۱۱ پاسخ

شما چ کلاسایی بچه هاتونو گزاشتین

منم بردم تمروز دومین جلسشه
اصلا همکاری نمیکنه ولی مربیش میگ بیار اشکال نداره.خودمم دوسدارم بره
لباسش مهم نیس

من آیه رو گذاشتم کلاس کودک توانا.
در غالب بازی مهارتهای بدنی رو بهشون یاد میدن، دست‌ورزی کار میکنن، خلاقیت با وسایل اطرافشون و کاردستی درست کردن.

فعلا هیچی
ولی نقاشی و ژیمناستیک تو ذهنمه

الهی بمیرم هیچی
ولی تابستون خودم میرم ایروبیک حسامم می‌برم
همونجا ورزش کنه
یا اگه قسمت شد رفتیم شهر تا سال دیگه بچمو میفرستم کلاس

بلخره حریفش نشدی ک نره ؟

بهترین کارو کردی

دخترم رقص دوست داره میخوام بفرستمش رقص و آواز
چون خودش انتخاب کرد و واقعا هم علاقه داره هم استعداد

من کاراته گذاشتم دوجلسه امروز کلاس داره هنو لباس بهش نداده

مبارکه
و بسلامتی عزیزم

عزیزم دخترت چند سالشه گذاشتی ژیمناستیک

سوال های مرتبط

مامان آوینا 💕 مامان آوینا 💕 ۳ سالگی
دوراهی گیر کردم توروخدا میشه راهنماییم کنید
من تصمیم گرفتم دخترمو بزارم مهد به چند دلیل
حالا یک مهدی رو از یماه پیش انتخاب کردم محیطش جدیدتر و جذاب تر بود خوشم اومد گزاشتمش ولی همون روز اول که دخترم گریه کرد و جیغ میزد و به حرف مربی گوش نمیداد مدیر مهد گفت دخترتون نا آرومه شاید نتونم قبولش کنم روز دومم که گزاشتمش یکم پیشش موندم بعدش رفتم زنگ زدن گفتن نه خانم بچتون وا نمیسته بیایید ببریدش بعد رفتم مدیره گفت یکم فکر میکنم بهتون خبر میدم من چند روزی خیلی ناراحت بودم خود مهد خوب بود مربی‌اش خوب بودن ولی مدیر مهد اصلا خوشم نیومد خب دختر من کوچیکتره هنوز
حالا امروز رفته بودم خرید دخترم یک مهد دیگه دید بدو بدو رفت توش رفت کنار بچه ها نشست دست زد خوشحال بود من کلی تعجب کردم ازین رفتارش رفتم با مدیرش حرف زدم گفتم دخترم یکم لجبازه حرف گوش نمیکنه ممکنه گریه کنه میتونم بیارمش گفت آره اقتضا سنشه مشکلی نداره بیاریدش دخترمو دید کلی ازش تعریف کرد و خلاصه رفتارش عالی بود من خیلی خوشم‌ اومد ولی راسیتش یخورده مهد قدیمی ساخته محیطش ساده تره نسبت به قبلی نمیدونم حالا باز ببرمش همون مهد قبلیه یا اینکه برم وسایل و شهریشو بگیرم ببرم این دومی شما بودید کدوم انتخاب میکردید؟
مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
درویش هر چی بنالد درویش تر میشد😭 از صب کلی گریه کردم و ناله ک رادمان تنهایی بازی نمیکنه ..... عصری دلم گرفته بود با رادمان رفتیم خونه داییم تو حیاطشون تاب داره از این تاب های آهنی من رو یکی نشسته بودم رادمانم با بچه اا بدو بدو نوه داییم رو اون یکی تاب بود و محکم تاب میخورد یهو نفهمیدم چیشد رادمان پرید جلو تاب. تاب خورد ب گوش و سرش وااای گریه کرررد بغلش کردم دیدم خون میاد دیگ فقطط دیوونه شدم اصلا نمیفهمیدم چیکار میکنم کلیی گریه رادمان رو بغل کردم از اینور ب اونور. همون موقع باباش اومد دنبالمون رفتیم بیمازستان. خونا از گوشش اومده بود لاله گوشش پاره شده بود ولی گفتن نیاز ب بخیه نداره . برا سرش هم ترسیدم گفتم ی عکس بگیریم دکترم بی توجه براش سی تی اسکن نوشت. رفتیم گرفنتیم . ب دکترم بردیم نشون دادیم دکتر جدید اومده بود شیفت اون قبلی تموم شده گفت چرا سی تی اسکن گرفتین؟؟ گفتم برا خاطر جمعی گفت میدونی چقد اشعه بهش وارد شده؟؟؟ گفتم من چ میدونستم دکتر نوشته براش😭😭 گفت نه وقتی هوشیار بوده نیاز ب عکس نبوده
الان باز برا اون عکس نگرانممم
خدایی ادم سگ بشه کمد بشه مادر نشه😔