۱۷ پاسخ

چقد میفهممت

اینحااکثریت بچشون همیجوره

حتما حتما برو پیش پزشک‌دارو بده سرخود اصلا چیزی مصرف نکن...دارو ودمنوش آرامبش گیاهی از عطاری بگیری بخور بهتر از داروهای شیمیایی هست...

منم مثل تو.چی بگم

فلوکسین خوبه

چقدر منی

نکن اینکار رو با قرصای اعصاب بیشتر روح و روانت بهم میریزه
بچه هستن چه میشه کرد
این دوران هم میگذره بچها بزرگ میشن وما تنها میشیم اونا میرن پی زندگی خودشون ما میمونیم و یاد گذشته و بچگیاشون

بله عزیز من رفتم پارسال. شرایطمو گفتم. گفتم پسر خیلی خیلی خیلی حرف میزنه و سوال میپرسه و من خیلی خوشحالم از این قضیه ولی چون میگرن دارم از وقتی به حرف افتاده من هر روز میگرن دارم خواب هم کم شده چون دیر میخوابه صبح زود بیداره. همه اینا باعث شده هر روز میگرن داشته باشم ازم پرسید احساس میکنی از دستش خسته شدی و دیگه نمیخوایس گفتم نه برعکس عشق میکنم حرف میزنه ولی سزدرد هام که تهوع هست اذیتم میکنه گفت دارویی وجود نداره که باعث بشه تو برونگرا بشی چون براش گفته بودم من درونگرا هستم دویت دارم بیشتر خلوت کنم در سکوت ولی بچم کاملا برعکسه و خیلی سرو صدایی ولی دارویی میدم فشار عصبی که باعث میگرنت میسه کم بسه یه قرص شبی یه عدد داد عالللللللللیییییییی بود هنوز همونو مصرف میکنم سردردم کم شده

بچه هاتو ببر ورزش ببر پارک انرژیشون خالی بشه یا وسایل بازی کروهی بگیر باهم سرگرم بازی بشن مثل خونه چادریا یا خونه بازی بازی اوستا بنا بگیر یه کاری کن سرگرم بشن بهم کاری ندارن

من اس سیتالوپرام میخورم خیلی آروم ترم عوارض زیادی هم نداره

منم سه تا پسر دارم بگم بیش از حد شلوغن نه ها نرمال هستن همش با گوشی مشغولن فقط وقتی تو خونه راه میرن دیونه میشم چند بار توخونه راه برن جارو میکشم باز خونمو وسواس دارم باید همه چیم مرتب باشن کمی خونه بهم میریزه دیوونه میشم

والا من سر یه قضیه ایقد استرس وسواس فکری گرفتم رفتم بهم دارو داد خوردم یه روز ایقد حالم بد شد کارم ب بیمارستان کشید اسم قرصش هم اسنترا بود البته خیلی ها هم خوردن میگن خیلی واسمون خوب بوده ولی برا من وحشتناک بود

من فلوکسامین میخورم خیلی بیخیال تر و آروم تر شدم

بله من رفتم دارو میخورم فقط هم یه قرص خیلی بهتر شدم

گوشی بهشون میدی؟ببین محرومشون کن از چیزایی که دوست دارن به هیچ وجهم هرچقدر گریه کردن کوتاه نیا.از الان نتونی کنترلشون کنی تو سن نوجوانی چندبرابر بدتر میشه

دقیقا بچه های منو توصیف کردی
منم دیگه جدیدا نمیتونم تحمل کنم
خیلی خیلی اذیتم میکنن 😟😟

چرا اعصاب برو مشاور بهت کمک کنه

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
واقعا از وقتی ازدواج کردم و به خصوص وقتی مادر شدم تازه فهمیدم مادرم چقدر فرشته است...واقعا حقه که بهشت زیر پای مادرها باشه، هر چی بیشتر میرم جلو بیشتر به این نتیجه میرسم، دو هفته پیش خیلی بد سرما خوردم رفتم دکتر اومدم به سختی وایسادم پای گاز غذا پختم که شام داشته باشیم و بعدش هم کارای حسین و شستشو ظرف ها و کارای خونه هیچ کس حتی یه لیوان آب دستم نداد چقدر دلم پر کشید برای خونه مامانم که وقتی مریض میشدم نمیزاشت آب تو دلم تکون بخوره...
حالا از دیشب که حسین مریض شد همسرم خوابید و من تا صبح بیدار موندم از صبح هم خودم درگیر دکتر و سونوگرافی بودم حسین پیش مامانم بود، غروب همسرم اومد خونه دیدم اونم مریض شده اونم بد مریض افتاده یه گوشه نه حرف میزنه نه هیچی حتی غذا نمیخوره لقمه گرفتم دادم بهش خورده خودم دارم از پا میفتم سرگیجه دارم از بی خوابی ولی باید حسین رو هم نگا دارم نره سمت باباش که اون استراحت کنه...
دلم میخواست حداقل منم وقتی مریض میشم همسرم بگه برو یه ساعت تو خلوت خودت استراحت کن من پیش بچه هستم