۶ پاسخ

حتی با خوندن حرفات ام عصبی شدم خدا نجاتت بده

عزیزم انشالله زودتر از اونجا برید برای منم دعا کن منم تو یه ساختمونم درکت میکنم

ماهم یجایم درکت میکنم

از ته قلبم برات دعا میکنم ازونجا بری من یکساله ازشون دور شدم رنگ زندگی رو به چشم دیدم

کاش این شوهرا بفهمن ... منم همین مشکل داشتم وقت خواب مزاحممون میشدن منم وقتی میومد درمیزد مادرشوهرم درو باز نمیکردم میگفتم خواب بودیم دیگ خودش فهمید ولی خب بازم مزاحمتاشون ب شکلای دیگ هست

خدا ب دادت برسه دختر منم با مادر شوهرم یه ساختمون هستم زن تنهاست اون اصلا نمیاد شوهرم بیشتر می‌بره اونم وقت خوابش اصلا نمیبرع شما کدوم سمت تبریزین

سوال های مرتبط

مامان آلوچه مامان آلوچه ۱ سالگی