۱۲ پاسخ

بدترین قسمتش اونجا که تاجیزی میشه فک میکنی این تو بودی که کم گذاشتی

مادر بودن خیلی قشنگه
فقط باید اون حس رو کامل درک کنی
از این دوران لذت ببری چون بالاخره بچه بزرگ میشه و روزی میرسه که تو تنها میشی و هرکاری دوس داری میکنی
ولی دلت برای کودکی بچت تنگ میشه
سختی های خودشو داره ولی شیرینی هاش بیشتره
این روزا هم میگذره مادر مهربون ولی نذار به سختی بگذره، از کودکی بچه ها لذت ببرین و باهاشون زندگی کنید
خداقوت به همه ی مامانایی که اینقدر زحمت میکشن و هیچکس بجز خودشون اون زحمت ها و اون دلسوزی ها رو نمیبینه و درک نمیکنه 🥰🥰

خیلی سخته مادری کردن
می‌دونم تک فرزندی خوبه نیس ولی دیگ توان بچه بزرگ کردن ندارم

شغل مادری سخت ترینه
یهو میبینی اصلا برا خودت زندگی نکردی
چون همش نگران و استرس از واکسن مدرسه ویروس لباس خوراک .....

.

خیلی خیلی سخته مخصوصا بچت غذا نخوره دیونت میکنه منکه رد دادم الان نزدیک دوسالشه۹کیلو هیچی نمیخوره نه غذای سفره نه هیچی اصلا روانی شدم

منی که دوتا دارم ،واقعا عاجزم، هی اینو فلان کلاس ببر ،اونو ببر ، زندگیم افتاده دور تند اصلا دیگه خودم واسه خودم نیستم ، مثل میگ میگ شدم ،
دیشب واقعا خسته بودم شوهرم گفتم کی به ما گفت بچه بیار ،

خیلی حرفتو قبول دارم ولی میترسم بعدا بچه م بگه چرا خواهر برادر ندارم.انقد اذیت میشم روزایی که به اینده و خانواده فکر میکنم

حس قشنگیه🥰

و منی که ارزو دارم دوباره مادر شم ولی .‌‌‌....

منم همینطور خستمممم

همه زندگیت میشه بچه حتی تفریحاتم باید جوری باشه بهش خوش بگذره
شده جایی رفتم بر خلاف میل باطنیم بوده و حوصله نداشتم اما به خاطر بچه ام رفتم

سوال های مرتبط

مامان دلیل زندگیم مامان دلیل زندگیم ۶ سالگی
خیلیییییییی خسته ام
فک کنم اینم ی حور بیماری روحی هست
اینقددددددددددد سرپا هستم از ۸ صبح تا ۱۲ شب
خونه مون خیلییییی بزرگه حیاط و بالکن ۱۰ تا فقط پنجره قدی داره هر هفته ی روز از صبح تا شب اختصاص میدم به تمیزکاری اصلی ی قسمت خونه .مثلا شنبه اول هفته شیشه های طبقه بالا هفته بعد اتاق هاااا
بقیه روزا هم کارای روزمره .........
این وسط هفته دو روز هم شرکت کار می کنم
سه روز هفته زبان دارم
کارای دخترم مدرسه پارک خرید ........
رو دقیقه برنامه ریزی دارم
آسایش ندارم یادم نمیاد کی نشینم و ی فیلم رو باخیال راحت نگا کردم وقتی فیلم میده صداش رو زیاد می کنم میشینم به دوخت و دوز تمیزکاری
شبا از پادرد کلافه میشم
دوس ندارم کسی کمکم کنه به دلم نمی شینه
همش میگم وای وقتم تلف نشه
کتاب می خونم با دخترم دوچرخه سواری کتابخونه شهر بازی .....
خلاصه بگم دیگه زیادی خودم رو درگیر وقت مفید کردم
کم آوردم خسته شدم
شما بگید از کجا شروع کنم خودم روش زندگیم رو دوس دارم ولی دیگه خیلییی دارم به بدنم عذاب میدم😫😫😫😫😫