۷ پاسخ

نه اصلا اینطوری نیست میدونه ک حرف حرف منه و وقتی حرفمو قبول نکنه برمیگردم خونه .و حتی براش خوراکی و..هم نمیخرم

وای دختر منم همینه خسسسستم دیگ از دستش همش میگم خدایا یه بچه ساکت با آدم نصیب من نکردی
از صبح بیدار میشه جیغ غر داد لج اینو میخام اونجا بریم
روزی هزار دست لباس عوض میکنه

فحش و زدن نه یا مثلا لج برای وسایل هم نه اما سر چیزای دیگه جدیدا حرف گوش نمیده دوست داره همش خودش تصمیم بگیره و امتحان کنه چیزای جدیدو اگه هی بهش نه بگم عصبانی میشه گاهی وقتا داد میزنه قهر میکنه جوابمو نمیده

عزیزم ناراحت نباش همه بچه ها یک‌جور نیستن بعضی ها آروم وحرف گوش کن بعضی ها بدرقلق اینکه میگه همه چی میخام عیب نداره گولش بزن بگو بعدا میخرم نمیدونم جایزه فلان کارت میخرم فحش میده گولش بزن بگو دخترخوب بشی حرف بد نزنی جایزه خوب میخرم عیب نداره یادش میره بچه منم یه فحش میداد پدرسگ بود از سرش افتاد الان گمشو گفتم یاد گرفت کم کم فراموش میکنن بعدا بفهمن بد هست نمیگن نگران نباش فقط نزن دعوانکن بازبون گول بزن دخترم دخترم کن بزار رام بشه

نه خداروشکر از بچگی بهش فهموندم رفتیم خرید حق داره یک چیز برداره مگر اینکه من بهش اجازه بدم دو سه تا چیز ببره پرخاشگری و نقد واذیت داره که یچیز طبیعی بچه اس ولی خب فحش و اینا حق نداره بده باهاش حرف زدم اونم خداروشکر بچه خوبیه

یه دوره شربت امگا سه و ب کمپلکس بده میگن رو خلق و خوی بچه ها تاثیر داره ،بیشتر باهاش بازی کنید محبت زیاد بکنید شاید یه دوره ست که میگذره

منم با اینکه رفتار خوبی باهاش دارم ولی بشدت بدقلق شده فک کنم چالش جدیده 🥴

سوال های مرتبط

مامان اهوراااا، مامان اهوراااا، ۵ سالگی
بچه ها بیاین لطفا بازم داغونم بازم روانی شدم دارم دق میکنم اهورا بشدت تو مهد ادیت میکنه مدیرش مطگفت ب هیج عنوان حرف گوش نمیکنه نمی ترسه حساب نمیبره ..میگفت بدون اجازه ازکلاس میره بیزون حرف گوش نمیده ب هیج وج ..قرصاشم میدم فایده نداره بخدا از صب داغونم من چیکار کنم ..هزار بهش گفام توضیح دادم با ارامش ک بچه یا ادمی ک اذیت میکنه کارای بد میکنه حرف گوش نمیکنه هیج کس دوسش نداره هیج کس دعوتش نمیکنه مزگم دلیل اینکه تو مهدم دوستی نداری ک باهات بازی کنه اینکه ک ادیتشون میکنی خوده مربیش میگفت بقدری توکلاسم حرف میزنه مختل کرده اموزشای کلاسو ...یک ریز حرف میزنه چیکار کنم واقعا ..تو خونع هم حرف گوش نمیکنه مثلا امروز رفتم ی جایی از ماشین پیا ده شدم گفتم پیاده نشو ده بار تاکید کردم نشو تا برگردم بازم پیاده شد ...ب همه چی دس میزنه ..اصلا خطر چیزای خطرناک سرش نمیشه دس میزنه ..مدیرش گفت از عهدش برنمیایم نمی تونم نگهش دارم صدبا.ر محرومش کزدم از مهد رفتن از خونه بازی خوراکی ک دوست داره خیلی کارا کزرم فقط همین مونده تصمیمو قطی کنم گازو باز کنم خودمو خودشو نجات بدم ...