۶ پاسخ

برای ما توی اثاث کشی یه پایه‌اش همینطوری شکست، همسرم با چسب چوب چسبوندش

آخی عزیزم اشکال نداره

عه میز عسلی منم پسرم شکسته

عکس از کابینتات نذاشتی هواسم هست🥲

من از باسلام سرچ کردم لچکی تکی و اون لاستیکاشو تهیه کردم...

عزیزممم🥲❤️خسته نباشی

سوال های مرتبط

مامان آرن🩵🧸 مامان آرن🩵🧸 ۳ ماهگی
•خيلي سعي كردم ننويسم كه خاطراتي از اين لحظه ها ثبت نشه
چون حال هممون بده ولي اونقدر صداها زياده كه نتونستم جلو خودمو بگيرم
هرروز فشار روحي زيادي بهم وارد ميشه
دلم به خونمون تنگ شده دلم به آرامش خونه تنگ شده حتي دلم به حوصله سررفتناي تو خونه هم تنگ شده نميدونم قراره چقدر ديگه طول بكشه ولي هرروز كه ميگذره انگار داره سخت تر ميشه 🥲
پسر كوچولو مامان مينويسم واست كه بدوني خودمون بايد قوي باشيم در برابر اين اتفاقا 🥹اين توايي كه باعث ميشي من واسه زندگي كردن تلاش كنم انگيزه زندگي مامان و بابا خيلي دوست داريم 😘
تو اين روزاي پر چالش من براي بدنيا اومدنت لحظه شماري ميكنم وجودم پر از نگرانيه ولي ايمان دارم به خداي بزرگ🙏🏻
تو اين شباي عزيز از خدا ميخوام ما خانماي باردار بسلامتي فارغ بشيم دقيق به موقع و زمان خودش بچه هامون و سالم و سلامت بغل بگيريم
الهي كشورمون امن بشه و آرامش تو همه خونه ها جريان داشته باشه و زندگي به كاممون باشه:)
1404/12/18
مامان هامین🩵👼🏻 مامان هامین🩵👼🏻 ۲ ماهگی
این چند روزی که پسرم اومده پیشمون پر از استرس و ترس از اینک نکنه نتونم ازش خوب مراقبت کنم گذشت 🥲
با هر گریه اش گریه کردم تموم زندگیم خلاصه شده تو حال خوب پسرم👼🏻
مادر بودن خیلی سخته من همیشه وقتی مامانم میگفت مادر میشی میفهمی به مسخره میگرفتم و میخندیدم ولی الان با پوست و گوشت و استخونم میفهمم که مادر بودن یعنی چی🫠
خیلی احساس درموندگی میکنم همش فکر میکنم من به تنهایی نمیتونم این موجود کوچولو که کل امیدش به منه رو بزرگ کنم احساس میکنم کافی نیستم احساس میکنم مادر بدیم که پسرم سینمو نمیگیره و مجبورم شیرمو با شیردوش بدوشمو بهش بدم
هر سری که کشنده و سینمو نمیگیره تمام دنیا رو سرم خراب میشه میخوام بمیرم اون لحظه ولی صورت گریون و تلاشای پسرم برای شیر خوردنو نبینم😓
خلاصه این چند روز پر از حس عذاب وجدان گشنگی پسرم گذشت و واقعا حس میکنم که خیلی مادر بدی هستم خیلی خیلی زیاد
تنها و تنها از خدا کمک میخوام ، میخوام که نیرویی بهم بده تا بتونم از این مرحله سخت و پر چالش عبور کنم ❤️‍🩹
مامان بهادر 💙 مامان بهادر 💙 ۲ ماهگی
مامان پسته جان👶💙 مامان پسته جان👶💙 ۲ ماهگی
سلام از نهمین ماه بارداری 💤💌
پشت دیوار دلم یک صدای پا می آید 👣👨‍👩‍👦
دلبندم ای جگر گوشه من ذوق و شوق دیدنت رو دارم و هر لحظه تورو تو لباسای گوگولی که برات خریدیم تصور می‌کنم 👶
هر لحظه با بابایی و مامان جون برای اومدنت یه قدم برمی‌داریم و خونه رو سرو سامون میدیم تا تو که اومدی همه چیز بوی تازگی بده 💝🏡
پسرم تو تو این ۸ ماه سنگ صبورم بودی و وقتایی که گریه کردم عصبی شدم غصه خوردم تنها بودم همدم من شدی 🤰❤
قلب مادر تو همون نوری که از دل تاریکی بیرون اومد و به زندگیم تابید🌟
اما پسرم میدونم که دلم برای این روزا تنگ میشه روزایی که تو توی دلم بودی برای تکونات برای سکسکه هات که ساز  زندگیمو می‌نواخت برای تپش قلبت که هر وقت برای شنیدنش میرفتم بیشتر از قبل خوشحال میشدم برای اولین باری که رفتم سونو ببینم واقعا باردارم که صدای قلبتو گزاشت و من از اون لحظه باور کردم که مادر شدم  زیباترین نعمت خدا روی زمین برای دل نا آرام من ۱ ماه دیگه بیشتر نمونده تا من مامان بشم از خدا میخوام که در سرنوشت تو بهترین چیز هارو رقم بزنه و هرروز بدرخشی
پس بگو قرار بود تو بیایی و من نمی‌دانستم ای که دردت به جان ناآرام بی قرار من 🫀🤰💝
به امید رویای بوسیدنت 💋🤱

بارداری فرزند پروری نی نی
مامان خداداد🩵 مامان خداداد🩵 هفته سی‌وهفتم بارداری
امروز خر ذووووق ترینم
بالاخره دکتر نامه بهم داد برای ۱۰ مرداد🥹
هنوز باورم نمیشه یعنی قراره بزودی بغلش کنم؟؟
پسر قشنگم منو بابا خیییلی دوستت داریم💋 چقدررر آرزوی این لحظه ها رو داشتم ..چه روزایی که حسرت و آه میکشیدم یعنی میشه یه نینی تو دلم باشه چقدر اونروزا سخت بودن برام که تو حسرتت بودم مادر،و اونروزا برام عین سالها سنگین و غمگین میگذشت ولی امروز وقتی رفتم دکتر و سونو کرد و گفت خانم:
بچتون سالمه و همه چی اوکیه از زور ذوق و شوق نمیتونستم خودمو کنترل کنم ضربان قلبم رفت بالا بزور نفسم کنترل کردم که تند نشه که شکمم هی بالاپایین بره😭 و زیرلب آروم گفتم خدایا شکرت ،خدایا ممنونم که جواب صبرهامو،گریه های شبونمو دادی ..
الان که فکرمیکنم بهش چه دوران سختی رو گذروندم و بابا همیشه دلگرمی میداد بهم که صبورباش حل میشه و اونم امروز کنار من چشماش پر اشک شد ..🥺
خدایا هرکی تو دلش برای یه نینی سالم و سلامت آرزو داره به بزرگی خودت بزودی بهش بده🙏🤲
بماند بیادگار :۱۴۰۵/۰۴/۲۸