۱۰ پاسخ

والا من از سرویس ارکوپالم دوتا بشقاب تخت مونده و از لیوان دم دستیم دوتا دونه
زدن نداره که میشکنه دیگه
بچه منم میشکنه

عزیزم کاش وسیله های این شکلی از دم دستش برداری ک این اتفاقا نیفته

پسرمن شکوند یکی از پیاله های ظروف چینی پذیرایی مو ولی اصلا چیزی نگفتم چون روظرف حساس نیستم
خب عزیزم چراسخت می.یری بچه باید کتک زد تا حساب ببره بالاخره مادرشی اصا ناراحت نباش که زدیش مادری همینه بعضب روزا داد میزمی بعضی روزا ریلکسی

خداروشکر ک‌پسرم راه میره،خداروشکر که کنجکاوه و روند رشدشو داره پیش میبره ،خدارو‌هزار بار شکر
قربون همتون مامانا خدا بهتون قدرت بده 💚❤️

عزیزم قدر بچتو بدون خیلیا چشم انتظارن خیلیا دور از جون بچه مریض و ...دارن و ارزو دارن راه بره و حتی کل خونرو هم بریزه بهم ....قبل اینکه بخوای بزنیش فکر کن نفس عمیق بکش
اول اینکه کلا وسیله شکستنی نزار دم دسش و اینکه اگرم بود و شکوند نزنش فقط پرس که اسیب ندیده .؟بهش بگو عیب نداره میام جمعش میکنم تا خورد شیش نره تو بدنش

من پسرمو حتی اگه بهترین چیز خونمو بشکنه نمیزنم عزیزم در دسترس نزار خب وقتی میزاری اونم میخواد کشف کنه برش میدار و میشکنتش

اوف دختر منم همینه

انقد پسر من ظرفای خودم و بقیه رو شکونده داریم سمت ظروف یبار مصرف میریم.فدا سرش خودش زخمی نشه.من از شکوندن و این چیزاش اذیت نمیشم.اینکه کارای خطرناک میکنه خیلی عصبیم میکنه.ارومتر شدی برو سمتش و نوازشش کن.من گریه کنم پسرم باهام گریه میکنه میگه گریه نکن بدتر میشه داستان حق گریه کردن و ناراحتی هم دیگه ندارم.تا دست بزارم رو سرم میاد دستمو برمیداره میگه نه نه .یعنی نزار

اشکال نداره ببرش پارک از دلش دربیار و دیگ این کارو نکن
من بخاطر این ک داد نزنم سرش عصبانی نشم قرص اعصاب میخورم ک لافل این بچرو عصبی بار نیارم
چون من اعصابم فوق العاده ضعیفه نمیتونستم کنار بیام با نخوابیدن و این چیزا داد میزدم الان اوکی شدم
دیگه بچه هستن و کلی انرژی دارن باید تخلیه کنن

پسر منم کار هرروزش شکستنه. روزی ی وسیله می‌شکنه بیشترشم لیوان و بشقاب

سوال های مرتبط

مامان آریشا مامان آریشا ۱ سالگی
امروز خیلی بد گذشت صب بیدار شدم شوهرم وایساد بهونه الکی گرفتن گند زد ب اعصابم ظهر پسرم ناهار نخورد ی پرت کرد بشقاب غذاش شکست دعواش کردم بلند شدم ی غذای دیگه براش درس کردم خابید بعد ک بیدار شد هر کارش کردم نخورد ی گوی داشتم اولین کادو شوهرم تو دوران نامزد بود خیلی دوسش داشتم دادم دستش تا سرگرم بشه پرتش کرد شکست فقط دعواش کردم بلند شدم مرغ پختم براش بهش دادم خورد دوس داشت رفت تو آشپزخونه از رو سر اوپن لیوان برداشت از دستش افتاد شکست شوهرمم نبود کلی دعواش کردم خیلی عصبی بودم زدمش باز دیدم خیلی اعصابم خورده باز زدمش خیلی ترسیده بود خیلی گریه کرد بعد داشتیم شام می‌خوردیم ی بشقاب سرویسم ک برا مهمون گذاشتم و تازه خریدم با قاشق زد داخلش شکست باز دعواش کردم الانم خابیده همینجور اعصابم خورده حس میکنم کنترلش از دستم در رفته همه چی با گریه میگیره خراب کاری میکنه دختر خالش ک ۳ ماه ازش کوچیکتره کتک میزنه تلوزیون خراب کرده کنترل خراب شارژ خراب همه چی پرت میکنه موهام میکشه واقعا موندم چیکار کنم البته الانم داره ی دندون درمیاره همش دستش تو دهنشه