۱۰ پاسخ

احتمال زیاد دندوناش خب استامینوفن بده آرومشه

پسر من از زمانی ک بدنیا اومده تاالان همش گریه میکنه
ینی این بچه ی دقیقه ساکت نیس
قبلا میگفتن کولیکه
دیگه نمیدونم چرا این نق نقا تموم نمیشه

دقیقاااااا بچه ی منه. نمیفهمم این بچه چشه حتی مای بیبیش نمیکنم ک شاید اذیته ولی نمیدونم هی نق نق. 😭هی میگن دندونه ولی کووو دندون

دخترم همینطوره فقط باید ببرمش بیرون تا اروم بشه بعد بیرونم نمیذاره وایستم باید راه ببرمش جاها جذابی مث پارک.
غذام اصلا دهنش باز نمیکنه فردا میخام ببرمش دکتر.
خودمم همه جام لا درده

وای عزیزم دختر منم گاهی اوقات اینجوری میشه بوسش میکنم گریه می‌کنه پیش‌بندش رو از جلوی پاش برمیدارم گریه می‌کنه کشو رو می‌بندم گریه می‌کنه میگیرمش بغل هم که مثل بچه های بزرگ دستاشو با حرص بالا پایین می‌کنه و منو میزنع در حالی که سرخ شده از گریه
بدتر از همه اینا هم به شدت بد غذاعه غذا که درست میکنم براش یا پرتش میدم یا یکم میخوره بعد با انگشت از تو دهنش در میاره می‌ریزه اینور اونور
خیلی حرص درارن این بچه ها
الان هم از شدت حرص خوردن از دستش سرگیجه و سردرد گرفتم اصلا یه حال مزخرف بدی دارم

دندونه گلم ببرش بیرون

وای پسر منم همینه
حتی باباش نمیتونه ارومش کنه
نه اینکه چند وقت این‌جوری باشه ها نه از اول غرغرو بود
دهنم صاف شده دیگه
ولی الان حس می‌کنم یکم لثه اش ورم کرده

هم سن اضطراب جدایی شونه هم دندون...ینی من بچم یک ماهی بود هلاکمممم کرد از بس ک گریه و جیغ و بی قراری و بی خابی و بی اشتهایی داشت.. بعد ک دندون دومی ش زد بیرون بهتر شد

سلام عزیزم واقعا خسته نباشی ❤️درکت میکنم رستای منم همینه از اولللل ها نه جدیدا مدام نق و گریه همشم باید بغل باشه فقط هم بغل خودم جدیدا گاهی بغل باباش میره به هر کی بگی میگن بچه ب ما از این بدتر بوده😕
ولی احتمالا برا دندونه یکم بگذره خوب میشه

کلا موقع دندون بچهها خیلی نااروم میشن

سوال های مرتبط

مامان آوینا مامان آوینا ۸ ماهگی
مغزم داره متلاشی میشه از دست این بچه یه هفته ست هر شب کلی اذیت میکنه موقع خواب ، به زور میخوابونمش تا خودم خواب برم کمتر از یه ساعت بیدار میشه با‌جیغ و گریه ، قبل اینکه چشم‌ گرم بشه باز از خواب میپرم هر تار میکنم با جیغ میزنه تا یکم شیر میدم می‌خوابه ولی دلم میخواد سرمو بکوبم تو دیوار یا وقتی این بچه اذیت میکنه بخدا دلم میخواد بزنمش امشب اومدم خونه مادربزرگم پشیمونم کرد از اومدن ، ای کاش زندگیمون دست خودمون بود بابا وقتی کسی بچه نمیخواد مسولیت نمیخواد چرا زورش میکنن خدا لعنتشون کنه جونم به جون دخترم بنده ها ولی بچه بزرگ کردن خیلی سخته تازه حرفاشون مغزمو منفجر میکنه یکی میگه چهار دست و پا نمیره یکی میگه تنبله یکی میگه چاقه یکی میگه لاغره یکی میگه کم غذا میدی یکی میگه زیاد غذا میدی ، کار وامونده شوهرمم جوریه شبا خونه نیست خیلی وقتا من به استراحت نیاز دارم نیاز دارم از همه دور بشم آرامش میخوام ، روزای قبل از بچه داری خیلی استرس و فشار کمتری تحمل میکردم من خستم دلم گریه میخواد خشم دارم نمیدونم چیکار کنم دو سال و نیم سه ساله مسافرت نرفتم میدونم اگه بخوام برم هم از دماغم در میاره
تازه فشار و استرس زندگی با مادرشوهر هم یه طرف