میگم دخترا خدایی بیاین ایندفعه حق ندین به شوهرم🥺نگا کنید… بچه اصلا خونه نمیمونه صبح که بیدار میشه یا من باید آمادش کنم ببرم خونه بابام یا اون ببره بیرون.. امروز صبح پوشوندمش گفتم خونه بابات نبری. گفت چرا مگه چیه و اینا.. کفتم ببر بیرون هوا بخوره بعد زنگ زدم دیدم برده اونجا😡چیزی نگفتم چون پارسال روز تولد بچه باعث شد بریم اونجا و من ۴ روز بحث‌ کردم باهاش اونم دست روم بلند کرد خیلی شدید😞😔که تا هنوزم بهش میگم و ازش متنفر شدم😔حالا میگید چیکار کنم هر بار میبره بیرون میره اونجا.. خب من میفرستم بچه هوا بخوره نکه بره اونجا. هر بار میگن ببر خوشحال نیشه و با منم اخلاقش خوبه ولی بگم نبر روزگارم سیاهه.. الان موندم تابستون تولد بچه قراره چی بشه.. هر جفت خانواده هامون نیرن ییلاقشون.. مام میزیم سر میزنیم تولد رو چجوری بگیریم؟؟ من دوست دارم همون روز سمت خانواده من باشیم اونم همینطور. نظر شما چیه😞

پوشک بچه شیرمادر

۱۷ پاسخ

تولد نگیر خیال خودتم راحت کن

تولد رو نه اینور بگیر نه اونور . سه تایی خونه خودتون بگیر .

خانوادشن دوس دارن اونم پیششون بره شاید بچه میبره بیرون بهد میرن اونجا اونم دوس داره پیش خانوادش تولد بچش جشن بگیره چرا انقدر حساسی زندگی دونفره باهم تصمیم میگیرید باهممم

اولا خب خانوادشن نمیشه بگی نبر
دوما تا اینجایی تولد بگیر بعد دیگه نگیر
من چه بدونم نمیفته تو محرم اینا بهونه بیار

میگی هر دو خانواده میرن ییلاق؟!
اگه جاشون نزدیک هم هستش خوب شمام برید اونجا و تولدش رو بیرون بگیرید، همه رو هم با هم دعوت کنید
ولی وقتی میبره پیش خانواده‌ش، عصرش بگو صبح بردی اونجا بچه از خونه ب خونه شد، حالا ببرش پارک بازی کنه
اینجوری دو سه دفعه بهش بگی همون صبح دیگه میبره بیرون فقط

یا اینکه کلا حساسیتت رو بزار کنار
برده دیگه، میخواستی بچه بره بیرون از محیط خونه ک رفت
اونجام ک میره قطعا بهش خوش میگذره

چرا بچه رو نباید ببره خونه خانوادش
زیادی داری غر میزنی
بچه اونم هست چرا بعد از ازدواج کاری میکنید مردا هر دفعه بخوان برن خونه مامانشون باید بحث پیش بیاد

یعنی بچه هر روز صبح چشمش رو باز میکنه باید ببریش بیرون؟
خب شاید شوهرت خسته میشه بعضی روزاهم میبره اونجا اونا نگهش دارن اینجوری واسش راحتتره.
اگه شرایطشو دارید دوتا تولد بگیرید
اگه ندارید نگیرید اصلا برید اتلیه

بابا بیخیال چقدر ابن مامانای گهواره حساسن ؟ یا شما حساسین یا من بیخیال
خب ببره چی میشه ؟ نوه اوناهم هست بچه ی اونم هست زمانی ک میبره تو استراحتتو بکن خونتو تمیز کنم چیکار داری؟ بخدا الان سرش بچه رفت و امد زندگیتو تلخ میکنی سر درد میاری برای خودت نابود میکنی خودتو دوروز دیگه اصلا برای اون بچه مهم نبست چیشد و چه اتفاقی افتاده میره اونجایی ک خودش دوسداره فقط ما تو جوونی حرص میخوریم والا

شما خودت میگی من آماده اش میکنم میبرم خونه بابام. پس یعنی شما هم بیرون نمیبریش که هوا بخوره. همسرتم داره مثل شما انجام میده.

والا من از خدامه دخترم روزی سه بارم شده میره باشوهرم خونه مادرش... چرا نذارم خب بچشه دلش میخاد فقط بهش میگم اونجا تنهاش نذار اگرم اذیت کرد برگردونش همونقدری که خونواده من دلش میخاد نوشونو ببینن من دوس دارم ببرم اونام همینن سخت نگیر بخدا

بازم تلکی میخوای ناراحت بشی مطمن باش ب بچه خوش میگذره خونه پدر بزرگش.تولد رو بزار وقتی هستن دوتا خانواده رو دعوت کن خونه خودتت

به نظر من در مورد بیرون رفتن اینه شما یه سبد پیک نیک برداری خوراکی .تنقلات .با همسرت سه تایی برین یه پارکی فضای سبزی هم بچه آب و هواش عوض بشه هم کنار هم باشین صحبت کنین با هم وقت بگذرونین. به بچه با هم بودن هم نشون بدین .

به نظر من یا سه تایی بگیرین .یا خونه خودتون باشین همرو دعوت کنین .یا اگه دوست دارین شرایط مالی هم دارین دوتا بگیرین یکی سمت خانواده شما یکی هم سمت خانواده همسر سعی کنین خوش باشین برا هم هر چیزی رو زهر نکنین

تولدتو خودتون سه تا بگیرین

تا ۳-۴ سالگی تولد نگیر
ببر آتلیه
تا اون موقع روی همسرت کار کن
مشاور ببر

ببین شوهر منم همینه و کلا بیرون رفتن و تفریحمون خونه باباشه خیلی‌کسالت‌باره واقعا سعی کن با خانوادش دوست باشی و اونجا بهت خوش بگذره بری پارک خرید ارایشگاه وقتی اونجایی تولدشم اگر میدونی شر میشه کلا نگیر

منم پارسال اولین سال گفت خونه بابام باشه .با اینکه راضی نبودم قبول کردم خانواده خودمم اومدن اونجا با اینکه پرجمعیت هستن آدم های که تا طلاق هم بردنم امسال هم می‌دونم همونه اما باید کوتاه اومد دیگه اخلاقشونه وقتی تهش بی نتیجس دعوا ادامه ارزش ندارع یه روزه میگذزه

سوال های مرتبط

مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۱ سالگی
بابت بیرون روی ک پسرم داشت بردم دکتر بزور یه آزمایش مدفوع نوشت میگفت طبیعیه ۵ ۶ بار تو روز اونم بعد خوردن یه چیزی گفت سیستم گوارش اینطوریه گفتم آخه اینطوری نبود گفت خب حالا ک شده گفت طبیعیه بچت سرحال نشسته منو نگا میکنه بی‌حال نیس وقتی گفت بزار روی تراز وزنش رو ببینم پسرم خیلی گریه کرد و آروم نمیشد آنقدر گریه کرد ک خواهرشوهرم گرفت بغلش دکترم گفت ببرش بیرون بزار با مادرش حرف بزنم دکتر بهم گفت بچت خیلی استرسی هستش و ترسو چون به محیط حدید و وسیله جدید واکنش شدیدی نشون داد درحالی ک من بهش دست نزدم بخوام معاینه کنم ک گریه کرد این واکنش زیاد عجیبه وابسنگی زیادی به خودت داره ببر مشاور کودکان ببر بیرون خونه نگه ندار درحالی ک پسر من عصرا با باباش میرن بیرون پارک نمیره چون بدش میاد فقط علاقه به ماشین داره میگه تو خیابون فقط ماشینا رو نگا کنم بعدا هم میاد ادای ماشینا رو در میاره دنده عقب میره صداشون رو تقلید میکنه پسر من هر روز با پسرعمه ش بازی میکنه و تو یه ساختمون با مادرشوهر خواهرشوهر هستم جای برم میزارم پایین اتفاقا میمونه وقتی نباشم گریه نمیکنه مامانم کو خونه مادرشوهرم رفت و آمد بچه زیاده وقتی بیان باهاشون بازی میکنه خونه مامانم اینا هم برم مادرم میبره بیرون یه چوب میده دستش میگخ خاک بازی کن😂میخوام بگم پسرم خیلی راحت بدون منو پدرش و جای میمونه وابسته نیس یا اینکه بیرون هم می‌بریم ولی جای ک نرفته باشه اولش گریه میکنه بعدش دیگه اوکی میشه فرداش هم بریم اونجا دیکه گریه نمیکنه خب اینا طبیعی نیس ک دکتر اینو بهم گفت ؟ میگه چرا باید از من یا ترازو بترسه و اینجا رو بزار رو سرش مگه دست زدم بهش مگه چیکارش کردم ک آنقدر میترسه😐😂
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۲ سالگی