیزدلم‌اکثرا ناخواسته بودن

منم مثل تو فکر میکنم

خیلی سخته خدا قوت بهشون واقعا

سوال های مرتبط

مامان آوان و رزان مامان آوان و رزان ۱ سالگی
ننه ها بیاین یکم درد و‌دل کنیم😅 بعداز بچه دار شدن اوضاع زندگیتون چه تغییراتی کرده؟مخصوصا اونایی که دوقلو دارن یا دوتا بچه شیر به شیر دارن…
من که خیلی زندگیم عوض شده
از تو خوشی‌های بعداز ازدواجم یهو افتادم به بچه داری و….
البته خودم خواستم، ولی خیلی زود بچه دار شدم ، ۶ ماه بعداز عروسیم دوقلو طبیعی باردارشدم، خداروشکر ، چون خیلی عاشق بچه بودم کلا دلم زود بچه میخواست البته۲۵ ازدواج کردم ، ۲۷ باردار شدم…
الان با اینکه خیلی خوش میگذره با دخترام اصلا نمیشه توصیف کرد چون دختر داشتن یه لذت دیگه ای داره،،،،ولی دیگه مثل قبل نمیتونم خیلی کارا کنم،
حتی یه خرید حضوری درست و درمون نمیتونم برم …
مایی که هرسه ماه سفر بودیم از بارداری تا الان ۳ سال سفر نرفتیم
حتی مسیر های نزدیک خودمون مثل دریا …
با اینکه صبح تا شب پرستار دارم ولی دکتر با اراشگاه اینا نمیتونم برم😅
جدیدا تو ماشین و صندلی ماشینم نمی مونن که با دوستامون بریم مسیرهای یک ساعته یا ییلاق اینا..
دلم برای مهمونی های شلوغی که میگرفتم تنگ شده…
الان میخام سالی دوبار مهمونی بدم ولی قبلش باید با پرستاران هماهنگ بشم و… مهمونی اینا میریم ولی مثل قبل حال نمیده😅چون حواسم باید به بچه ها باشه..
به نظرتون این بچه ها تا کی از آب ‌گل در میان؟😅🤌🏻
من حتی به بچه دیگه فکر نمیکنم تا حداقل ۱۰ سال دیگه
بازم شکر😅